:::.اخبار ایران و جهان.:::

اخبار ایران و جهان

 

قرار است ایران این شکلی شود!

عليک سلام!
این نقشه ای که می بینید، کاری است از
برنارد لوییس، پیامبر نومحافظه کاران یا نئوکان های آمریکایی که با رسالت و الوهیتی که برای خود قائل هستند، سعی در تغییر دادن منطقه و جهان دارند. مطلبی که درباره برنامه آن ها دارم کار می کنم مفصل است و به زودی همین جا می آورمش اما این نقشه را دلم نیاید نبینید، شاید با دیدن این نقشه خیلی از چیزهایی که از رادیو و تلویزیون می شنوید، معنای دیگری پیدا کند، چیزهایی مانند «خاورمیانه بزرگ» و یا نقشه جدید خاورمیانه و یا نقشه راه و یا مناطق امن و ناامن و خلاصه خیلی چیزهای دیگر. اگر هم خطوط انتقال انرژی را در آن لحاظ کنید که دیگر فوق العاده است.

اما نکته ها:
- اگر دقت کنید، نام ایران به «پرشیا» که همان نام باستانی است ثبت شده و البته حتی نام جدید آن هم آمده و «ایرانستان» خوانده شده است. قرار است از جنوب شرقی ایران کم شده و از جنوب غربی پاکستان هم همین طور، که کشوری تازه به نام، «بلوچستان» ساخته شود. افغانستان هم کمی می بخشد و شرمنده، اما چین هم باید کنار بیاید تا «پشتونستان» هم ایجاد شود تا اقوام پشتون افغانستان که خیلی نگران نژآد خود هستند، به این منطق کوچ کنند. از شمال غربی ایران فعلی یا همان گربه خودمان، قرار است هم جمهوری آذربایجان حالش را ببرد و سر ايران را به خود ملحق کند و هم این که بخش هایی  به کردستان واگذار شود تا بالاخره کردها صاحب سرزمین خود شوند. 

- اگر به دریای خزر خودمان در این نقشه نگاه کنید، می بینید که شاید دیگر سهمی از این دریا قرار باشد نبریم و یا این که سهمی در حدود سه درصد. من یا یاد حرف های منوچهر متکی، وزیر خارجه خودمان انداخت که گفته بود سهم سه درصدی. خاطره تلخی بود به هر حال.

- مرزهایی که با خاکستری کشیده شده، مرزهای پیشنهادی آقای لوییس است. مرزهای پررنگ تر، مرزهای فعلی هستند. در ادامه بذل و بخشش ها، می بینید که منطقه ای هم در جنوب ایران واگذار شده به نام «عربستان» که لفظ آن البته Arabistan  است و با عربستان سعودی و یا Saudi Arabia  متفاوت است. عربستان این جا، یعنی منطقه عرب نشین. در نتیجه در کل این قضیه خلیج فارس و جزایر و این ها همگی حل شده است و رفته است کنار.

نکته تر و یا جالب تر:
در کل این نقشه فقط مصر و عربستان سعودی دست نخورده باقی می مانند. جالب تر شد، نه؟

با این حساب از سمت راست که بیاییم، شرمنده پاکستان که باید دو منطقه را بدهد، یکی بشود بلوچستان و یکی پشتونستان. افغانستان که اصولا حرفی ندارد، شاید خوشحال هم بشود. ایران این وسط حلال همه مشکلات است، از یک باریکه می ماند وسط، از بالا می شود ترکمنستان بزرگ و آذربایجان بزرگ و از پایین می شود بلوچستان و عربستان. می رود عراق که دو منطقه شیعه و سنی می شود. همه هم خوش و خرم و خوشحال در کنار هم زندگی می کنیم و دیگر همه ملی گرایی و افراط گرایی و پان بازی و همه را هم می گذاریم کنار و می شویم حسابی متمدن و دوست داشتنی.
تاکید آمریکا بر نشان دادن جنگ عراق میان شیعه و سنی، تاکید بر تقویت عربستان سعودی و کشورهای عربی و خیلی از حرکت هایی که فعلا رسانه ایی هستند، شوخی نیست. اینجا می توانید نسخه بزرگتر این نقشه را ببینید.

پي نوشت: اينم سه لينک تکميلي:
http://www.theatlantic.com/doc/200801/goldberg-mideast

http://www.globalresearch.ca/index.php?context=viewArticle&code=NAZ20061116&articleId=3882

http://www.daanspeak.com/IranAttack03Eng.html

منبع:
thousanddots

-------------------
موخره:  چند روز پيش بمناسبت 15 مي، سالروز تاسيس اسرائيل، کانال BBC مستندي به نام  «The Birth of Israel» (تولد اسرائيل) را پخش کرد. و اما در شماره امروز روزانه در قسمت «دانلود فيلم مستند» اين فيلم مستند را، براي اولين بار در بين سايتهاي اينترنتي از طريق سرورهاي رپيدشر، براي دانلود قرار داده ام. با توجه به مقتضيات BBC مستند نسبتا منصفانه اي مي باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

آب و هوا

تهران

21
29

اهواز

27
43

تبريز

13
26

شيراز

19
34

مشهد

18
33

بندرعباس

26
38

کرمان

17
36

اصفهان

14
31

يزد

22
36

کرمانشاه

13
31

اراک

14
26

رشت

18
21

دبی

31
38


 

نرخ  ارز، سکه و طلا در بازار آزاد

1438 تومان
929 تومان
1810 تومان
885 تومان
250 تومان
255 تومان

يورو اروپا:
دلار آمريکا:
پوند انگليس:
يکصد ين ژاپن:
ريال عربستان:
درهم امارات:

238000 تومان
104000 تومان
54000 تومان
208000 تومان

يک بهار آزادی:
نيم بهار آزادی:
ربع بهار آزادی:
طرح جديد:


 

اوقات شرعی (به افق تهران)

اذان ظهر : 13:01

اذان مغرب : 20:27

اذان صبح فردا : 4:14

طلوع آفتاب فردا : 5:55

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

جزئیات جدید از موارد اتهامی فرمانده بازداشتی ناجا

زمین خواری و سوءاستفاده از عوارض پرداختی خودروهای توقیف شده موارد دیگری از اتهامات فرمانده بازداشتی نیروی انتظامی است.
به گزارش رجانیوز، در پرونده سردار زارع، فرمانده سابق پليس استان تهران که سال گذشته پس از تعقیب و مراقبت بازداشت شد، علاوه بر ارتکاب اعمال منافی عفت، تبانی با یک تعاونی مسکن و زمین خواری به همراه سوء استفاده مالی از عوارض پرداختی توسط مالکان خودروهای توقیف شده در برخی پارکینگ های ناجا وجود دارد.
بنا بر این گزارش، در این سوءاستفاده های مالی یک فعال سیاسی نیز که قصد کاندیداتوری در انتخابات دور بعد را هم دارد، شریک بوده است.
این در حالیست که فرمانده بازداشتی ناجا برای مورد اتهامی عمل منافی عفت ضمن اعتراف به آشنایی با طرف این عمل از طریق چت اینترنتی، عقدنامه موقتی تهیه کرده و همسر دائم وی نیز این مسئله را تصدیق کرده است.
گفتنی است ضابطين طی مدتي تعقیب و مراقبت این نظامی متخلف، در نهایت با دستور آیت الله شاهرودی وی را بازداشت کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

                                   نهضت ترجمه

نويسنده: فاطمه جان احمدى

در اين کتاب نگارنده تلاش دارد تا ضمن معرفى هرچه بهتر و دقيق تر نهضت بزرگ علمى جهان اسلام - نهضت ترجمه - تلاش هاى راستين محققان طراز اول و دانشوران سازنده آن دوره را بيان نمايد. در اين عرصه به برخى ويژگى هاى فرهنگى عصر زرين فرهنگ و تمدن اسلامى نيز اشاره خواهد شد.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● حركت علمى مسلمانان در قرون نخستين اسلامى

● نهضت ترجمه در عصر طلايى عباسيان

● معرفى ادوار نهضت ترجمه در عصر عباسيان

● نهضت ترجمه در اندلس

● دلايل توجه مسلمانان به ترجمه

● روش هاى ترجمه كتاب

● نتايج و پيامدهاى نهضت ترجمه


دانلود کتاب:


لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)

براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 


About Iran


CD کم حجم و جالب در رابطه با ایرانگردی به زبان انگلیسی. این سیدی شامل تاریخچه، تصاویر و…. می باشد که کاری از سازمان ايران گردي و جهانگردي ایران است.

لينک دانلود (حجم فايل حدود 66 مگابايت مي باشد)

رمز فايل: ندارد


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

اندر احوالات مجري‌هاي تلويزيوني


آن‌ور آبی!

اصولا خانم‌ها مي‌توانند در مورد همه چيز اظهار نظر كنند، چي؟! من را به نوشتن مطلبي فمنيستي متهم مي‌كنيد؟ صبر كنيد …  منظورم از خانم‌ها، خانم‌هاي آن‌ور آبي بود، در ثاني مگر بد است كه يك نفر بتواند در مورد همه‌چيز اظهار نظر كند؟!
 

  
1- شبكه قابلمه فروشي:
نام برنامه: «همدم من سنگ صبور غم‌هام!»

توضيح ضروري: اصولا در آن طرف آب‌ها براي وقت مردم خيلي اهميت قائل هستند، مثلا اگر يك نفر بخواهد دكترا بگيرد لازم نيست برود چند سال درس بخواند، بلكه به طور كيلويي به او اين مدرك را مي‌دهند!
بيننده برنامه: سلام خانم دكتر روانشناسيان، من يه مشكلي دارم، مي‌تونم از شما كمك بخوام؟
خانم روانشناسيان: آره عزيزم، فقط اولش بگو امروز ظاهرم چطوره؟ خوشگل شدم؟
بيننده برنامه: مثل هميشه خوشگل هستيد.
خانم روانشناسيان (با ناراحتي): نه عزيزم، دقت كن، يه فرق بزرگي كردم!
بيننده برنامه: ناخن‌هاتون رو لاك زديد؟
خانم روانشناسيان(با گريه): نه عزيزم، تو چطور متوجه نشدي؟ بيني‌ام رو عمل كردم... حالم رو گرفتي  (بسته قرصي را از جيبش در مي‌آورد و سه-چهارتايي قرص را در دهانش مي‌گذارد) ... من شرايط روحي‌ام خوب نيست ... ديگه برنامه امروز رو ادامه نمي‌دم ... !
 

 

2- شبكه صداي ضعيفه‌ها:
نام برنامه: «ضعيفه‌ها ضعيفه نيستند، مردان از ضعيفه‌ها ضعيفه ترند!»

مجري برنامه (نازي نازدار): آهاي زنان جهان متحد شويد، تا وقتي اين شكاف بين ما هست، مردان سوار ما مي شوند و به ما دستور مي‌دهند، اين آقايان عادت كرده‌اند كه مدام مسائل و مشكلات كاري را به خانه مي‌آورند، بهانه‌گيري مي‌كنند، و هي يك چيز كوچيك را در خانه بزرگ كرده و توي سر ما مي‌زنند، زنان جهان متحد شويد و از حقوق خود دفاع كنيد.
مهمان برنامه (شهره شيرين بيان): درسته نازي جون، و ما بايد براي رسيدن به هدفمون از طريق فرهنگ و فرهنگ‌سازي پيش بريم.
مجري برنامه (نازي نازدار): من هم با شما هم عقيده‌ام، شما راه‌كاري براي رهايي زنان از زنجير اسارت شوهران‌شان داريد؟
مهمان برنامه (شهره شيرين‌بيان): بعله، مخلوط سه عنصر ملاقه، كف‌گير و پاشنه‌كفش معجزه مي‌كنه، البته توي دوزها و مقدار استفاده‌اش زياده روي نكنين تا يه وقتي مثل من براي هميشه آزادِ آزاد نشين!!


 

3- شبكه اول از آخر
نام برنامه:«توپ تانك فشفشه!»

مجري برنامه: آهاي خانم‌ها، من ديشب يه فكري به ذهنم رسيد، تا بدين وسيله اين رژيم رو سرنگون كنيم، شما بايستي تا مي‌تونيد آرايش كنيد، با بالا رفتن آمار استفاده از مواد آرايشي مشروعيت نظام زير سئوال ميره، البته من به شما مواد آرايشي «گوگولي مگولي» رو پيشنهاد مي‌كنم، چون با استفاده از اون هم خوشگل‌تر مي‌شين و هم بيشتر مشروعيت زير سئوال مي‌ره! و تنها در اين صورت است كه امريكا متقاعد مي‌شه بياد به كشور عزيزمون حمله كنه!! در ضمن تشكر مي‌كنم از اسپانسر برنامه‌مون مواد آرايشي «گوگولي مگولي»!!

 

4- شبكه قلقلي
نام برنامه:«چطور صبح تا شب بخوريم و باربي بمانيم؟!»

مجري برنامه (خانم خوش‌فرميان): بيننده‌هاي عزيز اگه مي‌خواين بخورين و لاغر بمونين، اگه مي‌خواين نخورين و چاق بشين، اگه مي‌خواين هر گونه تغييري در [...] [...] و [ ...تون!] بديد، با من تماس بگيريد تا راهنمايي‌تون كنم، اِ ... آخ جون ... يه نفر تلفن زد، سلام عزيزم.
بيننده: سلام خانم خوش‌فرميان، شما تحصيلات و اطلاعاتي در اين زمينه داريد؟
مجري برنامه (خانم خوش‌فرميان):من ده - دوازده تا دكترا در امر تغذيه صحيح از دانشگاه‌هاي معتبر خارجي دارم، شما مشكلت رو بگو.
بيننده: مي‌خواستم بدونم پس چرا خودتون بالاي 150 كيلو وزن داريد؟
مجري برنامه (خانم خوش‌فرميان): اولا اين فضوليا به شما نيومده، بعدش هم من از عمد ‌‌اين‌قدر چاق شدم كه هر كي اومد مطب‌ام بهش بگم اگه به دستورات من عمل نكني، مثل من چاق مي‌شي!
بيننده: به شما پيشنهاد مي كنم به شبكه قابلمه فروشي زنگ بزنيد و با خانم روانشناسيان صحبت كنيد.
مجري برنامه (خانم خو‌‌‌ش‌فرميان): چلغوز، من كه مي‌دونم از كي پول گرفتي تا به من زنگ بزني!!
 

 

5- شبكه اكس مكس!
نام برنامه:«دارم ميام به ايرون»

مجري برنامه (تارا توهم): ديروز من نود ميليون ايميل داشتم كه توش نوشته بودند منتظر حضور من در كشور هستند، من اطلاعاتي دارم و قول ميدم تا همين ساعت 24 امشب همشون رفتني هستند، من از همين جا به تمام هوادارام مي‌گم فردا ساعت 7 صبح صبحانه رو بالاي برج ميلاد با هم مي‌خوريم، لطفا اگه مي خوان براي صبحانه فردا تداركي ببينند، من تخم مرغ مي‌خورم، لطفا زياد سفت نشه و عسلي باشه ... ببخشيد من زياد حالم خوب نيست ... (مجري از حال مي رود)
يك نفر از پشت صحنه وارد مي شود: اي بابا ... چرا غش كردي؟ ... مگه بهت نگفتم قبل از هر برنامه فقط يك دونه اكس بنداز بالا ... تو چرا هر چي تو قوطي بود رو خورده بودي؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

                       سلامت پروستات

پروستات توده ای از غدد است که شکل حلقه ای (مانند دونات) دارد. و در پایین مثانه بین مقعد و پایه آلت مردی قرار گرفته است و مجرای ادرار را احاطه کرده است. غده به اندازه گردو، و بیشتر مایع موجود در منی را ترشح می کند.
سه مشکل عمده پروستات عبارتند از: عفونت پروستات، بزرگ شدن پروستات و سرطان پروستات.


● عفونت پروستات
بعضی از مواقع عفونت پروستات به طور ناگهانی بروز می کند و نشانه هایی از این قبیل دارد:
▪ تب و لرز
▪ درد و سوزش به هنگام ادرار و انزال منی
▪ احساس داشتن ادرار به دفعات زیاد و به شدت، ولی فقط مقدار کمی ادرار دفع می شود.
▪ درد شکم
▪ دیدن خون در ادرار
اگر هر کدام از این نشانه ها را داشتید فوراً به دکتر خود مراجعه کنید این گونه عفونت ها با آنتی بیوتیک می توانند درمان شوند.
▪ بزرگ شدن پروستات
در بعضی از مردها، یکی از نشانه های پیری بزرگ شدن پروستات با گذشت زمان است. اگر چه این یک بیماری نیست اما همچنان که این غده بزرگ می شود، به مجرای ادرار فشار بیشتری وارد می کند و می تواند موجب بروز مشکلات دفع ادرار شود. بعضی از این مشکلات عبارتند از :
▪ دفع ادرار همراه با درد
▪ احساس می کنید مقدار ادرار شما زیاد شده است.
▪ کاهش فشار ادرار در هنگام دفع
▪ دفع ناقص ادرار
▪ مشکل داشتن در شروع دفع ادرار و متوقف کردن آن
اگر دفع ادرار برای شما سخت شده است و این نشانه ها را مشاهده کردید حتماً با پزشک خود مشورت کنید تا راههایی را برای درمان و کنترل بزرگ شدن پروستات به شما ارائه دهد. بعضی از مردها منتظر می مانند و مشاهده می کنند که این علائم شدت بیشتری پیدا کند. اما داروهایی هست که به شما در بهبود این مشکلات کمک می کنند.


● سرطان پروستات
هیچ کس علت دقیق سرطان پروستات را نمی داند. متخصصین نمی دانند که چرا سرطان پروستات در بعضی از مردها پیشرفت می کند و چرا در بعضی این گونه نیست. تحقیقات نشان داده است که عوامل مشخصی وجود دارد که مردان را مستعدخطر سرطان پروستات می کند. به طوریکه سرطان در آنها پیشرفت می کند. این عوامل عبارتند از:
▪ پیری: داشتن سن ۵۰ سال و بیشتر
▪ سابقه خانوادگی: داشتن برادر، پدر یا پسری که سرطان پروستات داشته است.
▪ رژیم غذایی: خوردن غذاهای پرچرب و نوشیدن مشروبات الکلی خطر ابتلا را بالا می برد.
▪ نژاد: نژاد آمریکایی آفریقایی بیشترین استعداد ابتلا را دارند.
متخصصین امر توصیه می کنند که مردان به خصوص در سن بالا و کسانیکه سابقه خانوادگی داشته اند مرتباً (سالی یکبار) آزمایشهای لازم را انجام دهند چون تشخیص زود هنگام سرطان پروستات می تواند به درمان مؤثرتر و حفظ جان مریض کمک کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

چرا شيعيان نماز را در سه وقت


مي خوانند؟


 

سوال:

ما شیعه ها چرا نماز را سه وقت می خوانیم در حالی که در قرآن پنج وقت امر شده علت نخواندن پنج وقت چیه؟
 

پاسخ:

برای پرداختن به این که ما شیعیان چرا در سه وقت نماز می خوانیم، ابتدا لازم است اوقات نماز را بشناسیم.

اوقات نمازهای پنج گانه:
معیار در اوقات نماز، طلوع و غروب خورشید است بر این اساس:
اول وقت نماز صبح، زمانی است که شب به پایان رسیده و سفیدیی که در طرف مشرق در آسمان رو به بالا حرکت می کند کم کم پهن و گسترده شود و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون می آید.[1] در این زمان وقت نماز صبح به پایان رسیده و نماز صبح قضاء می شود.[1]
در مورد نمازهاى ظهر و عصر و نمازهاى مغرب و عشا این است كه هر يك از نمازهاى ظهر و عصر و نمازهاى مغرب و عشا، يك وقت خاص دارند و يك وقت مشترك:
وقت خاص نماز ظهر، از آغاز ظهر شرعى ( وقت زوال ) است تا مقدار زمانى كه چهار ركعت نماز خوانده مى شود، در اين مدت محدود تنها نماز ظهر را مى توان بجاآورد.
وقت خاص نماز عصر، زمانى است كه از آن لحظه تا وقت غروب، تنها به اندازه مدت خواندن نماز عصر فرصت باشد.
وقـت مشترك بين دو نماز ظهر و عصر، از انتهاى وقت خاص نماز ظهر،تا ابتداى وقت خاص نماز عصر است. در تمام اين وقت مشترك مى توانيم نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله بخوانيم.
وقـت خـاص نـماز مغرب، از آغاز مغرب شرعى است تا مقدار زمانى كه سه ركعت نمازخوانده شود و در اين مدت محدود، تنها نماز مغرب را مى توان ادا نمود
وقـت خاص نماز عشا، زمانى است كه از آن لحظه تا نيمه شب شرعى، تنها به اندازه خواندن نماز عشا فرصت باشد. در اين مدت كوتاه، تنها نماز عشا را مى توانيم بجا آوريم .
وقـت مشترك بين دو نماز مغرب و عشا، از انتهاى وقت خاص نماز مغرب تا ابتداى وقت خاص نماز عشا ادامه دارد. در طول اين مدت مشترك، مى توانيم نماز مغرب و عشا را با هم و بدون فاصله بـخـوانـيم.
ولى اهل تسنن معتقدند: از اول ظهر شرعى ( وقت زوال )تا آنگاه كه سايه هر چيز بـه انـدازه خـود آن چـيـز گـردد به نماز ظهر اختصاص دارد و نبايد نماز عصر , در اين مدت خوانده شود و از آن پس تا موقع مغرب به نماز عصر اختصاص دارد و نمى توان نماز ظهر را در آن وقت بجا آورداز اول غروب تا هنگام زوال شفق ازمغرب، به نماز مغرب اختصاص دارد و نبايد نماز عشا در اين مدت خوانده شود و از هـنـگـام زوال شـفق از مغرب تا نيمه شب شرعى،به نماز عشا اختصاص دارد ونمى توان نماز مغرب را در آن وقت بجا آورد .
نتيجه اين كه: بنابر نظريه شيعه، پس از فرا رسيدن ظهر شرعى، مى توانيم نمازظهر را بخوانيم و بـلافـاصـله به خواندن نماز عصر بپردازيم، يا نماز ظهر را تانزديك اول وقت خاص نماز عصر، به تـاخير اندازيم بگونه اى كه نماز ظهر را پيش ازفرا رسيدن وقت خاص نماز عصر به پايان رسانيم و سـپـس نـماز عصر را بخوانيم و بدين سان، بين نماز ظهر و عصر، جمع نماييم، گرچه مستحب است نماز ظهر را پس اززوال و نماز عصر را هنگامى كه سايه هر چيز به اندازه خود آن گردد، بجا آوريم. هـم چنين مى توانيم به هنگام فرارسيدن مغرب شرعى،نماز مغرب را ادا نماييم وبلافاصله پس از آن، به خواندن نماز عشا بپردازيم و يا نماز مغرب را تا نزديك وقت خاص نماز عشا به تاخير اندازيم بـطـورى كـه نـماز مغرب را پيش از فرا رسيدن وقت خاص نماز عشا، به پايان رسانيم و سپس به خواندن نماز عشا مبادرت ورزيم و بدين سان، بين نماز مغرب و عشا جمع كنيم، گرچه مستحب است نماز مغرب را پس از مغرب شرعى و نماز عشا را بعد از زوال شفق از جانب مغرب بجا آوريم. ايـن بود نظريه شيعه،ليكن اهل سنت، جمع بين دو نماز ظهر و عصر و يا دو نمازمغرب و عشا به اين نحو را بطور مطلق در همه جا و همه وقت، جايز نمى دانند. بنابراين،محل بحث، عبارت است از جمع ميان دو نماز در همه زمان ها و مكان ها، بطورى كه هر دو نماز , در وقت يكى از آنها ادا شود.

نقطۀ اشتراک و افتراق:
الف- جمع بین دو نماز مزدلفه وعرفه[1]: همه فقها جمع بین این دو نماز را افضل می دانند چه شیعه و چه سنی.
ب- جمع بین دو نماز در سفر: بیشتر فقهاء اهل سنت (جز ابو حنیفه و حسن و نخعی) قائل به جواز جمع بین دو نماز در سفر هستند.[1].
ج- جمع بین دو نماز در غیر سفر به خاطر عذر: که مشهور جواز جمع بین مغرب و عشاء را قائل هستند فقط ابوحنیفه جمع را مطلقا جایز ندانسته است مگر در حج در عرفه و مزدلفه.
د- جمع بین دو نماز اختیاراً: علماء امامیه اتفاق نظر دارند که این مسئله جایز است اگر چه جدا خواندن بهتر است خوب در این چهار مسئله در سه مسئله نظر شیعه با اهل سنت موافق است (جز ابوحنیفه که با نظر بقیه فقها در دو مسئله مخالف بود) و در مسئله چهارم اختلاف نظر دارد و جمع را واجب نمی داند.
اما این که این کار ما حجیّت شرعی دارد یا نه، سوالی است که آیات و روایات به آن پاسخ می دهند.
دلائل جواز نماز در اوقات سه گانه:

الف- قرآن:
هرچند قرآن کریم در موارد متعددی[2] از اصل وجوب نماز بحث کرده وبه جزئیات نپداخته ولی در مورد اوقات نماز می فرماید: نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر) تا نهایت تاریکی شب ( نیمه شب‏) برپا دار؛ و همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را؛ چرا که قرآن فجر، مشهود (فرشتگان شب و روز) است.[3] بنابراین در قرآن کریم سه وقت برای نماز ذکر شده است نه پنج وقت[4]

ب- سنت:
1- در روایتی آمده است که پیامبر اکرم (ص) بین نماز ظهر و عصر جمع کرد. و همینطور بین نماز مغرب و عشاء.از او در این مورد پرسیدند فرمود: اینگونه عمل کردم تا حرج و مشقت بر امتم نباشد[5].

2- همچنین نقل شده است که پیامبر جمع بین ظهر و عصر و مغرب و عشاء کرد. در حالی که نه خوف و نه سفری در کار بود.[6]

3- امام صادق علیه السلام می‏فرماید: هنگامی که خورشید به حد زوال رسید وقت نماز ظهر وعصر فرا می‏رسد؛ جز آنکه نماز ظهر قبل از نماز عصر انجام می‏گیرد. آنگاه تو آزادی که آن دو را در هر وقتی خواستی بخوانی تا زمانی که خورشید غروب کند.[7]

4- امام باقر علیه السلام می‏فرماید: آنگاه که خورشید از وسط آسمان رد شد وقت انجام دادن نماز ظهر و عصر فرا می‏رسد و آنگاه که خورشید غروب کرد هنگام انجام نماز مغرب و عشاء خواهد بود.[8]

5- مـسـلم روايت مى كند پـيـامـبر گرامى جمع بين نمازها را در مسافرت خود در غزوه تبوك انجام داد وبين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود . سـعـيد بن جبير مى گويد: از ابن عباس سبب آن را پرسيدم ؟ گفت : پيامبر مى خواست كه امت خود را در رنج و سختى نيندازد.[9]
و البته روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و علمای اهل سنت در جواز جمع بین دو نماز حتی در غیر سفر و خطر وارد شده است.[10]
جمع بندی بحث: مسلما خواندن نماز در پنج نوبت افضل است، ولي برخلاف ديدگاه اهل سنت اين مسأله واجب نيست. سبب اختلاف در اوقات نمازها، اختلاف در طريق اخذ احكام است؛ زيرا مطابق رواياتي كه از ائمه اهل‏بيت(ع) رسيده، و همچنين بر طبق اطلاق آيه شريفه «اَقم الصلاة لدلوك الشمس الي غسق الليل» وقت نماز ظهر و عصر از اول ظهر شرعي تا غروب آفتاب است و در تمام اين وقت خواندن نماز ظهر و عصر پشت سر هم يا با فاصله جايز است. ولي براي هر يك از ظهر و عصر يك وقت فضيلت است كه خواندن نماز در اوقات فضيلت خودشان مستحب است. وقت فضيلت نماز ظهر از اوّل ظهر است تا وقتي كه سايه شاخص بعد از ظهر به اندازه «دو هفتم» خودش اضافه شود و فضيلت عصر هنگامي است كه سايه شاخص به اندازه خودش اضافه شود و اگر كسي در اول ظهر نافله ظهر و نماز ظهر را بخواند بهتر است بلافاصله نماز عصر و نافله آن را بخواند.طبق روايات رسول خدا و اهل بيت(ع) مستحب است نمازهاي يوميه در پنج وعده خوانده شود ولي با هم خواندن هم جايز است. اختلاف شيعيان با اهل تسنن بر سر جواز اين مسأله است؛ يعني، آنها مي گويند ظهر و عصر و مغرب و عشا جايز نيست با هم خوانده شود ولي شيعيان مي گويند جايز است، گرچه مستحب در جدا خواندن است.

------------------------------------------
[1] اقتباس از سؤال 532 (سایت: ۵۸۰).
[2] قرآن کریم در 82 آیه از مسئله نماز یاد می کند، مثل آیات 3، 43، 45، 83 بقره و بقره، 110، 125، 153، 177، 238، 277 و سوره های دیگر قرآن.
[3] أَقِمِ الصلَوةَ لِدُلُوکِ الشمْسِ إِلی غَسقِ الَّیْلِ وَ قُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِ کانَ مَشهُوداً؛ سوره الاسراء آیه 78، اقتباس از سؤال 2083 (سایت: ۲۱۳۴).
[4] .نک، القرطبی، محمد بن رشد، بدایه المجتهد، ج 1، ص 170، تحت عنوان الفعل الثانی فی الجمع و ص 173-174، همان ج 2، ص 374 ، دار المعرفة ، بیروت 1403 ه ق؛ صحیح مسلم، ج 4 ،ص 39 –42، باب حجه النبی (ص)، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت؛ الشوکانی، محمد بن علی بن محمد، نیل الاوطار، ج 3، ص 213، دار الکتب العلمیة، بیروت. تفسیر کبیر، ج 21، ص 27.
[5]«جمع النبی‏صلی الله علیه و آله و سلم بین الظهر و العصر وبین المغرب و العشاء فقیل له فی ذلک فقال صنعت هذا لئلا تحرج أمتی» شرح زرقانی بر موطأ مالک، ج 1 ، باب جمع بین دو نماز در حضر و سفر، ص 294.
[6] النووی، ابوزکریا، شرح صحیح مسلم النووی، ج 5، ص 213-218، باب الجمع بین الصلوتین فی الحضر، دار القلم، بیروت، 1407 ه ق.
[7] «إذا زالت الشمس فقد دخل وقت الظهر و العصر جمیعا إلا ان هذه قبل هذه، ثم أنت فی وقت منهما جمیعا حتی تغیب الشمس» وسائل الشیعه:ج4، أبواب مواقیت، باب 4، روایت 4 و 6. نرم افزار جامع الاحادیث.
[8] «إذا زالت الشمس دخل الوقتان الظهر و العصر و إذا غابت الشمس دخل الوقتان المغرب والعشاء الآخره» وسائل‏الشيعة ج 4 ، ص183 باب 17- همان ج : 4 ص : 126 أبواب مواقیت، باب 4، روایت 1. نرم افزار جامع الاحادیث.
[9] ان رسول اللّه - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - جمع بين الصلاه فى سفره سافرها فى غزوه تبوك فجمع بين الظهر و العصر , و المغرب و العشاء . قال سعيد :فقلت لابن عباس : ما حمله على ذلك ؟ قال : اراد ان لا يحرج امته . الصراط المستقيم، ج : 3 ، ص : 291 چاپ : انتشارات كتابخانه حيدريه، نجف اشرف‏، نوبت چاپ : اول‏، سال انتشار : 1384 هجرى‏
[10]نک، سبحانی، جعفر، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف علامه جعفر سبحانی، جزء اول (ج اول)، بحث الجمع بین الصلوتین، ص 275 -322، موسسة الامام الصادق (ع)، چاپ اول، قم، 1381 ه ش.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

برای اولین بار در تاریخ: مسلمانان در اعتراض به

 

 سیاستهای آمریکا، جلوی کاخ سفید نماز جماعت برپا

کردند

در حالی که جرج بوش در خاورمیانه به سر می برد برای اولین بار در طول تاریخ گروه اندکی از مسلمانان برای اعتراض به سیاستهای دولت آمریکا مقابل کاخ سفید نماز جماعت برپا کردند. در یکی از پلاکاردهای تظاهرکنندگان نوشته شده است: تروریست واقعی، ماشین جنگی اسرائیل - آمریکا است.

منبع خبر و عکس: حریت ترکیه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

بدون شرح!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

در عزاداري ایام فاطمیه چه كنيم؟

آيت‌الله جوادي آملي در خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته قم ضمن تسليت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) رهنمودهايي درباره عزاداري در اين ايام بيان كرد كه چكيده آنها به قرار زير است :

ــ ايام فاطميه نبايد تنهابه عزاداري خلاصه شود بلكه بايد بخشي را هم به تدريس و تبيين خطبه‌هاي آن حضرت پرداخت.

ــ بخشي از خطبه‌هاي حضرت فاطمه زهرا (س) هم‌سطح با خطبه‌هاي حضرت علي (ع) درنهج البلاغه است ؛ لذا بايد بيش از اين، به اين خطبه‌ها توجه شود.

ــ البته در سال‌هاي اخير خطبه حضرت فاطمه هاي زهراء(س) مورد توجه قرار گرفته و عده اي به شرح و حفظ آن پرداخته‌اند ؛ اما عزاداري‌هاي ايام فاطميه هم نبايد تنها در عزا و مرثيه‌سرايي خلاصه شود بلكه بايد درس‌هايي از خطبه‌هاي حضرت فاطمه (س) را براي مردم بيان كرد.

ــ بايد در مورد برخي سخنان آن حضرت تحقيق و پژوهش علمي صورت گيرد و خطبه هاي حضرت فاطمه زهرا(س) در مراكز علمي كشور تدريس شود.

ــ در فضاي عمومي فعلي جامعه، تنها بايد بخشي از ايام فاطميه را به روضه‌خواني اختصاص داد و قسمت ديگري از اين زمان را به تدريس و تبيين اين خطبه‌ها پرداخت.

ــ اگر جريان فاطميه احيا شود همه مناسبت‌هايي كه در زير مجموعه وجود مقدس حضرت زهراء (س) انجام مي‌شود به مقصد خواهد رسيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

این داستان کشوری است که بسیار بد آب وهوا ونا امن است وزندگی در آن بسیار سخت ومشقت بار است ومحدودیتهای زیادی در آن وجود دارد ولی بر عکس از نظر کسب کار ودر آمد
یک مکان خاص واستثنایی است وموقعیتهای بسیار خوب وطلایی بای کسب وکار وجود دارد ولی هر کس فقط یک بار آن هم با یک ویزای محدود می تواند در آن کشور زندگی وکار کند وبعد از باید به کشور خود باز گردد ودر کشور خود با ثروتی که در انجا اندوخته استیک زندگی خوب ورویایی را شروع کند زیرا در غیر از آن کشور هیچ موقعیتی برای کار در کشور خودشان وجود ندارد . اساسی ترین نکته زندگیدر آن کشور این است که افرادی که در آن کار می کنند در آمد خود را فقط از طریق حساب بانکی می توانند به حساب خود در کشورشان واریز کنند زیرا بر اساس قوانین آن کشور هیچ کس نمی تواند چیزی جز یکدست لباسی که بز تن دارد از آن کشور خارج کند وهر چیزی غیر از آن را با خود داشته باشد در فرود گاهای آن کشور توقیف می شود واین اشتباهی است که اکثر افرادی که در آن کشور کار می کنند مرتکب می شوند واین قانون کلی را فراموش می کنند ومی خواهند همه در آمد خود را بصورت طلا وپول واجناس مختلف از آن کشور خارج کنندکه همه آنها در فرودگاه توقیف می شود وفقط با یکدست لباس راهی شهر ودیار خود می شوند وباید بقیه عمر خود را با فقر ودر آتش حسرت فرصتهای از دست رفته بگذرانند
این داستان زندگی ما در این دنیاست که محدود است ولی آن را نامحدود تصور می کنیم سخت است ولی شیرین تصور می کنیم فرصت انوختن است ولی آنرا هدر می دهیم. وبرای زندگی اصلی و جاودانه خود هیچ نمی اندوزیم .تا در آخرت سر افراز وسر بلند باشیم واین قانون کلی را فراموش می کنیم که از این دنیا جز یک کفن نمی توانیم ببریم در حالی که هزاران با ر با چشم وگوش تن دیده وشنیده ایم ولی هیچ گاه با چشم وگوش جان ندیده ایم وفراموش می کنیم هر آنچه در این دنیا می اندوزیم مال همین دنیاست وفقط اعمال ماست که می ماند چه خوب وچه بد و چه خوب است که خوب باشد وبماند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

مرگبارترين حوادث جهان در 40 سال اخير


این است گوشه‌ای از غضب الهی

فهرست مرگبارترين حوادث طبيعي دنيا در 40 سال اخير اعلام شد. اين حوادث به ترتيب زمان وقوع به شرح زير است:

ـ مي 2008 ؛ زلزله 9/7 ريشتري در استان سيچوان چين که هزاران نفر را به کام مرگ فرستاد.

ـ مي2008؛ توفان ناگهاني ميانمار که باعث کشته شدن بيش از 30 هزار نفر و مفقود شدن 30 هزار نفر ديگر شد.

ـ اکتبر2005 ؛ زلزله 6/7 ريشتري شمال پاکستان که باعث از بين رفتن 78 هزار نفر شد.

ـ آگوست 2005 ؛ توفان شديد کاترينا که باعث کشته و مفقود شدن بيش از 1600 نفر شد.

ـ دسامبر 2004؛ تسونامي اقيانوس هند با زلزله 9 ريشتري که باعث کشته شدن 230 هزار نفر در کشورهاي ساحلي اين سونامي شد.

ـ دسامبر 2003 ؛ زلزله 5/6 ريشتري جنوب شرقي ايران که 26 هزار نفر را به کام مرگ فرستاد.

ـ آگوست 1999؛ زلزله 4/7 ريشتري غرب ترکيه با بيش از 17 هزار قرباني.

ـ اکتبر1998؛ توفان آمريکاي مرکزي با 9 هزار کشته.

ـ آوريل 1991؛توفان بنگلادش با 140 هزار کشته.

ـ ژوئن1990 ؛ زلزله 7/7 ريشتري شمال غرب ايران با 50 هزار کشته.

ـ ژوئيه 1976؛ زلزله 2/8 ريشتري شمال شرقي چين با 240 هزار کشته که گروهي آن را، 665 هزار کشته تخمين زده‌اند.

ـ نوامبر 1970؛ توفان بنگلادش با 300 هزار کشته که مرگبارترين توفان ثبت شده تاريخ بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

                 انكار 30 ماه مسئوليت اقتصاد كشور!

وزير سابق امور اقتصادي و دارايي براي چندمين بار پس از بركناري از اين مسئوليت در يك برنامه تلويزيوني كوشيد مسئوليت تمام مشكلات اقتصادي كشور در طول بيش از 30 ماه مسئوليت خود را متوجه ديگران كرد و مسئوليت هيچ موردي را به صورت صريح نپذيرفت.
داود دانش جعفري در برنامه اي تلويزيوني كه جمعه شب از شبكه تهران سيما پخش شد، در پاسخ به پرسش هاي مكرر و مشابه مجري برنامه درباره دليل افزايش نرخ تورم به گونه اي پاسخ داد كه گويا طي اين مدت اساساً هيچ مسئوليت دولتي نداشته و تنها به عنوان يك كارشناس و منتقد اقتصادي كه دستي از دور بر آتش دارد، اظهار نظر مي كند.
وي همچنين در بخش هايي از اين برنامه تشكيلات برنامه ريزي شده اي به نام مافياي اقتصادي براي تحت تأثير قرار دادن شاخص ها و برنامه هاي اقتصادي دولت را رد كرد.
دانش جعفري همچنين درخصوص تغيير مديران بيمه ايران ادعا كرد پيش از اين به وي تذكري داده نشده بود و خبر عزل مديران اين شركت را از صداوسيما شنيده است. اين در حاليست كه رئيس جمهور خردادماه سال گذشته در جمع طلاب حوزه علميه قم تأكيد كرد:
«باید بیمه را هم به فضل الهی اصلاح کنیم. یک سال و نیم دنبال کردم. بیش از 40 بار تذکر دادم. بارها نوشتم که آنجا وضع خراب است. نمی خواهم خرابی ها را بشمارم مکدر می شوید، از پول بیت المال، شبکه هایی درست شده از سیستم بیمه ای، پول مردم را می کشد، می برد. تذکر، یادداشت؛ دیدیم اصلاً یک نوع کوتاهی دارد اتفاق می افتد. من نمی توانم بنشینم نگاه کنم. گفتيم باید کنار برود. یک فضایی در کشور درست شد كه احمدی نژاد تصمیمات غیرکارشناسی می گیرد، باید با خبره ها مشورت کند. یک سال و نیم تذکر دادیم. مگر یک دولت چقدر عمر دارد؟ تازه احساس کوتاهی می کنیم. عوض اینکه بروند یقه متخلفان رابگیرند، آمدند یقه کسی که گزارش داده را گرفتند! جوری صغری کبری می چینند که انگار عقل و برنامه ای در کار نبوده است. اگر سریع تصمیم بگیری یک جور فضاسازي مي كنند، اگر تصميم نگيري نوع دیگر.»
وزير سابق اقتصاد در حالي در يك برنامه تلويزيوني به انتقاد از عملكرد اقتصادي دولت پرداخت كه پيش از اين نيز در مراسم توديع و معارفه خود صدر تا ذيل سياست هاي اقتصادي دولت را زير سؤال برده بود. با اين حال، وي تاكنون پاسخ روشني به اين سؤال نداده است كه در صورت عدم اعتقاد به برنامه هاي اقتصادي دولت چرا در همان ماههاي نخست اقدام به كناره گيري از دولت نكرده و بر خلاف مردان ديگر جدا شده از كابينه دولت نهم، ترجيح مي دهد پس از ماهها شنا در خلاف جهت آب، بركناري پرحاشيه خود را با طفره رفتن از پذيرش مسئوليت عملكرد اقتصادي دولت و معضلات موجود در حوزه بانكها، بيمه، گمرك و ماليات همراه ساخته است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

در ادامه بررسی افرادی که توسط تایم به عنوان افراد تأثیرگذار سال انتخاب شده‌اند، امروز دو فرد دیگر را معرفی خواهم کرد که مثل لانس آرمسترانگ و اسکار پیستوریوس، کسانی هستند که علیرغم داشتن بیماری توانسته‌اند، هر یک از جهاتی خبرساز و تأثیرگذار باشند.

ژیل بولت تایلور
سکته مغزی حادثه ناتوان‌کننده و توأم با تنش در زندگی بیماران است، برخلاف بسیاری از بیماری‌های دیگر ناتوانایی‌ ناشی از این بیماری به صورت تدریجی ظاهر نمی‌شود. بیماری که پیش از دچار شدن به سکته مغزی سالم بوده و در زمینه شغلی و اجتماعی فعال بوده است، ناگهان خود را ناتوان می‌بیند و مشاهده می‌کند که قادر نیست حتی کارهای شخصی‌اش را به درستی انجام بدهد.
خانم ژیل بولت تایلور 48 ساله، نوروآناتومیست (کالبدشناس دستگاه عصبی) و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا است. او در سال 96، وقتی 37 ساله بود، دچار خونریزی مغزی شد. بیماری او AVM (نقص ساختاری شریانی وریدی) بود. یک هفته بعد او تحت عمل جراحی قرار گرفت و یک توده دچار خونریزی به اندازه یک توپ گلف از مغز او برداشته شد که بر مرکز مسئول پردازش گفتار در نیمکره چپ مغزش فشار می‌آورد.

 Tinypic

در طی یک دهه او با بیماری‌اش مبارزه کرد و سعی کرد توانایی‌های از دست رفته‌اش را مجدد پیدا کند. و به علاوه به توانست به هدف مهم‌تری هم دست پیدا کند: آشنا کردن مردم و بیماران با مغز و اعمال آن و بیماری سکته مغزی.
او در سال 2006 کتابی با عنوان
A Stroke of Insight منتشر کرد و در آن درباره ساختار مغز و تجربه‌اش از بیماری نوشت.
از طریق نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش او شاید بیش از هر شخص دیگری هم به افراد سالم و هم مبتلایان سکته درباره ماهیت سکته مغزی توضیح داده است.
اما آنچه به شناخته‌شده تر شدن خانم تایلور کمک کرد، سخنرانی کم‌نظیرش در
کنفرانس TED و انتشار متن و ویدئوی این سخنرانی هم در سایت کنفرانس TED و هم در سایت‌های اشتراک ویدئویی همچون یوتیوب بود. این ویدئو تا به حال صدها هزار بار دانلود و تماشا شده است.
شما می‌توانید این ویدئو را در
اینجا در یوتیوب ببینید و یا از اینجا به حجم 70 مگابایت دانلود کنید. متن کامل سخنرانی را هم می توانید در اینجا بخوانید.
بیماران مبتلا به سکته مغزی یا بیماری‌ها ناتوان‌کننده دیگر، نیازی به دلسوزی ندارند، آنچه آنها نیازمند آن هستند، کمک و فهم درست است.
وب سایت رسمی دکتر تایلور

-------------------------

رندی پاش Randy Pausch

رندی پاش، در حال مرگ است اما در همین حال به میلیون ها نفر درس زندگی می‌دهد.
رندی پاش 47 ساله است و سه فرزند 2، 3 و 6 ساله دارد، او استاد علوم کامپیوتر دانشگاه کارنیگی ملون Carnegie Mellon است. زمینه کاری که او بیشتر در آن تخصص دارد، «دنیاهای مجازی» است. وی همکاری‌هایی با والت دیسنی و Electronic Arts هم داشته است و به گوگل هم در زمینه طراحی رابط کاربری کمک کرده است.
سپتامبر سال قبل به رندی گفته شد که مبتلا به سرطان پانکراس شده است و با وجود آنکه یک برنامه درمانی سفت و سخت را دنبال کرد، عمل جراحی کرد و تحت برنامه‌های شیمی‌درمانی تحقیقاتی هم قرار گرفت، ولی در ماه آگوست به او گفته شد که سرطان به کبد و طحال متاستاز پیدا کرده است و او فقط 3 تا 6 ماه فرصت دارد. پزشکان اکنون تخمین می‌زنند که او برای 3 تا 6 ماه دیگر هم می‌تواند به زندگی ادامه بدهد.

 randy_pausch2.jpg

هر کسی با این حقیقت مواجه شود، دچار افسردگی می‌شود ولی رندی از این فرصت برای آموزش درس زندگی استفاده کرد. سخنرانی مشهور وی با عنوان «آخرین سخنرانی» توانست چیزهایی به دانشجویان بیاموزد که در برنامه درسی معمول، یاد نمی‌گرفتند. این سخنرانی در 18 سپتامبر سال 2007 انجام شد، در حالی که او انتظار نداشت در هوای گرم ماه سپتامبر بیش از 150 نفر از سخنرانی‌اش استقبال کنند، سالن کنفرانس پر شده بود و 400 نفر وقتی سخنرانی او شروع شد، برای دقایقی به صورت ایستاده او را تشویق کردند.
او سخنرانی‌اش را با نشان دادن تصاویر سی‌تی اسکن شکمش نشان داد و پس از آن گفت که قصد ندارد در این سخنرانی در مورد بیماری‌اش صحبت کند، بلکه دوست دارد در مورد اهمیت رؤیاهای کودکی و راه‌های رسیدن به آنها توضیح دهد. او در سخنرانی 70 دقیقه‌ای‌اش از حضار خواست در مورد جاه‌طلبی‌های خود فکر کنند، او به مدعوین گفت که دیوارها و موانع برای متوقف کردن ساخته نشده‌اند، آنها به این منظور ساخته شده‌اند که درجه تلاش و سرسختی افراد مقاوم را به رخ بکشند و ثابت کنند.
در طی چند هفته، این سخنرانی بازتاب گسترده‌ای در اینترنت و بین مردم پیدا کرد، طوری که متن آن به چندین زبان
از جمله چینی، عربی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شد. رندی به شوی «اپرا وینفری» دعوت شد، ABC News او را یکی از سه شخصیت برتر هفته انتخاب کرد و هزاران بلاگر در مورد آن نوشتند.
او انتظار نداشت که سخنانش در مورد آرزوهای کودکی‌اش در مورد کاپیتان کیرک مجموعه تلویزیونی Star Trek و جاذبه صفر مخاطبی بیش از آن چند صد نفر حاضر داشته باشد، ولی به لطف یوتیوب و سایت‌های اشتراک ویدئو، حدود 10 میلیون نفر تا به حال سخنرانی‌اش را دیده‌اند.
بعد از این سخنرانی او کتابی با عنوان
The Last Lecture نوشت که بسیار پرفروش شد. سال‌ها قبل همسر رندی از او خواسته بود که نصیحت‌هایش را در قالب کتابی برای او و فرزندانش به رشته تحریر در آورد ولی او آن موقع از این ایده استقبال نکرده بود، اما بعد بیماری تصمیم گرفت این ایده را عملی کند. او به شوخی در مورد این کتاب می‌گوید که این کتاب تنها کتابی در دنیا است که در صفحه سپاسگزاری‌اش از داوری شیمی درمانی Gemcitabine هم تشکر شده است!

اما مردم آمریکا هم بیکار ننشستند و با اقدامات تحسین‌برانگیزی سعی کردند بعضی از آرزوهای رندی را در دوران کودکی برآورده کنند: اعضای یک تیم فوتبال حرفه‌ای فوتبال آمریکایی به نام Pittsburgh Steelers بعد از اینکه متوجه شدند یکی از آرزوهای دوران کودکی رندی، بازی کردن در لیگ حرفه‌ای فوتبال آمریکایی موسوم به NFL
بوده است به او پیشنهاد کردند که یک روز در تمرین آنها شرکت کند. به علاوه وقتی تهیه‌کنندگان فیلم استار ترک متوجه علاقه او به این مجموعه در دوران کودکی شدند، از او درخواست کردند که در آخرین قسمت این فیلم نقش کوتاهی بازی کند. رندی هم این پیشنهاد را پذیرفت، او در این فیلم یک خط دیالوگ هم دارد!
رندی در حال حاضر تحت شیمی‌درمانی تسکینی است، درمانی که صرفا سرعت رشد تومور را کاهش می‌دهد. رندی، تلاش می‌کند از شهرت غیرمنظره خود برای افزایش توجه رسانه‌ها و مردم در مورد نبود سرمایه‌گذاری کافی در پژوهش‌های مربوط به بیماری سرطان پانکراس استفاده کند.

لینک‌های مفید:
- مشاهده سخنرانی 76 دقیقه‌ای رندی پاش در یوتیوب

- دیدن این ویدئو در گوگل ویدئو
- دانلود این سخنرانی با فرمت پاورپوینت
- دانلود متن سخنرانی با فرمت pdf
- مشاهده ویدئوی برنامه رندی پاش با اپرا وینفری
- سایت رندی پاش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

چقدر به خود غره ميشدم، وقتي از تو برايم ميگفتند! شانه هايم را به عقب مي دادم و ابروانم را به بالا و تصور ميكردم كه من نيز اسطوره اي خواهم شد براي تو! تا تو باقي بماني و نامت! ........چه با هيجان به مادرم گوش ميكردم كه در اوج كنجكاوي ها و اشتياق كودكي هايم، شبها از تو برايم ميگفت ...از رستم و سهراب، زال و سيمرغ، فرهاد كوه كن و از مرزهاي گسترده تو....و وقتي به قاجار ميرسيد با حرصي نهان از خاك به تاراج رفته ات سخن ميگفت و من با چشم هاي كنجكاوم در تاريكي شب از درخشش چشم هايش ميديدم كه به تو عشق ميورزد!......چه شيرين بود كلاس هاي درس تاريخ، و كمي هم جغرافي! ساعت هاي كلاس چه سريع ميگذشت و معلم تاريخ چه شيرين و با اشتياق از تو ميگفت... از تو، خاك تو و آدم هايي كه آمدند و رفتند..... و من با چشم هاي باز و دستي كه در زير چانه داشتم ساعت ها گوش ميكردم و فكر ميكردم كه من نيز براي تو گام خواهم برداشت، براي تو...تا تو بماني و نامت! .....معلم تاريخ، مادرم، هم كلاسي هاشان....اينان عشق تو در رگهايشان جاري بود!... با غروري آشكار در چشم هاشان و لب هايي كه لرزشي از شور در آن نهفته بود، ميخواندند
اي ايران، اي مرز پر گوهر
اي خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اي انديشه بدان
پاينده ماني و جاودان
آه اي ايران! اي مرز پر گوهر من! اي شور و عشق دوران بچگي من! چه كسي ديگر با هيجان و شور شناساندنت، گوش هاي گربه اي ات را بروي كاغذ به كودكش نشان خواهد داد؟ چه كسي ديگر با حوصله و اشتياق در كلاس از سلسله جبال البرز كه همچون سدي درياي خزر را ازفلات ايران جدا ساخته و از كوه هاي زاگرس كه از شمال غربي به جنوب شرقي امتداد يافته سخن خواهد گفت؟ ....هرآن كس كه عشقي از تو در سينه داشت، به خاك تو پيوسته يا آن را زير خروارها دلهره و ترس فراموش كرده....هر كس كه در كودكي شوري در سينه داشت تا اسطوره اي بشود براي بودن تو...جاويد ماندن تو...اكنون شناسنامه اي خارج از مرزهاي تو در كف دارد!.....آه اي ايران! اي مرز پر گوهر من! اي افتخار كودكي هايم! اي كه در هراس و بار آزاد شدن بنزين، گران شدن مسكن، فرار مغزها، حمله آمريكا ديگر از اسطوره هايت سخن نمي گويند! اي كه فرزندان نوپايت امروز، درياي سبز و مواج جنوب را با نام خليج عرب خواهند شناخت و درياي خزر را چند متر موج كه در حاشيه شمالي ات قرار دارد! اي كه خاك پدرت را در آب زمين هاي زراعي بايد جست و نام فرزندانت مولوي و بو علي سينا را در تملك حيرت آور كساني كه فرزندان فراموشكار امروز فرزندان قديم تواند! به من بگو....بگو بمانم يا بروم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

همه از اقتصاد حرف می زنند؛ خصوصا کسانی که بعد از سوم تیر ۸۴ شکست سنگینی خوردند. آنها حالا پوستین حمایت از مردم بر تن کرده اند و مشکلات اقتصادی به حق مردم را سکویی برای رسیدن خود به قدرت یافته اند.
اما چاره کار غر زدن نیست. باید چاره ای اندیشید...
فکر میکنم به جای غر زدن و تخریب کردن، همه باید دست در دست یکدیگر بدهیم و ریشه فساد اقتصادی را بخشکانیم. ریشه مفسده های اقتصادی کسانی که از هر فرصتی برای پر کردن بیشتر و بیشتر جیب های خودشان استفاده می کنند.
همان کسانی که با زر و زور و تزویر در مقابل همه اقدامات دولت ایستاده اند؛ حتی مثبت ترین اقدامات.
باید کاری کرد... خصوصا زمانی که همه قدرتهای زورگوی جهانی کمر به قتل انقلاب ما بسته اند و تمام تلاششان در جهت متلاشی کردن اقتصاد ماست ...
دیگر نباید خفت... دیگر وقت آسایش نیست. اگر میخواهیم مبارزه کنیم، نباید از فشار اقتصادی بهراسیم. چرا که مبارزه با رفاه طلبی هیچ گاه سازگار نبوده و نیست.
ما مبارزه میکنیم و وسیله آسایش ملت از خود گذشته و فداکار ایران را می پردازیم. اما حساب مرفهان بی درد از مردم جداست...
چاره کار، مبارزه با مرفهین بی درد و گردن كلفتهاي مفت خور، زالوصفت، استثمارگر، زراندوز و بيدرد جامعه است...

حضرت امام خمینی (روحی فداه): مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست

جان و روحمان فدای حضرت روح الله که به ما آموخت:
" امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است... 
كسی مدعی آن نیست كه طبقات محروم و ضعیف و كم درآمد و خصوصا اقشار كارمند و اداری، در تنگنای مسائل اقتصادی نیستند، ولی آن چیزی كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر می كنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است
مردم ایران ثابت كرده اند كه تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند، ولی تحمل شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامی جهان كفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت كرده است كه در اینجا مجال ذكر همه آنها نیست
آیا ملت دلاور ایران در مقابل جنایات متعدد امریكا در خلیج فارس اعم از حمایت نظامی و اطلاعاتی به عراق و حمله به سكوهای نفتی و كشتیها و قایقها و سرنگونی هواپیمای مسافربری مقاومت نكرده است؟
آیا ملت ایران در جنگ دیپلماسی شرق و غرب علیه خود و ایجاد بازیهای سیاسی مجامع بین المللی مقاومت نكرده است؟
آیا ملت شجاع ایران در مقابل جنگ اقتصادی، تبلیغاتی، روانی و حملات ددمنشانه عراق به شهرها و موشكباران مناطق مسكونی و بمبارانهای مكرر شیمیایی عراق در ایران و حلبچه ، مقاومت نكرده است؟
آیا ملت عزیز ایران در مقابل توطئه منافقین و لیبرالها و زراندوزی و احتكار سرمایه داران و حیله مقدس مابان مقاومت نكرده است؟
آیا همه این حوادث و جریانات برای ضربه زدن به اصول انقلاب نبوده است؟
كه اگر نبود حضور مردم، هر یك از این توطئه ها می توانست به اصول نظام ضربه بزند. كه خدا را سپاس می گزاریم كه ملت ایران را موفق نمود تا با قامتی استوار به رسالت خود عمل كند و صحنه ها را ترك نگوید
ملت عزیز ما كه مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند كه مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست، و آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند
و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند
بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی ، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است كه هرگز با هم جمع نمی شوند
و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی كه ممكن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ كنیم
مسئولین نظام ایران انقلابی باید بدانند كه عده ای از خدا بیخبر برای از بین بردن انقلاب هر كس را كه بخواهد برای فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را كمونیست و التقاطی می خوانند از این اتهامات نباید ترسید
باید خدا را در نظر داشت، و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هیچ تهمتی نترسید...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

وقتی که دیدم گروه کیوسک در یکی از آهنگهایش اصل ایده‌ی جمهوری اسلامی، یعنی ترکیب دین و دموکراسی را با تشبیه آن به پیتزا و قورمه سبزی مسخره می‌کند و بعد هم حمایت ایران را از مردم فلسطین و همینطور برنامه‌ی اتمی ایران را تحقیر و استهزا می‌کند، تقریبا حدس زدم که عاقبتشان به کجا ختم خواهد شد: عباس میلانی و موسسه‌ی هوور دانشگاه استنفورد
اشتباه نکنید. من هیچ مشکلی ندارم که «کیوسک» یا هر گروه درجه‌ی هشتی بیاید و مواضع وزارت خارجه‌ی آمریکا را در موزیک قلابی تقلیدی‌اش بگنجاند و صفحه‌هایش را حتی در ایران منتشر و پخش کند و آزادانه کنسرت بدهد و اینها. ولی از این عصبانی‌ام که جمهوری اسلامی با این همه پول و امکانات انسانی‌ای که دارد نمی‌تواند حتی از مواضع برحق خودش، مثل همین حمایت از مقاومت مردم فلسطین دربرابر حکومت استعماری و نژادپرست اسراییل، درست و حسابی دفاع کند و با همین ابزار کیوسک با تفکر آنها مبارزه کند.

البته نمی‌خواهم مثل برخي ها که در عمل دیدگاه بچه‌باحال‌های شمال شهری تهران را به کل مردم ایران تعمیم می‌دهد، بگویم که هیچکس در ایران دلش با فلسطین نیست و همه ته دلشان از آنها متنفرند و از روی این تنفر دلشان با اسراییل است. ولی متاسفانه در ایران هر چه آدم‌ها جوان‌تر، پولدارتر و درس‌خوانده‌ترند این نگاه را به مساله‌ی اسراییل و فلسطین دارند و این خطری بالقوه است.

جمهوری اسلامی خیلی خوب توانسته است اکثریتی بزرگ از مردم ایران را در این دیدگاه‌ها با خود همراه کند و تصادفی نیست که هنوز اکثریت مردم ایران دلشان با فلسطین است و از حمایت حکومت‌شان از این ستمدیده‌ترین مردم دنیا راضی‌اند. نباید یادمان برود که اتفاقا حمایت از فلسطین بر اساس قانون اساسی وظیفه‌ی جمهوری اسلامی است و این قانون اساسی هم تا حالا دوبار (پس از انقلاب و پس از جنگ در بازنگری قانون اساسی) از اکثریت قاطع مردم ایران رای آری گرفته است. (اصل دوم قانون اساسی می‌گوید که ایران موظف است با تمام امکاناتش سیاست خارجی‌اش را طوری تنظیم کند تا بتواند از تمام مستظعفان دنیا بی‌دریغ حمایت کند.)


پیدایش و گسترش اسراییل در این شصت سال تنها با نیروی نظامی ممکن شده است

مساله این است که بخشی از آن اقلیت کوچک که همراه با این اصول نیست بخاطر دسترسی بیشترش به ثروت و آموزش، در ده، پانزده سال آینده نفوذی چندین برابر آن اکثریت خواهد داشت و این خطری است برای جمهوری اسلامی که بخشی موثر از نخبگانش به اصول مبنایی‌اش بی‌اعتقاد باشند.

راحت بگویم: جمهوری اسلامی مواضع برحقش را، از جمله دفاعش از فلسطین، «سکسی‌تر» ارایه کند. نمی‌گویم که کل سیستم فرهنگ‌سازی‌اش را عوض کند، چون این سیستم فعلی برای اکثریت بزرگی از مردم جواب می‌دهد. ولی همین سیستم فعلی برای این اقلیت کوچک نخبه نه تنها جواب نداده و نمی‌دهد، بلکه تاثیر معکوس گذاشته و خواهد گذاشت. یعنی نه تنها در میان این اقلیت نتوانسته همدلی با فلسطین ایجاد کند، بلکه روش‌هایش نتیجه‌ی معکوس داده و همدلی با اسراییل ایجاد کرده است.

خود من با شرمندگی تمام سالهای سال جزو همین گروه اقلیت بوده‌ام و خوب می‌توانم این تاثیر معکوسی را که می‌‌گویم درک کنم. من تا وقتی که از آن فضای تبلیغاتی بیرون نیامدم و ندیدم که چقدر آدم‌های کاردرست و درس خوانده‌ی بقول ما خارجی و حتی یهودی هستند که صدها بار بیشتر از من مخالف اسراییل و مدافع فلسطین هستند، مثل بسیاری از هم‌نسلانم همدلی زیادی با فلسطین و موضع رسمی جمهوری اسلامی در قبال آن نداشتم.

راجر واترز: اسراییل از فلسطین زندانی بزرگ ساخته است

البته خواندن بیشتر و تفکر بی‌طرفانه‌ی بیشتر هم در این تغییر آرام بی‌تاثیر نبود، ولی، خودمانی بگویم، تا وقتی ندیدم که طرفداری از فلسطین در انحصار مردان ریشوی عصبانی و زنان چادری سبیلوی دنیا نیست، سراغ آن نوشته‌ها و تفکرات تازه نرفتم. تا وقتی در خود اسراییل ندیدم که چقدر جوان‌هایشان بیشتر از من از ظلم و نژادپرستی و جنایت‌های حکومتشان شرمنده و خشمگین‌اند، این تلنگر به ذهن من نخورد. تا وقتی ندیدم در قلب همین اروپا، دختران سکسی و اهل پارتی و خوش‌گذران برزیلی و انگلیسی و نروژی و ایتالیایی و فرانسوی و اتریشی و آمریکایی صدها مرتبه از من پر ادعا بیشتر با ضعیفان دنیا همدلی می‌کنند و با افتخار چفیه دور گردنشان می‌اندازند و به راهپیمایی‌های ضداسراییلی می‌روند و مثلا استارباکس نمی‌روند چون صاحبش صهیونیست است و میلیون‌ها دلار در سال به اسراییل صدقه می‌دهد، این تکان به من وارد نشد.

بهرحال ما همه انسانیم و انگیزه‌هایمان برای کارهای مختلف آن‌قدر که خودمان فکرمی‌‌کنیم عقلانی نیست و بسیاری از آن به چیزهای خیلی کوچکی مثل یک عکس، یا یک رنگ یا بو یا خاطره یا آهنگ و اصولا حس‌هایمان برمی‌گردد تا قدرت تعقلمان. این چیزی است که جمهوری اسلامی با اینکه می‌فهمد و خوب هم برای آن اکثریت اجرا کرده است، به دلایل مختلف نتوانسته برای این اقلیت جوان درس‌خوانده‌تر و اصطلاحا امروزی‌تر عملی کند.

همین پتانسیل خطرناک است که عباس میلانی و رفقایش در هوور یعنی لری دایموند (که از مهمترین آدم‌های NED هم هست) و رابرت مک فال -- که از مهمترین مشاوران حکومت آمریکا برای طراحی روش‌های سرنگونی غیرنظامی ایران هستند -- دنبال موزیک پاپ و وبلاگ‌ها و سکس و حقوق زنان و جامعه مدنی در ایران راه انداخته است.

 جودیت باتلر: نقد اسراییل نه تنها بر اساس یهودیت ممکن، بلکه لازم است

مثلا همین هفته‌ی پیش یک آگهی در روزنامه‌ی هرالد تریبیون چاپ شد که در آن تعدادی از باحال‌ترین آدم‌های فرهنگی و هنری غیر مسلمان و غیر عرب دنیا به اسراییل بخاطر جشن شصت سالگی‌اش تاخته بودند و خلاصه گفته بودند که شصت سال رقصیدن بر گور هزاران هزار فلسطینی که شما مملکتتان را روی آن ساخته‌اید مایه‌ی شرم است، نه جشن. آدم‌هایی از راجر واترز (که بخاطر پینک فلوید در ایران این همه کشته و مرده دارد) و کن لوچ (فیلمساز یهودی و انگلیسی) و ایان پیس (موسیقی‌دان انگلیسی و یهودی موزیک کلاسیک) تا جودیت باتلر (فیلسوف یهودی آمریکایی و ضد صهیونیست و همجنسگرا و مدافع حقوق زنان) و جیانی واتیمو (فیلسوف همجنسگرای ایتالیایی) و نایومی والاس (نمایشنامه‌نویس یهودی آمریکایی). (نسخه‌ی پی.دی.اف آن را ببینید.)

چه می‌شد اگر مثلا شبکه‌ی سوم یا چهارم یا شبکه‌ی تهران تلویزیون شروع می‌کرد و مثلا در یک برنامه‌ی ده قسمتی با این جور آدم‌های مصاحبه می‌کرد یا نظراتشان را درباره‌ی دلایل‌شان برای دفاع از فلسطین و مخالفتشان با اسراییل پخش می‌کرد؟

سخنرانی ایلان پاپه درباره‌ی پاکسازی نژادی فلسطینیان توسط اسراییل

یا مثلا راجر واترز و دمیس رسوس (او هم بیانیه را امضا کرده است) و مارسل خلیفه را به تهران دعوت می‌کرد و در همین سالروز شصت‌سالگی اشغال فلسطین برایشان در سه شب در ورزشگاه آزادی به همراه چه میدانم محمد اصفهانی و محسن نامجو و علیرضا عصار و اینها کنسرت می‌گذاشت و میلیون‌ها جوان پاک‌دل ایرانی را که همیشه بر اساس فرهنگ ایرانی طرفدار ستمدیدگان بوده است با چهره‌ای دیگر از طرفداران فلسطین آشنا می‌کرد، و همزمان هم بطور مستقیم آن را در شبکه‌ی سوم پخش می‌کرد؟ یا اصلا خرج این کنسرت را می داد و در دوبی برگزارش می‌کرد و بعد از شبکه‌ی سوم مستقیم پخشش می کرد؟

یا مثلا ایلان پاپه‌، نویسنده‌ی اسراییلی شدیدا منتقد اسراییل و مدافع فلسطین را دعوت می‌کرد به ایران و برایش در دانشگاه‌ها تور سخنرانی می‌گذاشت و نشان می‌داد که چطور حتی خود اسراییلی‌ها هم از این ظلم ناراضی‌اند و حق را به فلسطینیان می‌دهند؟ چطور آمریکایی‌ها برای شیرین عبادی تور می‌گذارند که برود این طرف و آن طرف دنیا و بریند به جمهوری اسلامی؟ چرا ایران از این مقابله به مثل‌ها نمی‌کند؟

جمهوری اسلامی تنها کشور دنیا است که با گفتار و کردارش صادقانه پشت این ملت ستمدیده ایستاده است و میلیاردها نفر از مردم جهان ایران را به این دلیل می‌ستایند. آن وقت یکی، دو میلیون جوان ایرانی را در همین ایران نمی‌تواند قانع کند که چرا باید به این دفاع و مقاومت افتخار کنند؟

منظور من از سکسی کردن مقاومت بر ضد استعمار و سلطه‌ی آمریکا و اروپا و اسراییل همین است و یکی از اهداف من برای بازگشت به ایران نیز همین است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

سالروز شهادت حضرت زهرا را تسليت عرض مي کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

فيلم بازي پرسپوليس

سلام عرض شد

اولا سالروز شهادت حضرت زهرا را تسليت عرض مي کنم.

دوم اينکه امروز يک بخش جديد به مجله اضافه شده. اگر يادتون باشه چندي پيش بخشي به نام «معرفي و دانلود بازيهاي کامپيوتري» به روزانه اضافه گرديد، اما بعد از سه، چهار شماره مجددا از مجله حذف گرديد. علتش هم اين بود که دوست عزيزي که مسئول اين بخش بود و قرار بود توضيحات بازيها را به فارسي بنويسد، بعد از چند شماره و بعلت اينکه هر دفعه بطور مفصل به يک بازي مي پرداخت، تقريبا کم آورد و نتوانست ادامه دهد.
خب و اما از شماره امروز روزانه قصد دارم اين بخش را بطور جدي در مجله راه اندازي کنم و در زيردر هر شماره از روزانه در قسمت «دنياي کامپيوتر»، به معرفي قرار دادن لينکهاي دانلود بازيهاي کامپيوتري بپردازم. مخصوصا اينکه چون در آستانه تابستان هستيم، اميدوارم اين بخش جديد مورد توجه شما عزيزان قرار بگيرد.

مطلب سوم اينکه فيلم بازي روز شنبه پرسپوليس و سپاهان که منجر به دومين قهرماني تيم پرسپوليس در ليگ برتر ايران گرديد را امروز براي دانلود آماده کرده ام. با توجه به حساسيت خاص اين مسابقه که به جرات ميشه گفت حساسترين مسابقه چند ساله اخير ليگ برتر بوده، مطمئنم ام مورد استقبال شما عزيزان قرار خواهد گرفت. ضمنا ويدئوي جشن قهرماني پرسپوليس هم در زير قرار دارد.
راستي اين مژده را هم به دوستان طرفدار ورزش بدم که از اين به بعد قصد دارم ويدئوهاي مسابقات حساس ورزشي که در ايران و علي الخصوص در جهان برگزار ميشه، از قبيل فوتبال، بسکتبال، اتوموبيل راني (فرمول يک) و .... را هم در مجله قرار بدم.

لينکهاي دانلود فيلم بازي (بصورت مستقيم)

نيمه اول | نيمه دوم | جشن قهرماني

براي دانلود، روي هر يک از لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

آب و هوا

تهران

23
31

اهواز

28
42

تبريز

13
24

شيراز

21
35

مشهد

18
32

بندرعباس

27
39

کرمان

17
36

اصفهان

16
31

يزد

23
37

کرمانشاه

13
31

اراک

16
29

رشت

17
20

دبی

31
38


 

نرخ  ارز، سکه و طلا در بازار آزاد

1439 تومان
930 تومان
1810 تومان
885 تومان
250 تومان
255 تومان

يورو اروپا:
دلار آمريکا:
پوند انگليس:
يکصد ين ژاپن:
ريال عربستان:
درهم امارات:

238000 تومان
105000 تومان
54000 تومان
208000 تومان

يک بهار آزادی:
نيم بهار آزادی:
ربع بهار آزادی:
طرح جديد:


 

اوقات شرعی (به افق تهران)

اذان ظهر : 13:01

اذان مغرب : 20:26

اذان صبح فردا : 4:16

طلوع آفتاب فردا : 5:56

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

كشف مواد منفجره شيميائي و 8 كيلو گاز سيانور از تروريستهاي آمريكائي


اطلاعيه مهم وزارت اطلاعات

وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران با انتشار اطلاعيه‌اي، جزئيات تازه‌اي را درباره كشف و خنثي‌سازي يك شبكه تروريستي وابسته به ايالات متحده آمريكا اعلام كرد.
به گزارش روابط عمومي وزارت اطلاعات، متن كامل اين اطلاعيه بدين شرح است.

بسم‌الله الرحمن الرحيم
مردم شريف و انقلابي ايران
به دنبال شكست سياست‌هاي دولتمردان آمريكا در سلسله توطئه‌ها و اقدامات خود در منطقه و حوزه پيراموني كشورمان، سرويس اطلاعاتي اين كشور با هدايت و حمايت همه جانبه آموزشي، مالي و تسليحاتي از يك شبكه تروريستي، سعي در اقدامات ضد بشري از جمله مواد شيميايي، مواد منفجره و ماده خطرناك و سمي سيانور براي توليد گاز سيانور مجهز كرده بودند، مستقيماً توسط مأموران آمريكايي به داخل خاك ايران هدايت و راهنمايي شده و در يكي از سلسله طرحهاي خود حادثه تروريستي انفجار در حسينيه سيدالشهداي شيراز را انجام مي‌دهد كه در اين جنايت بي‌رحمانه جمعي از فرزندان بي‌گناه و مظلوم ميهن‌مان شهيد و مجروح مي‌شوند.
به اطلاع هموطنان عزيز مي‌رسانيم كه فرزندان خدوم و پرتلاش شما در وزارت اطلاعات با بدست آوردن اولين سرنخ‌ها از اين گروهك تروريستي و با همكاري نيروي انتظامي با اقدمات پيچيده و گسترده اطلاعاتي به تعقيب اعضاي آن پرداختند و در حالي كه اين گروه قصد داشت در ادامه اقدامات تروريستي خود طرحهاي برنامه‌ريزي شده در آمريكا نظير انفجار در نمايشگاه كتاب تهران و برخي مراكز علمي، آموزشي و مذهبي و همچنين هدف قراردادن مردم و ايجاد ناامني در مكان‌هاي پرتردد و پرجمعيت شهرهاي مختلف كشور را انجام دهد، سربازان گمنام امام زمان (عج) با اجراي عمليات دقيق اطلاعاتي در تاريخ هجدهم ارديبهشت سال جاري عناصر اين شبكه تروريستي را در استانهاي فارس، خوزستان، گيلان، آذربايجان غربي و تهران شناسايي و دستگير نمايند.
در اين عمليات يكي از اعضاي اين گروهك به هلاكت رسيد و ساير اعضاي آن در بازداشت به ‌سر مي‌برند.
اطلاعات بدست آمده از اعترافات متهمين حاكي است، مأموران آمريكايي، مأموريت اصلي گروه متلاشي شده در ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم شهرهاي ايران تعيين كرده بودند كه اقدامات تروريستي عليه كنسولگري روسيه در گيلان و انفجار در خطوط نفتي جنوب كشور نيز جزو اهداف خرابكارانه اين گروه بوده است و به همين دليل مراكز آمريكايي براي اين شبكه برنامه‌هاي آموزشي غواصي جهت شناسايي لوله‌هاي نفتي زيردريا در خليج فارس تدارك ديده بودند.
وسايل و تجهيزاتي كه از اين گروه كشف شده است عبارتند از:
* نقشه، فيلم، عكس و كروكي اماكن و مراكز مهم و حساس شهرهاي مختلف براي عمليات تروريستي.
* تعداد زيادي اسلحه و چاشني‌هاي انفجاري.
* مقادير قابل توجهي مواد شيميايي با قدرت انفجاري بالا.
* مقدار هشت كيلوگرم سيانور قابل تبديل به گاز مخرب و كشنده و همچنين تعداد ماسكهاي ضدگاز شيميايي.
وزارت اطلاعات با افتخار اعلام مي‌كند كه سربازان گمنام امام زمان (عج) ضمن خنثي‌سازي اهداف طراحي شده اين گروه تروريستي، اطلاعات با ارزشي درباره تشكيلات سازمان‌دهنده اين شبكه در داخل آمريكا بدست آورده كه در اين زمينه اسناد معتبري نيز مربوط به مراكز خاصي در ايالات متحده و رژيم صهيونيستي و روابط و همكاري‌هاي آنان با شبكه‌هاي تروريستي ضد ايراني در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته و تحقيقات تكميلي درباره اين گروه كه رسماً مواضع ضد ديني دارند، همچنان ادامه دارد كه نتايج آن طي روزهاي آينده به اطلاع ملت شريف ايران خواهد رسيد.
بديهي است به موازات پيشرفت تحقيقات و مراحل تكميل اطلاعات، اقدامات حقوقي بين‌المللي و ديپلماتيك توسط مراكز صلاحيت‌دار كشور عليه آمريكا و انگليس بعمل خواهد آمد.

کريمي: در 10 سال اخير هرگز فدراسيون

 

 فوتبال را تا اين حد ضعيف و بي برنامه نديده بودم!

بازيكن تيم ملي فوتبال گفت: در 10 سال اخير هرگز فدراسيون فوتبال را تا اين حد ضعيف و بي برنامه نديده بودم.
به گزارش خبرگزاري فارس علي كريمي روز يکشنبه از جمله بازيكنان تيم ملي ايران بود كه با حضور در هتل المپيك خود را به كادر فني معرفي كرد.
وي در مورد شرايط تيم ملي اظهار داشت: متاسفانه در فدراسيون برنامه ريزي‌هاي خوبي انجام نمي‌شود و تكرار ضعف‌هاي مديريتي در فدراسيون فوتبال تكراري شده، زيرا ما برنامه ريزي درستي انجام نداده‌ايم.
كريمي افزود: در 10 سال فعاليت ورزشي‌ام هرگز فدراسيون فوتبال را اين قدر ضعيف نديده‌ بودم. اميدوارم هر چه زودتر مشكلات حل شود و مسئولين كاري كنند كه شرايط به نفع فوتبال ملي كشور باشد.
كاپيتان تيم ملي در مورد احتمال بازي دوستانه با تيم ملي بوسني و هرزگوين گفت: خبري از لغو يا انجام بازي با اين تيم ندارم؛ اما به نظرم بوسني نيز تيم قدرتمندي نيست كه بتواند نقاط ضعف تيم ملي را آشكار كند. معتقدم براي برگزاري چند ديدار تداركاتي خوب بايد مسئولان هر چه زودتر تصميمي گيري كنند.
كريمي در پيش بيني‌اش از فرايند تيم ملي ابراز نگراني كرد و افزود: به نظرم در شرايط فعلي ما نه تنها رو به جلو حركت نمي‌كنيم، بلكه فوتبال ايران در حال پس رفت است و ما رو به عقب برگشتيم.
وي به شرايط جسماني خود اشاره كرد و گفت: در آخرين مسابقه از جام حذفي قطر از ناحيه زانو دچار آسيب ديدگي شدم؛ اما پس از چند روز استراحت و با حضور نزد پزشك باشگاه پرسپوليس فيزتراپي كردم. به دستور زرينه بايد 10 جلسه ديگر فيزتراپي انجام دهم تا شرايطم بهتر شود. بازيكن ايراني القطر تصريح كرد: چنانچه كادر فني تيم ملي اجازه دهند، در تهران مي مانم تا به شرايط آرماني برسم. با فيزيوتراپي تا آخر هفته مي‌توانم مصدوميتم را برطرف كنم.
بازيكن سابق باير مونيخ خاطر نشان كرد: يك سال ديگر با القطر قرارداد دارم؛ اما در آخرين مذاكره‌ام با مسئولان باشگاه به آنها اعلام كردم قصد جدايي از تيم قطري را دارم. هنوز پاسخي دريافت نكردم و تكليفم مشخص نيست.
وي در مورد شايعه انتقالش به پرسپوليس عنوان كرد: خوشبختانه تيم فوتبال پرسپوليس روز گذشته عنوان قهرماني ليگ برتر را به دست آورد و من اين پيروزي را به همه بازيكنان و هواداران تبريك مي‌گويم. با توجه به شرايط فعلي، فكر نمي‌كنم اين تيم نيازي به بازيكن داشته باشد. آرزو مي‌كنم كه فصل آينده در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا نتايج خوبي را كسب كند.
كاپيتان تيم ملي با اشاره به اهميت بازي‌هاي دوستانه اظهار داشت: در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 حريفان، تدارك خوبي را براي اين مسابقات انديشه‌اند. امكانات و مربيان خارجي خوبي دارندو برنامه ريزي‌هاي خوبي انجام داده اند؛ اما بازيكناني مستعد در اختيار ندارند، در حالي كه ايران بازيكنان توانايي را دارد؛ اما از عدم برنامه ريزي خوب رنج مي‌برد.
وي در پايان تاكيد كرد: براي كسب موفقيت فقط در اختيار داشتن بازيكنان توانا كافي نيست، بايد برنامه ريزي و مديريت خوبي داشته باشيم تا بتوانيم مقابل حريفان به ويژه تيم‌هاي عربي به مشكلي برنخوريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

                     احزاب سکولار در جهان عرب

نويسنده: مارینا - اوتاوی / عمر - حمزاوی
مترجم: مهدي - كاظمي

در ادبیات سیاسی از احزاب به همراه مطبوعات، پارلمان و انتخابات، به عنوان چهار رکن دموکراسی یاد میشود. در واقع وجود این ارکان برای دموکراتیک بودن یک نظام سیاسی ضروری فرض شده و تاکنون صدها عنوان مقاله و کتاب در باب آنها به رشته تحریر درآمده است. به همین جهت، وجود این چهار رکن همواره به عنوان استاندارد و معیاری برای بررسی وجود، میزان و درجه حضور دموکراسی در یک جامعه مد نظر قرار گرفته است و از این رو، هر نظامی که درصدد برقراری دموکراسی باشد، بدون شک در راه برقراری این چهار رکن – حتی بصورت ظاهری – تمام تلاش خود را به کار می گیرد. این امر در کشورهایی که مدتی قبل یا بعد از جنگ جهانی دوم به استقلال دست یافتند و بطور کلی در کشورهایی که در ادبیات سیاسی به عنوان" در حال توسعه" شناخته می شوند، برجسته تر و چشمگیرتر است، چرا که ساختارهای موجود در این قبیل جوامع با این تحولات سنخیت چندانی نداشت و همین امر آنها را در این روند با مشکلات متعددی روبرو ساخت؛ و این خود موضوعی برای تحقیقات بیشتر شد.
کشورهای عرب – که همگی در این گروه قابل دسته بندی هستند – بدلیل حضور در مهمترین مناطق جهان، دارا بودن منابع سرشار هیدروکربنی، وجود دین اسلام در این جوامع و نیز همجواری با رژیم صهیونیستی، همواره به شکلی ویژه در کانون توجه محققان و صاحبنظران – و از جمله در موضوع مورد بحث – قرار داشته اند. در واقع این کشورها به دلایل فوق و نیز بواسطه حرکت در راه توسعه با وجود ساختارهای ناهماهنگ با تحولات جدید و همچنین استفاده از الگوهای متعدد در این مسیر، همیشه موضوعی داغ برای این قبیل تحقیقات به شمار رفته اند.
از جمله جدیدترین این تحقیقات، نوشتاری است که پیش روی دارید. در این نوشتار، نویسندگان که از متخصصان برجسته این موضوع به شمار میروند، به بررسی احزاب سکولار در جهان عرب پرداخته و با تشریح نمونه هایی از مراکش، مصر، یمن، و کویت، به نتایج جدید، مهم و جالب توجهی برای علاقمندان دست یافته اند.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● بحران احزاب سکولار

● مراکش

● مصر

● یمن

● کویت

● آینده مبهم احزاب سکولار در جهان عرب

● تصور احزاب سکولار از آینده جوامع

● پیام احزاب سکولار

● سازماندهی


دانلود کتاب:


لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)

براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

مداحي

مداحان اهل بیت،که با ذکر مصیبت و ذکر فضایل خاندان وحی،مجالس حسینی راگرم و اشک عاشقانه شیعیان آل الله را جاری می‏سازند،از عوامل مهم بقاء فرهنگ‏عاشورایند.مداح،در اصطلاح شیعی،به کسانی گفته می‏شود که در ایام ولادتها وشهادتهای ائمه‏«ع‏»در مجالس جشن و عزا به خواندن اشعاری در فضایل و مناقب محمد وآل محمد،یا در مظلومیت آنان می‏پردازند.ولی اغلب،به مرثیه خوانان حسینی گفته‏می‏شود که با خواندن شعر مرثیه و ذکر مصیبت،اهل مجلس را می‏گریانند.«مداح:روضه‏خوانی که ایستاده در پیش منبر به شعر،مدایح اهل بیت و مصائب آنان را خواند،آنکه‏ایستاده در کنار منبر در مجالس روضه خوانی،یا روان در کوی و بازار،اشعار مدایح‏اهل بیت را به آواز بخواند.»

۱) مداحی اهل بیت و نوحه خوانی در سوگ آنان،از جمله کارهایی است که حادثه‏ عاشورا را زنده نگهداشته است.ائمه نیز از مداحان و ذاکران، تقدیر و تشویق می‏کردند،صله می‏دادند،دعا می‏کردند و برای این کار،فضیلت و ثواب بسیار می‏شمردند. امام‏صادق‏«ع‏»فرموده است:«الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی‏لنا»،

۲) خدا را سپاس که در میان مردم،کسانی را قرار داده که به سوی ما می‏آیند و ما رامدح و مرثیه می‏گویند.و حضرت رضا«ع‏»در تشویق دعبل به مرثیه خوانی در ایام عزای‏حسینی فرمود:«یا دعبل!احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینااهل البیت‏»

۳) ای دعبل،دوست دارم برایم شعر بسرایی و بخوانی،چون این روزها،روزهای اندوه ما اهل بیت است.همین گونه مجالس و برنامه‏ها،آن شهادت عظیم و حادثه‏شگفت را با مرور اینهمه سال،همچنان زنده نگهداشته و به برکت آن نیز،دین واحساسات دینی و انس و آشنایی مردم با خط اهل بیت زنده مانده است.به تعبیر امام‏خمینی‏«قدس سره‏»:«روضه سید الشهدا،برای حفظ مکتب سید الشهدا است...این گریه‏هاو این روضه‏ها حفظ کرده مکتب را.»

۴) مداحی،نوعی الگو دادن به مخاطبان و شخصیت‏ پردازی اجتماعی و الگویی برای جامعه ارزشی است،سنگری برای پراکندن و نشرفضیلتها در قالبی مؤثر و فراگیر نسبت‏به همه است و مداحان به خاطر اهمیت کارشان درجامعه و در شکل دهی افکار و عواطف،نقش مهمی دارند و فلسفه اساسی مداحی،ترویج‏خوبیها و تبیین روحیه‏های والای شهیدان کربلا و دمیدن روح تعهد و حماسه درشیعه است و یک عشق و ایمان است،نه یک حرفه و شغل.به تعبیر آیهٔ ا...خامنه‏ ای:
«جامعه مداح و ذاکر و ستایشگران اهل بیت،طبقه‏ای هستند که در سایه این روش،بیشترین تاثیر را در تعمیق فرهنگ و معارف اسلامی در ذهن مردم دارند...قضیه،فقطقضیه شعر خوانی نیست.مساله،مساله پراکندن مدایح و فضایل و حقایق در قالبی است که‏برای همه شنوندگان،قابل فهم و درک باشد و در دل آنها تاثیر بگذارد.» (۵) مداحان،به لحاظ آنکه کارشان بر عنصر«صدا»،«شعر»،«اجرا»و«مخاطب‏»متکی‏است،باید هر چه بیشتر نسبت‏به آموزش دیدنهای لازم،پختگی اجرا،تمرین پیوسته،گزینش شعرهای خوب و پر معنی و زیبا و بدیع و ولایی،مطالعه مقتلهای معتبر و منابع‏تاریخی،تکیه روی اشعار و مطالب اخلاقی،فکری و عقیدتی،پرهیز از غلو و مبالغه وگفتن حرفهای اغراق آمیز و غیر قابل قبول که اثر منفی دارد، اهتمام ورزند،از دروغ وتصنع و بازارگرمی بپرهیزند،خلوص و صداقت و مناعت طبع را فراموش نکنند،نوکری‏ابا عبد الله الحسین و اخلاص نسبت‏به آن حضرت را از یاد نبرند و از آنجا که شعر خوب‏از نظر مضمون،قالب و تعبیر،در دلها و افکار، تاثیر ماندگار می‏گذارد،در شناخت ومطالعه و انتخاب شعرهای پخته و عمیق و زیبا بکوشند تا بهتر بتوانند در این سمت، به‏ترسیم چهره الگوهای کمال و اسوه‏های پاکی،یعنی معصومین‏«ع‏»بپردازند و خود نیزالگوی اخلاق و تعهد باشند. رسالت مقدس مداحان در عصر حاضر عبارتست از:
- استفاده شایسته از عواطف پاک مردم و جهت دادن به آنها در مسیر پاکی وتهذیب و تقوا.
- تعمیق محبتها و عشقهای درونی به انسانهای اسوه و پاک.
- روشنگری افکار جامعه و هدایت‏به ارزشها و خوبیها و تقویت ایمان مردم.
- حفظ و اشاعه فرهنگ شهادت از طریق یاد شهدای کربلا و شهدای انقلاب وجنگ و طرح معارف اسلام و انقلاب و خط امام و رهبری و مسؤولیتهای‏اجتماعی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

پيرامون مصائب حضرت زهراسلام الله عليها


 

سوال:

الف. پيرامون حضرت زهرا ـسلام الله عليهاـ صحبتهايي مي‌شود مبني بر آتش زدن درب خانه و شكستن پهلوي آن حضرت، اين كلام تا چه اندازه صحت دارد؟
ب. كدام يك از ايام فاطميه به حقيقت نزديكتر است؟
ج. كتابهايي راجع به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ را که ما مي‌توانيم از آنها استفاده كنيم نام ببريد؟

 

پاسخ:

آن چه در تاريخ اسلام بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ روي داد، مايه شگفتي انسانهاي باوجدان تاريخ است. قضاياي بعد از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه ريشه تمام آنها به جريان سقيفه و غصب حق مسلّم علي ـ عليه السلام ـ بر مي‌گردد. ظلمهايي كه در حق حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ روا داشتند، به خاطر دفاع از ولايت بود، غصب فدك اولين حركت كرد تا گران بود تا دست اهل بيت را از ميراث نبوت كوتاه كنند وعلي و خاندان او را شديداً تحقير نمودند و در محاصره شديد اقتصادي و فكري و روحي قرار دهند.
هجوم به خانه وحي و هجوم به خانة‌ كسي كه عزيزترين افراد به پيامبر و نزديكترين انسان به خاتم نبوت بود. پاره تن پيامبر! يكي از جنايات فراموش ناشدني تاريخ است، كه در منابع معتبر اهل سنت و شيعه آمده است.[1]
عده‌اي مرتكب جنايت شدند و حكومت را غصب كردند خليفه اول بسيار زود دست از آن برداشت و دومي را جانشين خود كرد ـ در حالي كه اينها مدعي بودند پيامبر جانشيني انتخاب نكرده است ـ اگر پيامبر جانشين انتخاب نكرد، خليفه اول چرا برخلاف سنت پيامبر عمل كرد. بايد او نيز جانشيني انتخاب نمي‌كرد. خليفه دوم نيز يك روش اختراع كرد و شوراي شش نفره تعيين نمود تا تكليف خلافت را روشن كند. در اين ميان وجدان بيدار و سالم هر انسان پاك فطرت تاريخ از اين آقايان سؤال مي‌كند كه شما به اندازه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به دين خدا دلسوز بوديد و يا علم شما بالاتر از آن حضرت بود. پس چرا مدعي هستيد آن حضرت، جانشين تعيين نكرده و چرا شما براي خود جانشين انتخاب كرديد.[2]
اين وقايع به وجود آمد و تاريخ امروز چون آينه پيش روي ماست. عده‌اي ايمان خود را خراب كردند براي چند روز حكومت دنيوي، و كسي نيست از منكران ظلم به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ سؤال كند كه شما چرا منكر اعمال زشت آنها هستيد؟ چرا عمل زشت آنها را توجيه مي‌كنيد. به شما چه سودي از اين جريان خواهد رسيد. آيا شما هم دوست داريد، مثل آنها گرفتار عذاب الهي شويد! سؤال كننده محترم و عزيز شما خودتان وجدان بيداري داريد، اگر چنين چيزي واقع نشده است چرا منكران آن اين همه پافشاري بر رد اين گونه اعمال خلفا مي‌نمايند.
چون حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ خيلي مظلوم است هر كس منكر اين مظلوميت شود، او نيز در حق آن حضرت ظلم نموده است. بنابراين گرفتاري دنيوي براي او قبل از گرفتاري اخروي است، آن چه را كه علماي اهل سنت به طور اجماع درباره حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ نقل كرده‌اند. هجوم طرفداران كودتاي سقيفه به فرماندهي خليفه دوم به خانه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مي‌باشد. علماي اهل سنت تا اين جا نقل مي‌كنند و برخي از آنها تمام وقايع را مي‌نويسند، ولي برخي از آنها روي وقايع بعد از هجوم سرپوش مي‌گذارند و پنهانكاري مي‌كنند، و مورد ديگري كه علماي اهل سنت بدان تصريح كرده‌اند، اختفاي تشييع جنازه و دفن حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و پشيماني هر دو خليفه از عملشان و برخوردشان با زهرا ـ سلام الله عليها ـ نيز يك دليل بر وقوع آن حوادث است، دليل ديگر اين كه بعد از مستقر شدن ابوبكر در خلافت طرفداران او و خليفه دوم براي راضي نمودن زهرا ـ سلام الله عليها ـ به در خانه آن حضرت رفتند، آن حضرت از آنها روي برگرداند و با آنها صحبت نكرد، اگر ظلمي به آن حضرت نكرده بودند، براي چه از آن حضرت معذرت خواهي مي‌نمودند و چرا حضرت با آنها حرف نزد و روي از آنها برگرداند.[3]
و هم چنين دليل ديگري بر وقوع اين حوادث وجود دارد و آن نامه‌اي است كه خليفه دوم به معاويه نوشت و به آنها اقرار كرده است.[4] و دليل ديگر: نامه‌اي است كه معاويه به محمد بن ابي بكر درباره رفتار خليفه اول و دوم و سوم با اهل بيت و اصل جريان كودتاي سقيفه نوشته است.[5] علاوه بر اينها بيشتر علماي اهل سنت كه با وجدان بوده‌اند به اين حوادث اشاره نموده‌اند. در اين باره مي‌توانيد به كتاب احراق بيت فاطمه، نوشتة غيب غلامي و چشمه‌اي در بستر، نوشتة مهدي پور سيد آقايي مراجعه كنيد.
ايام فاطميه دوم بيشتر مورد توجه علماي شيعه مي‌باشد. اگر چه ذكر و ياد حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ در هر حال داراي آثار معنوي بوده و مورد توجه خداوند متعال است. چون حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ مادر يازده امام معصوم ـ عليهم السلام ـ است. و از طرفي همسر مورد علاقه شديد امام امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ است. از همه بالاتر يگانه دختر پيامبر اكرم و خاتم النبيين ـ صلّي الله عليه و آله ـ است. علاوه بر اين فضائل استثنايي خود آن حضرت،‌ از لحاظ معنوي داراي كمالات فوق العاده مي‌باشد. چنان چه اگر عبادات و تقوي و ايثار و تواضع و كرامات و ساير خصلت‌هاي فردي و عاليه انساني آن حضرت بيان شود و براي شما معرفي گردد، ‌به مقام بلند آن بانوي گرانقدر كه سيدة النساء العالمين است، پي خواهيد برد.
براي آشنايي بيشتر مي‌توانيد به مطالعه ترجمه كتاب فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفي، نوشتة آقاي رحماني همداني و كتاب بانوي نمونه اسلام نوشته آقاي اميني مراجعه بفرمائيد. البته كتابهايي زيادي در اين باره نوشته شده است از جمله كتاب آقاي قزويني.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد:
«فاطمه پاره تن من است هر كه او را شاد كند، مرا شاد كرده است و هر كه او را آزار دهد مرا آزرده است».
عايشه همسر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گفته است: وقتي فاطمه به پيش رسول خدا مي‌آمد براي احترام او بر مي‌خاست و دستهاي او را ـ فاطمه را ـ پيامبر مي‌بوسيد... .
(منتهي الامال، ج 1، ص 253 ـ 254)

-----------------------------------
[1] . يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ج 2، دار صادر بيروت، ص 126 ـ 137؛ و طبري، تاريخ، ج 2، ص 619، بيروت،‌دار صادر؛‌بلاذري، انساب الاشراف، ج 1، قاهره، دار المعارف، ص 586؛ ابن عبدربه، عقد الفريد، ج 5، چ مصر، ص 12؛ ابن قتيبه، الامامه و السياسه، قم، منشورات رضي، ص 12؛ و ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 2، بيروت، دار احياء التراث، ص 21؛ و سليم بن قيس، اسرار آل محمد، انتشارات دار الفنون، ص 25؛ و طبري، دلائل الامامه، قم، دار الخائر، 1383، ص 45.
[2] . ر.ك: به فصلنامه صبا، ش 1، ناشر مركز مطالعات حوزه با همكاري صدا و سيما.
[3] . ابن قتيبه دينوري، الامامه و السياسه، قم، منشورات زاهدي، 1363، ص 11 ـ 15، و انتشارات شريف رضي، 1413، ص 30؛ و عمر بن محمد موصلي، مناقب آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ، بيروت، مؤسسه اعلمي، 1424، ص 85؛ الغدير، ج 7، (اعتذار خليفه الي الصديقه)، چ دوم، اسلاميه، 66، ص 228.
[4] . مجلسي، بحار، ج 30، چ اول، بيروت، دار الرضا، بي‌تا، ص 286.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

البته ترکهای اسلامگرای حاکم بر ترکیه فکر همه چیز را کرده اند! در گیلاس های رئیس جمهور، نخست وزیر و همسر رئیس جمهور ترکیه آبمیوه ریخته شده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

همایش "چگونه به اسرائیل کمک می‌کنیم..." برگزار شد و البته نتیجه تقریباً همان چیزی شد که انتظارش را داشتم.
به نظر من مشکل اصلی در مبارزه با صهیونیسم و به خصوص صهیونیسم اقتصادی و نفوذ آن در ایران، عدم شناخت ریشه‌ای این تفکر پلید در بین مسئولین ماست.
در این جلسه آقای "دری نجف‌آبادی"، دادستان کل کشور به عنوان سخنران دعوت شده بودند.
با تمام احترامی که به خاطر وجاهت شخصیتی و سنی برای ایشان قائلم، در مورد سخنرانی ایشان حرفی برای گفتن ندارم، که به نظر من با توجه به موضوع جلسه، بیشتر شبیه به یک فاجعه بود تا سخنرانی! که خلاصه شد درحرف زدن از تاریخچه صهیونیسم [به صورت جسته - گریخته] و مطالبی که میشه گفت تقریباً 90٪ حاضرین در جلسه شاید خیلی دقیق‌تر و بیشتر از ایشون آنها را می‌دانستند و البته نداشتن پاسخی قانع کننده به سوالات حضار در مورد دلیل فعالیتهای شرکتهای حامی و وابسته صهیونیست در ایران! و در انتها وعده‌هایی برای بروز اتفاقاتی میمون در این زمینه!
البته من شخصاً توقع داشتم ایشان به عنوان کسی که مدتی را به عنوان وزیر اطلاعات و در حال حاضر دادستان کل کشور که وظیفه بررسی پرونده‌های کلان فساد مالی و اقتصادی و امنیتی را عهده‌دار هستند لااقل خرده اطلاعاتی در این زمینه داشته باشند ولی یا داشتند و نخواستند مطرح کنند و یا... که به نظر من...
و باز دوباره به این نتیجه می‌رسم؛
خود باید کاری کنیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

سرعت‌گیر اینترنت پرسرعت!

روزانه خبرهای متعددی از سوی شرکت مخابرات مبنی‌بر توسعه شبکه مخابراتی کشور در حوزه تلفن ثابت و همراه شنیده می‌شود تا آنجا که براساس آخرین آمارهای منتشر شده در بهمن‌ماه سال گذشته توسط این شرکت، در‌حال‌حاضر شبکه تلفن ثابت کشور دارای ۲۳میلیون و ۶۶۲هزار مشترک و ضریب نفوذی معادل ۱۴/۳۲درصد است که با توجه به آمارهای گذشته در فاصله دو سال و ۸ماه از فعالیت دولت نهم به تعداد مشترکان ۴میلیون و ۹۱۷هزار و ۹۶۶ شماره افزوده شده است.
همچنین گفته می‌شود تا پایان سال ۸۸، تعداد مشترکان تلفن ثابت به ۳۶میلیون و ۳۰۰هزار مشترک و ضریب نفوذ نیز به میزان ۵۰درصد افزایش خواهد یافت. این آمارها نشان‌دهنده این است که شرکت‌های مخابراتی استان‌ها توانسته‌اند به تمامی وعده‌های خود عمل کرده و ضریب نفوذ تلفن در کشور را افزایش دهند، اما آنچه در این مرحله حائز اهمیت است، این مساله است که شرکت مخابرات با استفاده از بعضی شیوه‌های خاص مثل به کارگیری از خطوط PCM به جای خطوط ثابت باعث افزایش ضریب نفوذ تلفن در چند سال اخیر شده است. روشی که در مرحله اول ممکن است مشکلات ارتباطی اولیه یعنی همان انتقال صدا را برطرف سازد، اما در مراحل بعدی نه تنها بسیاری از کاربران اینترنت در کشور و مخصوصا شهرهای بزرگ را از داشتن اینترنت پرسرعت (ADSL) محروم می‌کند، بلکه اتصال آنها را از طریق روش Dailup را نیز با مشکل مواجه می‌کند.


● Pcmهای مزاحم
در چند سال گذشته با رشد ساخت‌وساز مسکن و به دنبال آن افزایش متقاضیان برای خرید خط تلفن ثابت، مخابرات مجبور شد برای برطرف کردن نیازهای اولیه این کاربران از روشی خاص به نام Palsecodemodulation (مدولاسیون پالس‌های کد شده) یا Pcm جهت افزایش خطوط خود استفاده کند.
در این شیوه، ظرفیت هر کابل به چندین خط تلفن ثابت اختصاص داده می‌شود. به عنوان مثال، از طریق این روش می‌توان از یک کابل مسی، ۴ تا ۸ خط تلفن را سرویس داد.
استفاده از خطوط Pcm زمانی صورت می‌گیرد که کابل‌های مخابراتی برای ارائه خطوط تلفن پر شده باشد و امکان حفاری کردن برای کار گذاشتن کابل‌های مسی نیز در زمین وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی مراکز مخابراتی می‌توانند برای برطرف کردن نیاز متقاضیان خود خدمات تلفنی ثابت خود را از طریق Pcm به کاربران ارائه دهند.
اگرچه این شیوه در ابتدای امر همچون مسکن، توان پاسخگویی به نیاز گفت‌وگویی تلفنی و انتقال صدا را برای مشترکان فراهم می‌کند، اما با گذشت زمان و ورود سرویس‌های جدید کم‌کم استفاده از خطوط Pcm باعث به وجود آمدن مشکلات بسیاری شد، چرا که به دلیل تقسیم ظرفیت یک کابل، استفاده و اشتراک اینترنت ADSL برای مشترکانی که خطوط تلفن آنها به این شیوه فراهم شده است وجود نخواهد داشت.
همچنین این خطوط در اتصال از طریق Dail UP به شبکه‌های اینترنت نیز مشکلاتی را برای مشترکان ایجاد می‌کنند و عموما سرعت اتصال مشترکان این‌گونه خطوط پایین‌تر از ۳۳۰۶‌کیلو بیت است. این در حالی است که بسیاری از مشترکان از نوع خط خود بی‌خبر هستند و هزینه اشتراک و آبونمان خط تلفن آنها نیز با مشترکانی که کابل مستقیم دارند، یکسان است.
گفته می‌شود که از هزاران مشترکی که در سطح کشور از این نوع خط تلفن ثابت استفاده می‌کند علاوه بر اینکه شاهد کاهش قابل توجه سرعت اتصال به اینترنت و قطعی‌های مکرر هستند با مشکلات دیگری مانند نویز و پارازیت هنگام ارتباطات کلامی تلفنی نیز مواجه هستند و به نوعی وجود این خطوط مانع استفاده کاربران از خطوط هوشمند شده است.
کارشناسان ارتباطی معتقدند این یک نوع غش در معامله است چرا که مخابرات با آگاهی خطوط بی‌کیفیت را به مردم واگذار می‌کند و هزینه خطوط معمولی تلفن ثابت را از آنها می‌گیرد. یکی از اعضای انجمن شرکت‌‌های ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی در این‌باره می‌گوید: «خود من در منزل به سختی می‌توانم به اینترنت متصل شوم و دلیل آن هم این است که خط تلفن من Pcm است.»
وی در ادامه می‌افزاید: «پیش از این به راحتی می‌توانستم از اینترنت استفاده کنم اما یکباره سرعت به شدت از طریق خط تلفن کاهش پیدا کرد که بعد از پیگیرهایی که داشتم مخابرات منطقه به من گفت چون همسایه شما به خط جدید نیاز داشته و ما هم امکان این را نداشتیم که از طریق معمولی به او خط‌دهیم از خط شما استفاده کردیم و به وسیله سیستم pcm به او خط تلفن دادیم.»
به گفته وی، این سیستم یکی از مشکلاتی است که باعث کاهش سرعت اینترنت می‌شود. البته این مشکل عمومی نیست و فقط به مناطقی مربوط است که تراکم مشتری بالا باشد که این هم بر می‌گردد به شعار به‌روز رسانی شرکت مخابرات ایران که متقاضیان بسیاری را بدون اینترنت کرده است!


● کاربران خطوط PCM بیشترین متقاضیان ADSL
گفته می‌شود واگذاری این خطوط از ده‌سال پیش در دنیا متوقف شده است، اما هنوز در ایران شرکت مخابرات به دلیل نبود امکانات کابلی همچنان از این خطوط برای برطرف‌کردن نیازهای کاربران خود استفاده می‌کند تا جایی که مهرداد حسین‌خانی، مدیر کل برنامه‌ریزی و بودجه شرکت مخابرات استان تهران در مورد تعداد این خطوط می‌گوید: «براساس آخرین آمارهای به‌دست‌آمده ما بیش از ۶‌میلیون‌کاربر تلفن ثابت در شهر تهران داریم که از این تعداد چیزی در حدود ۵‌هزار مشترک از طریق روش PCM به شبکه تلفن ثابت افزوده شده‌اند و همانطور که مشخص است درصد خیلی کمی را تعداد خطوط PCM تشکیل داده‌‌اند.»
وی در ادامه می‌افزاید: «تاکنون ما توانسته‌‌ایم با توسعه شبکه‌ها بین ۲۰‌تا ۲۵‌درصد از این خطوط را از رده خارج کنیم و در حال حاضر تنها مناطق محدودی هستند که از این خطوط استفاده می‌‌کنند که قصد داریم طی یک بازه پنج‌ساله آنها را نیز به خطوط معمولی تبدیل کنیم.



 

● مخابرات تنها راه نجات
با توجه به اینکه خطوط تلفن هزاران مشترک مخابرات به خصوص در مناطق مرکزی شهر و مناطق تجاری با استفاده از شیوه فوق فراهم شده است. عملا بسیاری از مشترکان مخابرات در مناطق مرکزی و تجاری شهر از هرگونه اشتراک اینترنت مناسب و به صرفه محروم هستند.
همچنین گفته می‌شود که بیشترین متقاضیان به استفاده از ADSL را کاربران خطوط PCM تشکیل می‌دهد که حسین خانی درباره استفاده از ADSL توسط مشترکان خطوط PCM می‌گوید: در حال حاضر مشترک ADSL در تهران چیزی در حدود ۵۰هزار کاربر است که از این رقم تنها یک‌درصد از آنها را کاربران PCM تشکیل می‌دهند.
حسین‌خانی در ادامه اظهار داشت که عدم دسترسی به اینترنت پرسرعت یا قطع و وصل شدن‌های مدام اینترنت فقط مربوط به خطوط PCM نیست بلکه مشکلات زیرساختی دیگری هم وجود دارد اما ما در تلاشیم طی یک برنامه کوتاه‌مدت تمام مشکلات مربوط به مخابرات را حل کنیم.
اما آنچه جالب به نظر می‌رسد این موضوع است که در این مدت به اصطلاح کوتاه‌مدت (۵ساله) کاربرانی که نیاز به اینترنت پرسرعت دارند باید از چه راه‌حلی برای برطرف کردن نیاز خود استفاده کنند.
مدیر کل برنامه‌ریزی و بودجه شرکت مخابرات استان تهران در این باره می‌گوید: «مکان‌هایی که مشترکی خواهان خطوط ADSL باشد معمولا مراکز سعی می‌کنند که برای مشترک امکاناتی ایجاد کنند که بتوانند از این سرویس استفاده کنند ولی اگر نتوانند این کار را انجام دهند می‌‌توانند به اپراتورهای PAP که سیستم وای‌مکس ارائه می‌دهند مراجعه کنند.»
اما این راه‌حل هم کمک زیادی به این نوع کاربران نمی‌کند چرا که علاوه بر گران‌بودن قیمت این نوع خدمات نسبت به ADSL، این شرکت‌ها تمام مناطق پایتخت را نمی‌‌توانند تحت پوشش اینترنت بی‌سیم قرار دهند.
محمودرضا خادمی، عضو کمیسیون اینترنت سازمان نظام صنفی می‌گوید: «استفاده از اینترنت بی‌سیم به جای اینترنت پرسرعت برای مشترکان خانگی به هیچ عنوان مقرون به صرفه نیست چرا که هزینه آن بسیار بالا است.»
خادمی در ادامه می‌افزاید: «البته راه دیگری نیز برای کاربران این نوع خطوط وجود دارد که آن هم باز به ظرفیت و امکانات کابلی مرکز ارتباط دارد.
به این صورت که کاربر خطوط PCM نام شکایتی را به مرکز مخابرات استان خود می‌فرستد و از آنها تقاضای خارجی شدن از خطوط PCM را می‌‌کند.
مخابرات هم بررسی‌های لازم را انجام می‌‌دهد و اگر کابل مرکز ظرفیت این را داشته باشد که بتواند یک شماره اختصاصی را روی یک زوج حسی به کاربر بدهد حتما این کار را انجام خواهد داد که البته انجام این کار هم احتیاج به زمانی در حدود ۲ الی ۳ ماه دارد.»
به گفته خادمی، تکنولوژی‌های گوناگونی برای از میان برداشتن خطوط Pcm در کشور وجود دارد؛ اما اینکه چرا مخابرات از این روش‌ها استفاده نمی‌کند، سوالی است که باید توسط مدیران مخابرات پاسخ داده شود.
زارعیان، مدیرکل روابط‌عمومی ایران در پاسخ به این سوال می‌گوید: «استفاده از این روش‌ها بسیار هزینه‌بر است و ما به جای به‌کارگیری از چنین روش‌هایی سعی می‌کنیم شبکه فیزیکی خود را تقویت کنیم.
چراکه استفاده از چنین روش‌هایی تنها همانند مسکن‌های مقطعی عمل می‌کند و در مراحل بعد مشکلات جدیدتر را به وجود می‌آورند.»
زارعیان همچنین می‌گوید: «در حال حاضر ما از سال ۸۶ تاکنون هیچ نوع خطوط Pcm را به کاربران واگذار نکرده‌ایم و آن تعداد خطوط Pcm را هم که بیشتر در تهران و چند شهر بزرگ وجود داشته‌‌اند نیز جمع‌آوری کرده‌ایم.
در حال حاضر هم این خطوط تنها در برخی از مناطق پرجمعیت دیده می‌شوند که در سال جدید با توسعه شبکه سعی می‌کنیم آنها را نیز جمع‌آوری کنیم.»
مدیرکل روابط‌عمومی مخابرات ایران یادآور می‌شود که زمانی که ما از این تکنولوژی استفاده کردیم بحث اینترنت پرسرعت مطرح نبود و با وجود اینکه هر روز در جهان سرویس‌ها و فناوری‌های جدید وارد عرصه زندگی بشر می‌شود اما در ایران همچنان فناوری‌های روز با سال‌ها تاخیر وارد کشور ما می‌شوند به عنوان مثال کاربران ایرانی از پیش پا افتاده‌ترین و محبوب‌ترین فناوری جهان یعنی همان اینترنت پرسرعت به دلیل آماده نبودن زیرساخت‌های مخابراتی محروم هستند تا جایی که بر اساس آخرین آمارهای به دست آمده ضریب نفوذ اینترنت پرسرعت در ایران فقط ‌یک‌درصد است یعنی از هر ۱۰هزار ایرانی فقط یک‌ نفر به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند که همین تعداد کم پورت اینترنت پرسرعت نیز فقط در شهرهای بزرگ راه‌اندازی شده است.
بر اساس برنامه چهارم توسعه تا پایان سال ۸۸ تعداد پورت‌های فعال ADSL باید به ۵/۱میلیون پورت برسد و این در حالی است که هم‌اکنون به جای ۹۰۰هزار پورت فعال، کمتر از ۱۰۰هزار پورت فعال ADSL وجود دارد. به عبارت دیگر، نفوذ ADSL در ایران یک‌نهم میزان پیش‌بینی شده در برنامه چهارم توسعه است.
متخصصان این حوزه معتقدند شرکت مخابرات با فراهم نکردن تسهیلات لازم و محدود کردن سرعت اینترنت پرسرعت به نوعی باعث ورشکستگی شرکت‌های PAP شده‌اند.
پس با به نتیجه نرسیدن این برنامه مشترکان خطوط Pcm به گفته مسوولان مخابرات باید ۴ الی ۵ سال و شاید هم بیشتر صبر کنند تا بتوانند اینترنت پرسرعت را بچشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)، عمر (خليفه دوم) در نامه اي طولاني که به معاويه نوشته بود برخورد خود با حضرت زهرا (سلام الله عليها) را چنين بيان کرد:

… پس من بدر خانه علي آمدم، و در اين باب مشورت كرده بودم كه او را از خانه بدر آورم، من فضه كنيزك آنحضرت را گفتم كه علي را بگو كه بيرون آيد و با ابابكر بيعت كند، زيرا كه همه مسلمانان مجتمعند در بيعت او. فضه جواب داد: علي (ع) بكاري اشتغال دارد و نتواند كه به مسجد بيايد. گفتم اين حرفهاي زنانه را كنار بگذار، و علي را خبر ده كه بيايد و با ابوبكر بيعت كند. و اگر بيرون نيايد به اكراه و اجبار او را از خانه بيرون آوريم.
ما در اين گفتگو بوديم كه فاطمه (س) بيرون آمد و در پشت در ايستاد و فرمود: "اي گمراهان و دروغگويان و تكذيب كنندگان خدا و پيغمبر چه ميگوييد؟ و از جان ما خانواده چه ميخواهيد؟"
من گفتم: اي فاطمه؛
فاطمه فرمود: چه ميگويي و چه منظوري داري؟
گفتم: چرا پسر عمت تو را فرستاده كه جواب گويي، و خود در پس پردهء حجاب نشسته؟!
فرمود: اي عمر، طغيان و سركشي تو بود كه مرا از جاي در آورد و حجت را بر تو لازم گردانيد (يعني بيرون آمدن من براي اتمام حجت است با تو) و همچنين بيرون آمدن من حجت را لازم كرده بر هر گمراه و نادان و غوي.
گفتم: فاطمه اين حرفهاي باطل و قصه هاي زنانه را رها كن، و علي را بگو كه از خانه بدر آيد و با ابوبكر بيعت كند؛.
فاطمه فرمود: "لاحب و لاكراهة" دوستي و كراهتي تو را لايق نباشد، آيا بسبب حزب شيطان و لشگر او مرا ميترساني؟ و حال آنكه لشگر و حزب شيطان بسي سست و ضعيف است اي عمر.
گفتم: اگر بيرون نيايد هيزم فراواني جمع كنم؛ و آتشي افروزم كه اين خانه را با اهلش بسوزانم؛ يا آنكه او را بكشم براي بيعت با ابوبكر؛.
پس از اين گفتگوها تازيانه قنفذ را گرفتم، و فاطمه را با تازيانه آزردم، سپس خالد بن وليد را گفتم كه تو و مردان ديگر بياييد و براي من هيزم جمع كنيد و فاطمه را گفتم كه اكنون اين خانه را آتش ميزنم.
فاطمه فرمود: اي عمر دشمن خدا و رسول و اي دشمن علي اميرالمومنين ، اين بگفت و دو دست فرود آورد و در خانه را گرفت، و مانع شد كه من وارد خانه شوم؛ من او را دور كردم و با شدت در را فشار دادم و دستهاي فاطمه را با تازيانه كه در دست داشتم آزردم كه در را رها كند؛ فاطمه در را نگشود، ولي از شدت درد تازيانه، صداي ناله و گريه او را شنيدم، چنان ناله فاطمه در دل من تاثير كرد كه نزديك بود كه من نرم شوم، و از در خانه آنحضرت برگردم؛ ولي در اين موقع دشمنيهاي علي را بياد آوردم و ولع و حرص آنحضرت را در ريختن خون صناديد و بزرگان عرب، و مكر و فريب و جادوي محمد را متذكر شدم؛ و لگد با پاي خود بر در زدم، ولي دختر پيغمبر شكم و احشاء خود را بر در چسبانيده بود، و در خانه را نگهداشته بود كه باز نشود چون من لگد بر در زدم صداي ناله و ضجه از فاطمه شنيدم؛ كه گمان كردم از اثر اين ناله مدينه را زير و زبر كرد و شهر را بحركت در آورد؛ فرمود: اي پدر بزرگوارم، اي رسول خداوند عالميان يا محمد آيا روا است كه به حبيبه تو و دختر تو چنين كنند يكنفر ديگر را هم آواز داد و فرمود آه فضه بيا و مرا درياب؛ بخدا قسم كه فرزندم را كشتند!! من در خانه را بشدت و عنف گشودم؛ فاطمه را ديدم كه تكيه بديوار كرده و او را درد مخاض فرا گرفته؛ در حال سقط فرزند است.
ولي چون من وارد شدم؛ با همان حال فاطمه روي بمن آورد، ولي من از شدت غضب چشمم را پرده گرفته بود، چون نزديك آمد من از روي مقنعه و خمار چنان سيلي بصورت او زدم كه گوشواره او بريده شد، و خود او نيز بزمين افتاد…

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

می دونی به چی فکر می کنم؟ تو فکر کن بهترین نمایشگاه کتاب رو برگزار کنن. نظم و ترتیب و همه چی. می دونی چه درصدی از مردم به خاطر نداشتن بودجه از خرید کتاب صرفنظر می کنند؟ تو وقتی پول نداری، حالا بگو بهترین کتابها و بهترین امکانات رو هم برات فراهم کنن. وقتی هستند کسانی که این بودجه می تونه یکی از سوراخهای زندگیشون رو پر کنه. می تونن یه قسطشون رو بدن یا می تونن برای تغذیه این هفته خونواده فقیرشون مرغ و گوشت بخرند یا سیب زمینی و پیاز بخرند تو مطمئن باش که این کار رو می کنن. شکم گرسنه کتاب به چه دردش می خوره. یا مثلا بانک چه می فهمه تو می خوای کتاب بخونی می گه اول بیا قسطت رو بده. یه خونواده ی نسبتا متوسطی مثل خونواده کوچیک ما مثلا می گیم با برنامه ریزی یه بودجه ای رو هم به این کار تخصیص می ده. ولی کارگر بی نوایی که با 150 تومان داره زندگی می چرخونه یقین بدون جایی برای خرید کتاب تو دل این پول ناچیز براش وجود نداره. گفتم که شیکم گرسنه که این حرفها حالیش نمی شه....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

لانس آرمسترانگ یکی دیگر از افرادی است که در لیست 100 شخصیت تأثیرگذار جهان در سال 2008 به انتخاب تایم قرار گرفته است.
مسئولیت نوشتن
مقاله‌ مربوط به آرمسترانگ را در مجله تایم، «الیزابت ادوارد» بر عهده داشته است، نویسنده‌ای که مادر 4 فرزند است و مبتلا به سرطان است. وی در مورد آمرسترانگ می‌نویسد(نقل به مضمون):
هیچ کسی مثل او نیست و شاید در آینده هم هیچ کسی مثل او پیدا نشود. بهترین دوچرخه‌سوار تاریخ، «تور دو فرانس» را هفت بار از سال 99 تا 2005 برده است. ولی قبل از اینکه موفق به انجام چنین چنین کاری شود، مجبور بود پیروزی شخصی مهمتری کسب کند و آن غلبه بر سرطان بود. در سال 96 تشخیص داد که آرمسترانگ مبتلا به سرطان بیضه شده است، سرطانی که به شکم، مغز و ریه‌های او گسترش پیدا کرده بود. پزشکان امید چندانی به بهبود او نداشتند، ولی ناامیدی مفهومی برای آرمسترانگ نداشت.

 Tinypic

او توانست بهبود پیدا کند و بعد از بهبودی، بنیاد آرمسترانگ را تأسیس کرد و حلقه‌های زردرنگ پلاستیکی را مبدل به بیانه مقاومت و سرسختی در تمام کره خاکی کرد. بنیاد او اشخاصی را مبتلا به سرطان شده‌اند تشویق به زندگی می‌کند، از پژوهش‌های مربوط به سرطان حمایت می‌کند و جامعه بیماران سرطانی را ترغیب می‌کند که از یکدیگر حمایت کنند و به کمک هم توانمندتر شوند، توانمندتر از آنچه هر کدام از آنها به تنهایی می‌توانند باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

 

تنها، بی همهمه، بر پیکر بی جان بهترین خلق خدا، نماز بخوان و دم نزن!
اشک بریز و خاک خشک مدینه تر کن و آه مکش!
ستم را ببین و حق خود را نادیده بگیر و بخاطر این مسلمانان نمایان بی قدر، سکوت را نشکن! سراغ از فدک نگیر!
خم مشو!
نمیر...
تا فاطمه هست، درد دل عیان کن، زخم دل بشوی، استوار بمان!
یادت بیاید تقسیم کار رسول خدا را، تو بیرون، فاطمه در خانه؛ اکنون پس از آن بهترین رسول، در خانه بنشین، کنج عزلت با پروردگار نجوا کن، فاطمه درب خانه ها بکوبد، از دروغگویان رنگارنگ بیعت تمنا کند.
صدای شعله های خشمگین آتش بشنو، صدای جیغ ترسان کودکانت را بشنو، صدای فریاد «یا ابتاه» زهرایت را بشنو، درب شکسته ی خانه را ببین، یاد از آیه ی «فی بیوت اذن الله...»1 نکن!
ریسمان بر دست، رد خون فاطمه از خانه تا خودت را ببین، قبضه ی شمشیر را ببین، پهلوی نیمه جان فاطمه را....
علی! صبور باش
تا دیروز فاطمه بود
اما آه و فغان کودکان و فریادهای «یا امّاه» به تو خبر می دهد از امروز فاطمه نیست.
تا راه خانه بارها به زمین می افتی و در این فکری که از امروز دیگر غمخوار نیست.
تو می مانی، تنها!
جویبار اشک از چشم حسن پاک کن، حسین از پای مادر جدا کن، دست بر سر زینبت بکش، فریاد نزن!
سر فاطمه برای آخرین بار در بغل بگیر، وصیتش را بشنو، وداع کن، زندگی را فراموش کن، روزهای با فاطمه بودن را از یاد ببر، اشکهای بی تاب فاطمه را پاک کن، همنوا با فاطمه خون ببار!
شبانه فاطمه را رهسپار کن، با زانوان لرزان بر پیکر تنها همدمت نماز بخوان، ضجه های زینب را با نوازش خاموش کن، پاره ی تن به آغوش پدر بازگردان، دست پیامبر در خاک ببین، شکوه نکن! بسپار به فاطمه، فاطمه می رود، می گوید...
اکنون...
تنها...
آخرین حرفها را می گویی.
در مشتت خاک داری.
زیر بار این غم، زانوانت خم می شود، می شکند...
سر پر غم بر خاک گور فاطمه می گذاری
صدا می زَنی اش
نجوا می کنی...

------------------------------------------
پی نوشت:
1. در خانه های (اولیاء و پیامبران) خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد، و در آن ذکر نام خدا شودو...، پیامبر اکرم به همه سفاش می فرمود که بی اجازه وارد خانه ی پیامبران مثل خانه ی حضرت زهرا (س) نشوند و حتی خود نیز از حضرت زهرا اذن دخول می گرفتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

 

آن شب فاطمه درخواب ديد فرشتگان بال در بال پرواز مي کردند آنچنان که آسمان را به تمامي مي پوشاندند...
دو فرشته پيش رو آمدند ، سلام کردند و مرا روي بال هاي خود سوار کرده و به آسمان بردند. ناگهان بوي بهشت به مشامم رسيد. فرشتگان صف در صف ايستاده بودند و ورود مرا انتظار مي کشيدند . اول خنده اي بسان بازشدن گلي و بعد هم با هم گفتند: خوش آمدي اي هدف آفرينش بهشت و اي فرزند " لَوْ لاکَ لَما خَلَقْتُ الاَ فْلاک . "
فرشتگان مرا بالاتر بردند ، قصرهاي بي انتها، لباس هاي بي همانند، آنچه چشم از حيرت خيره مي ماند ، و بعد نهرهاي آبي سفيدتر از شير و خوشبوتر از عطر وبعد قصري ، و چه قصري!
گفتم اينجا کجاست؟ اين چيست؟ از آن کيست؟ گفتند اينجا فردوس اعلي است.
برترين و بالاترين مرتبه بهشت است. منزل و مسکن تو و پدرت و پيامبران همراه پدرت و هر که خدا با اوست اينجاست. و اين نهرکوثراست. پدرم که بر سريري تکيه زده بود مرا ديد از جا برخاست در آغوشم گرفت و ميان دو چشمانم را بوسه زد. و فرمود: اينجا جايگاه تو ، شوي تو ، و فرزندان و دوستداران توست. بيا دخترم که سخت مشتاق توأم.
علي جان! پدرم به من گفت که امشب ميهمان او خواهم بود. اکنون اي پسرعموي مهربانم ، من عازمم، بر من مسلم است که از امشب ، ميهمان پدر خواهم بود. گريزانم از اين دنياي پر جلا ، و سراسر مشتاقم به خانه بقا. تنها دل نگرانيم براي رفتن، تويي و فرزندانم.
علي جان ولي جدا شدن از تو همين اندازه هم برايم سخت است. شما را به خدا مي سپارم و از خدا مي خواهم که سختي هاي اين دنيا را براي شما آسان گرداند.
علي جان! من در سال هاي حياتم ، هميشه با تو وفادار بوده ام ، از من دروغ، خُدعه و خيانت نديده اي، لحظه اي پا را از حريم مهر و وفا و عفاف بيرون نگذاشته ام ، بر خلاف فرمان تو حرفي نگفته ام. اعتقاد من هميشه اين بوده که جهاد زن ، نيکو رفتار کردن با همسر است ، خوب شوهر داري کردن است .
علي جان! به وصيت هايم عمل کن ، چه آنهايي را که در کاغذي نوشته ام و چه آنها که اکنون مي گويم. در آنجا باغ هاي وقفي پيامبر را نوشته ام که به حسن بسپاري ، و او به حسين ، و او به امامان بعد از خويش تا آخر. سهمي براي زنان پيامبر(ص) و زنان بني هاشم ، و امامه دختر خواهرم قائل شده ام. و اگر چيزي ماند به دخترانم بده . تو ناگزيري بعد از مرگ من ، ازدواج کني و با کسي ازدواج کني که نسبت به فرزندانمان مهربانتر است. مرا در تابوتي به همان شکل که گفته ام حمل کن تا محفوظ تر باشم مرا شبانه غسل بده ، از روي پيراهن – بر من شبانه نماز بخوان و مرا شبانه و مخفيانه دفن کن و قبرم را مخفي بدار. مبادا مردمي که بر من ستم کرده اند بر جنازه ام نماز بخوانند و در دفنم حاضر شوند ، و از مکان دفنم آگاهي بيابند. ياران معدود و محدود تو و پدرم ، از زنان فقط اسماء ، ام ايمن ، فضّه و ام سلمه و از مردان ، سامان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، عبدالله و خديفه همين .
واي گريه نکن علي . من گريه ام براي توست ، تو چرا گريه مي کني ؟ تو مظلوم ترين مظلومان عالمي، گريه بر تو رواست من آنچه انجام داده ام براي دفاع از حقوق مغضوب تو بوده . من مي دانم که رفتني ام، پدر مرا مطمئن ساخته بود. ولي من مي دانستم پي مرگ من بر تو چه خواهد گذشت.
و اين جگرم را آتش مي زند. پس تو گريه مکن. عالمي براي مظلوميت تو بايد اشک بريزد . اکنون ، اول راحتي من است ، اما آغاز مصيبت توست. پس در اين گاه رفتن ، بيش از اين جگرم را مسوزان. تو و فرزندانمان را به خدا مي سپارم.
سلام مرا به همه فرزندانمان که تا قيامت به وجود مي آيند برسان. راستي علي جان ، آيا مي بيني آنچه را که من مي بينم؟ اين جبرئيل است که به من سلام مي کند ؛ و عليک السلام . اين ميکائيل است که سلام مي کند و خير مقدم عرض مي نمايد ؛ و عليک السلام . اينها فرشتگان الهي هستند که به استقبال من آمده اند . چه شکوهي وچه عظمتي ؛ و عليکم السلام .
اما اي علي ! به خدا سوگند اين عزرائيل است که به من سلام مي کند و"عليک السلام يا قابض الارواح "بگيرجان مرا اما با مدارا. خداي من، مولاي من به سوي تو مي آيم نه بسوي آتش . سلام بابا ! سلام به وعده هاي راستين تو. سلام به لبخند شيرين تو. سلام به چشمان روشن تو . آري اين چنين بود که فاطمه زهرا(س) ام ابيها به جانب پدر مطهرش شتافت و چشم از اين جان بي وفا بربست. اما علي مظهر عدالت و حقيقت ناب ، بعد از مرگ همسرش زير لب چنين مي سرود: اکنون با رفتن تو خستگي ها را بيش از پيش احساس مي کنم. خدايا چطور من بدن نازنين اين عزيز را شستشو کنم؟ اگر غسل کردن او با اشک چشم مجاز بود آب را بر بدنش حرام مي کردم. پس آب بريز اسماء اي واي اين بازوي ورم کرده از چيست؟ آري اين هان حکايت جگر سوز تازيانه و بازوست . فاطمه ! گفتي از روي پيراهن غسلت دهم براي بعد از رفتنت هم باز ملاحظه اين دل خسته را نمودي؟ اي کسي که پنهانکاري را فقط در دردها و غمهايت بلد بودي. شوهرتو کسي نيست که براي اين رازهاي سَر به مُهر تو در نخلستان هاي تاريک شب نگريسته باشد. اينجا جاي تازيانه نامردان است، در آن زمان که ريسمان در گردن مردت آويخته بودند. اي خدا ! اين غسل نيست، مرور مصيبت است، تداعي محنت است، دوره کردن درد است. اي واي از حکايت محسن حکايت فاطمه و آن در و ديوار، حکايت آن ميخهاي آهنين با آن بدن نحيف و خسته و بيمار، حکايت آن آتش با آن تن تب دار، حکايت آن دست پليد با اين صورت و رخسار. بچه ها بياييد با مادر وداع کنيد. خدا در اين غم صبرتان دهد. آرامترعزيزان من ! مي دانم از گريه گريزي نيست. اما شيون نکنيد مثل من آهسته اشک بريزيد.
نمي دانم چطور تسلايتان دهم. اما تقدير اين بوده است، راضي به مشيت خدا هستم . اينقدر مادر را صدا نزنيد او اکنون توان پاسخ گفتن به شما را ندارد. فقط نگاهش کنيد و آرام اشک بريزيد اما نه گويي اين دست هاي فاطمه است که از کفن بيرون مي آيد و شما را درآغوش مي کشد. اين بازهمان دل مهربان اوست که نمي تواند پس از مرگ هم نداي شما را بي جواب گذارد. کنار رويد تا در قبرش گذارم. خدايا چه سنگين است اين مصيبت ، و چه سبک است اين بدن درد و محنت ديده.
آري اينک ديگر من لب بر مي بندم از سخن گفتن ، تا علي و حسن و حسين و زينب بال گشايند بر مزار تو. اين تو، اين علي و اين فرزندانت و اين چشم هميشه مشتاق من.

برگرفته از کتاب کشتي پهلو گرفته،
نوشته سيد مهدي شجاعي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

تلسکوپ جهان گستر مایکروسافت،


آسمان گوگل را به زمین آورد

با سلام به همه شما دوستان عزيز،
قبل از هر سخن، دومين قهرماني پرسپوليس در ليگ برتر که بقول يکي از دوستان، قهرماني دانش و اميد است را به همه طرفداران فوتبال تبريک مي گم.

پس از ماهها انتظار، مسئولان شرکت مایکروسافت به وعده خود برای طراحی نرم افزار آسمان نما جامه عمل پوشاندند و نسخه ابتدایی این نرم افزار را با نام تلسکوپ جهان گستر (World Wide Telescope) برای استفاده عموم مردم بر روی شبکه وب قرار دادند.
آنچه در ابتدا، پس از نصب این برنامه به چشم می خورد، بدون شک برتری تمام جانبه قابلیتهای این آسمان نما، نسبت به آسمان نمای شرکت رقیب مایکروسافت با نام گوگل اسکای یا همان آسمان گوگل در محیطی دلنشین و زیبا است.
دارا بودن مجموعه ای بی نظیری از بیش از 200 تصویر تلسکوپ فضایی هابل، بیش از 50 تصویر تلسکوپ فضایی اسپیتزر (در ناحیه فروسرخ) ، نزدیک به 30 تصویر تلسکوپ فضایی چاندرا (در ناحیه پرتوهای ایکس)، به همراه مجموعه ای از تصاویر پیمایش آسمان در بخش های فروسرخ، ریزموج و رادیویی، این آسمان نمای آن لاین را منحصر به فرد کرده است.
علاوه بر آن داشتن مجموعه صورتهای فلکی، مجموعه نام ستارهها، مجموعه نام اجرام اعماق آسمان و مجموعه اجرام مسیه، در کنار جستجوی پیشرفته آن در منابع قوی ترین پایگاه دادههای اجرام سماوی جهان با نام سیمباد (SIMBAD)، هم بر راحتی دسترسی آن نسبت به باقی آسمان نماهای آن لاین افزوده شده و هم این نرم افزار را تبدیل به آسمان نمای مورد استفاده حرفه ای ها کرده است.
آسمان گوگل یا گوگل اسکای بیشتر مورد استفاده حرفه ای های نجوم آماتوری قرار می گرفت ولی تلسکوپ جهان گستر مورد استفاده تحصیل کرده های دانشگاهی علم نجوم نیز قرار می گیرد. تلسکوپ جهان گستر برای نخستین بار در جهان علاوه بر قابلیت نمایش آسمان با استفاده از قوی ترین منابع داده ای جهان مانند SDSS و DSS در ناحیه مرئی، امکان نمایش تمام آسمان را در نواحی غیر مرئی رادیویی، ریزموج، فروسرخ، ماورا بنفش، ایکس و گاما را در چند زیرمجموعه فراهم کرده است.
قابلیت رصد آسمان، مشاهده سیارات و زمین از فضا و همچنین دید پانورامای مریخ نوردهای روح و فرصت از سطح مریخ، به همراه امکان بزرگنمایی از دیگر مشخصات ویژه این آسمان نما است. امکان مشخص کردن منطقه رصدی در هر نقطه دنیا با قابلیت مشخص کردن میدان دید تلسکوپی و دوربین نجومی متصل به آن نیز در کنار امکان هدایت تلسکوپ قرار گرفته و از این رو تصویربرداری از اجرام سماوی را برای منجمان راحتتر از پیش کرده است.
با وجود همه این امکانات بی نظیر برای آسمان نمای آن لاین، مایکروسافت برای حذف رقیب خودش، آسمان گوگل، اقدام به قراردهی امکان عضویت گروههای نجومی مشهوری همچون مجله آسترونمی (Astronomy)، مجله اسکای اند تلسکوپ (Sky & Telescope) و گروه طرفداران شرکت مید (Meade 4M) کرده است.
پس از آن مایکروسافت بازهم دست از کار نکشیده و اقدام به ساخت گشتهای آموزشی نجوم در داخل آسمان نمای تلسکوپ جهان گستر کرده است. گشتهای این آسمان نما از آموزش همین نرم افزار و آلودگی نوری در زمین تا مفاهیم کیهان شناسی مانند ماده تاریک را شامل می شود. شما هم می توانید در صورت تمایل در داخل این آسمان نما گشتی در میان اجرام سماوی با صدا و موسیقی مورد علاقه تان بسازید.
شما برای دریافت این نرم افزار با حجم 20.8 مگابایت، می توانید به وبگاه رسمی تلسکوپ جهان گستر (
WorldWideTelescope.org) مراجعه کنید.
برای نصب و اجرای این برنامه، نیاز به حداقل رایانه ای با سرعت پردازش دو گیگاهرتز، یک گیگابایت رم، یک گیگابایت حافظه خالی، کارت گرافیکی 128 و نمایشگر با قابلیت نمایش 1024 در 768 یا بالاتر در محیط ویندوز اکس پی با بسته خدماتی 2 و یا در محیط ویندوز ویستا است. اتصال به اینترنت نیز بنابر اعلام شرکت مایکروسافت بایستی حداقل 56 کیلوبیت در ثانیه باشد.
بخش پژوهش شرکت مایکروسافت (Microsoft Research)، آسمان نمای تلسکوپ جهان گستر را طراحی کرده است. حال باید منتظر بود و دید که شرکت گوگل چه طرحی در برابر این حرکت مایکروسافت دارد.

------------------
پي نوشت:
اگر دوستان در دانلود نرم افزار مربوطه مشکل داشتند، به من اطلاع بدهند تا اين نرم افزار را روي سرور خودمان قرار دهم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

آب و هوا

تهران

22
31

اهواز

28
42

تبريز

12
23

شيراز

20
34

مشهد

16
31

بندرعباس

27
39

کرمان

16
35

اصفهان

16
32

يزد

23
36

کرمانشاه

15
31

اراک

15
29

رشت

17
20

دبی

30
39


 

نرخ  ارز، سکه و طلا در بازار آزاد

1440 تومان
930 تومان
1812 تومان
885 تومان
251 تومان
255 تومان

يورو اروپا:
دلار آمريکا:
پوند انگليس:
يکصد ين ژاپن:
ريال عربستان:
درهم امارات:

238000 تومان
105000 تومان
54000 تومان
208000 تومان

يک بهار آزادی:
نيم بهار آزادی:
ربع بهار آزادی:
طرح جديد:


 

اوقات شرعی (به افق تهران)

اذان ظهر : 13:01

اذان مغرب : 20:25

اذان صبح فردا : 4:17

طلوع آفتاب فردا : 5:56

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

شيرهاي قطبي نصف جهان را فتح كردند

در هفته پاياني ليگ برتر فوتبال تيم پرسپوليس با غلبه بر سپاهان اصفهان بر بلنداي قهرماني اين مسابقات ايستاد.
در هفته سي و چهارم ليگ برتر ايران تيم هاي پرسپوليس و سپاهان از ساعت 16:30 دقيقه در ورزشگاه آزادي به مصاف هم رفتند كه در نهايت سرخپوشان با نتيجه دو بر يك به پيروزي دست يافتند.
در نيمه نخست اين بازي دو تيم به تساوي يك بر يك رضايت دادند. در نيمه دوم تيم پرسپوليس در وقت اضافه توسط سپهر حيدري گل برتري را به ثمر رساند تا قهرماني خود را در ليگ برتر مسجل كند.
اين مسابقه به قضاوت سعيد مظفري زاده انجام شد.
از تيم پرسپوليس حسين كعبي و عليرضا نيكبخت واحدي و از تيم سپاهان مسعود همامي، ابراهيم لوينيان، هادي جعفري، حسين كاظمي، احسان حاج صفي، ابوالهيل، عماد رضا و محسن حميدي كارت زرد دريافت كردند.
از تيم پرسپوليس مسعود زارعي در وقت اضافه با كارت قرمز روبه رو شد.
گل هاي تيم پرسپوليس را در اين بازي محسن خليلي در دقيقه 17 و سپهر حيدري در دقيقه 90+6 و تك گل سپاهان را احسان حاج صفي در دقيقه 29 به ثمر رساندند.
پرسپوليس با 59 امتياز به قهرماني هفتمين دوره ليگ برتر فوتبال دست يافت و سپاهان با 58 امتياز در رده دوم قرار گرفت.
اسامي پرسپوليس:
مهدي واعظي، نصرتي( 46 نيكبخت)، حيدري، زارعي، باقري ها، باقري، آقايي(62 ماته)، آشوبي، كعبي(80 بادامكي)، نوري و خليلي
سرمربي: قطبي
اسامي سپاهان:
همامي، عقيلي، عزيز زاده، لوينيان، جعفري، كاظمي، كاظم، حاج صفي، ابوالهيل(79 پاپي)، سيد صالحي(73 حميدي)، عمادرضا( 88 مجيري)
سرمربي: ويرا


قطبي: مثل منچستر يونايتد قهرمان شديم

سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: مسابقه امروز مانند شطرنج بود و مثل منچستر يونايتد قهرمان شديم.
افشين قطبي پس از كسب عنوان قهرماني در ليگ برتر در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بازي امروز برابر سپاهان صحنه‌هاي رويايي زيادي داشت. تمام ايراني‌ها و حتي طرفداران تيم استقلال از اين پيروزي لذت بردند. امروز مثل اول فصل بهترين بوديم و توانستيم خيلي از ركوردها را بشكنيم.
وي افزود: به اين تيم افتخار مي‌كنم و سرمايه‌هاي اصلي ما مردم هستند. بازي در خانه خيلي سخت بود و ما فقط برد مي‌خواستيم. سپاهان مي‌توانست مانع پيروزي ما شود. اين تيم در آسيا و ايران مقام دارد.
سرمربي پرسپوليس تاكيد كرد: ديدار امروز مانند يك بازي شطرنج بود و صبر كرده و عجله نكردم. موقعيت‌هاي زيادي براي گل‌زني داشتيم، ضمن آنكه محسن خليلي مي‌توانست بازي را در نيمه اول دو بر صفر به سود ما كند. داور نيز يك پنالتي را روي حسين كعبي نگرفت.
مربي سابق تيم ملي كره جنوبي خاطرنشان ساخت: سپاهان روي ضد حملات خطرناك بود؛ اما در نهايت اين تيم ما بود كه قهرمان شد. اين بازي مانند فينال سال 1999 ليگ قهرمانان اروپا بود كه بين دو تيم منچستر يونايتد و بايرن مونيخ برگزار شد. در آن ديدار نيز منچستر در لحظات آخر بايرن را شكست داد و قهرمان شد. امروز نيز ما مانند منچستر قهرمان شديم.
وي افزود: از مسئولان پرسپوليس تشكر مي‌كنم كه مرا فراموش نكردند و اين برد را به پدر، مادر و همسرم تقديم مي‌كنم. اين قهرماني هديه‌اي بود به جامعه فوتبال ايران.
 



 

گل قهرمانی را خدا زد

مدافع گلزن تیم فوتبال پرسپولیس گفت: گل قهرمانی پرسپولیس را من نزدم بلکه خدا آن را به ثمر رساند.
سپهر حیدری پس از به ثمر رساندن گل قهرمانی پرسپولیس در جمع خبرنگاران گفت: لطف خدا بود که من در این دیدار گل زدم.
وی ادامه داد: من ایمان داشتم که در این بازی گل می زنم زیرا تجربه گلزنی در چنین دیدارهایی را دارم. چند فصل پیش ذوب آهن با گل من قهرمان لیگ شد و امروز هم توانستم با گلزنی برای پرسپولیس به قهرمانی این تیم کمک کنم.
مدافع گلزن تیم فوتبال پرسپولیس همچنین تاکید کرد: خدا در این فصل به ما خیلی کمک کرد که پس از آن دو پیروزی به لیگ برگشتیم و در نهایت با ادامه این روند قهرمان لیگ برتر شدیم.
حیدری در پایان گفت: اگر حاشیه ها در تیم وجود نداشت خیلی زودتر قهرمان لیگ برتر می شدیم. مطمئنا اگر از هر تیمی 6 امتیاز کم می کردند کمرش می شکست اما ما با قدرت به بازی های خود ادامه دادیم و توانستیم با قهرمانی در لیگ این فصل سخت را با خاطره خوش به پایان برسانیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

                               صهیونیسم جهانی

صهیونیسم نام یک جنبش فعال سیاسی در سده اخیر می‌باشد که به ‌واسطه گستردگی فعالیت‌های آن نام آن هر روزه در رسانه‌ها شنیده می‌شود. با توجه به عدم آشنایی افکار عمومی و بسیاری از اهل فن با ماهیت این جریان سیاسی و خلط این موضوع با مباحث اسرائیل که فقط یکی ازدستاوردهای صهیونیسم است این نوشتار بر آن است تا حد امکان یک معرفی اجمالی و گذرا از صهیونیسم ارائه نماید و زمینه‌های شکل‌گیری آن را که ریشه در بستر زمان دارد را مورد کنکاش قرار دهد
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● مقدمه

● وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یهود در اروپا
تاریخچه حضور یهودیان در اروپا
دیدگاه اروپاییان نسبت به یهودیان

● ماهیت صهیونیسم
زمینه‌های شکل‌گیری تفکر صهیونیسم
فعالیت رسمی سازمان صهیونیسم
فضایابی صهیونیست‌ها در اروپا

● سازمان‌های صهیونیستی
سازمان جهانی صهیونیسم
کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (ایپک)
شورای اروپایی جوامع یهودی

● تلاش های صهیونیسم جهانی
صیانت از مبانی و پشتوانه‌های صهیونیسم
انسجام بخشیدن به سازمان‌های یهودی در قالب مجامع بین‌المللی
حفظ و سازماندهی جوامع یهودیان در هر کشور
بهره‌گیری اطلاعاتی و جاسوسی از جامعه یهودیان
گسترش و اشاعه فساد و فحشا در جهان
کنترل رسانه‌های ارتباط جمعی
کنترل و تسلط بر منابع پولی و اقتصادی در جهان

● رابطه بین صهیونیسم و اسرائیل

● نتیجه‌گیری


دانلود کتاب:


لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)

براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

منتقدی از عالم برزخ

جان خارین معلم سی و یک ساله دبیرستان احساس بدی داشت! دهانش تلخ شده بود و سرش گیج می رفت! اعضای هیئت مدیره دبیرستان را که روبرویش نشسته بودند به شکل انگشت شست هایی می دید که حرکت می کردند. جان یک بار دیگر نیرویش را جمع کرد و در حالی که سعی می کرد منطقی و آرام جلوه کند، گفت: «آقایون توجه داشته باشند که همین دیروز دو نفر از دانش آموزان با هم وارد دستشویی شدند! متوجه هستید که، با هم وارد دستشویی شدند.»
یکی از اعضای هیئت مدیره که قیافه اش شبیه سارقان سابقه دار بازنشسته بود در حالی که می خندید، گفت: «آفرین جانی، داریم به نتیجه می رسیم، براوو پسر برو رو این مسائل کار کن، فیزیولوژی بدن دانش آموزان دبیرستان و انحنای کمر در اثر حمل کیف مدرسه، برات متاسفم که اینجا یه مدرسه پسرونه اس ای کاش لااقل یه شیفت دختر داشتیم» و با دست به پهلوی یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره زد و خندید.
جان خارین که انگار دنیا دور سرش می چرخید، دستانش را روی میز گذاشت و با لحنی بغض آلود مثل کسی که می خواهند خبر مرگ عزیزی را به کسی بدهد، گفت: «آقایون ما تو دبیرستان دانش آموزان دو جنسه و خراب داریم! البته دو جنسه فقط یکی، ولی کسانی که به دستشویی رفت و آمد می کنن زیادن! آقایون مواد مخدر فقط مسئله ما نیست، مسئله اینه که عرض کردم.»
رییس هیئت مدیره آقای واوانی لاکرز سرهنگ بازنشسته که کنار مادام باربارا راب نشسته بود و از اول جلسه مثل برج پیزا به طرف مادام تغییر جهت داده بود با دست چپ خود به جان خارین اشاره کرد و با صدای نسبتا بلندی گفت: «آقای معلم چرا یه گزارش تهیه نمی کنی و این موارد رو به منطقه گزارش نمی کنی؟ چطوره در مورد معلم های دیگه و اعضای هیئت مدیره هم بنویسی؟ ها؟ ها خانم باربارا راب؟ نظر شما چیه؟»
جان خارین نمی دانست چرا ولی واقعا احساس می کرد دست راست لاکرز روی پای مادام راب است حتی حس کرد لاکرز بعد از گفتن این جمله ران مادام راب را فشار داد چون کمر مادام راب مثل کسی که ویشگونش گرفتی باشند کمی راست شد! جان خارین حتی فکر می کرد بارها دو تن از اعضای هیئت مدیره را با هم در دستشویی دیده است. حاضر بود قسم بخورد اما چه فایده؟ نه انگار واقعا دیوانه شده بود. فکر می کرد در آن دبیرستان دارد اتفاقاتی می افتد. به همه چیز مشکوک بود، اما مگر خودش در دستشویی حشیش پیدا نکرده بود. یقیین داشت که والتر کاراس دانش آموز سال دوم سیگار می کشد. با خودش می گفت ای کاش کلاسش مشرف به دستشویی مدرسه نبود! پس جریان آن روژ لب چه بود؟ نکند روژ لبی که پشت درختان چنار حیاط کوچک مدرسه پیدا کرده بود، متعلق به مادام راب است. اگر روژ لب مال مادام راب است پس حتما آن بسته هم متعلق به یکی از آقایان هیئت مدیره است. به راحتی می توانست از مادام راب بپرسد که آیا روژ لب گم کرده است یا نه؟ یا روژ لب را نشان بدهد و سوال کند، اما به هیچ وجه نمی توانست از آقایان در مورد آن بسته بپرسد. نه نمی توانست، دست کم تا مادام راب آنجا بود از پرسش شرم داشت. واوانی لاکرز یک بار دیگر سوالش را تکرار کرد. جان خارین که به زحمت روی پا ایستاده بود از جمع عذر خواهی کرد و نشست و ادامه داد: «آقایون من فکر می کنم کمی بیمار هستم و نیاز به یک مرخصی طولانی مدت دارم. دست کم تا اواخر عمر، تا نظر شما چی باشه؟»
آقای لاکرز با شنیدن این حرف تقریبا نیم خیز شد و پرسید: «می خواین استعفا بدین؟ این عالیه!» و برای اولین بار در طول جلسه جان خارین دست راست سرهنگ بازنشسته را دید که توی هوا تکان می خورد مثل پرنده ای که تازه از آشیانه بیرون آمده باشد!
یک هفته بعد جان خارین در حالی دبیرستان را ترک می کرد که در مراسم خداحافظی آن قدر در مورد رشد آموزش و پرورش در کشور یاوه گفته بود و از سلامت، امنیت و بهداشت مدارس تعریف کرده بود که اعضای هیئت مدیره را انگشت به دهان کرده بود! یک هفته بعد جان خارین معلم سی و یک ساله بازنشسته به جرم نوشتن مقاله ای با عنوان «فساد در مدرسه» به جرم تشویش اذهان عمومی دستگیر شد و به زندان افتاد! یک هفته بعد که جان با فساد موجود در زندان مواجه شد! شب نامه ای علیه ریاست زندان منتشر کرد که در آن از فساد موجود در زندان به شدت انتقاد کرده بود! یک هفته که جان خارین را از سلول انفرادی به سمت دادگاه می بردند ناگهان قولنجش گرفت و ماموران مجبور شدند تا بهبودی او را در بیمارستان بستری کنند! یک هفته بعد هنگامی که پزشک مرگ او را تایید کرد، یک سایت اینترنتی مقاله ای از خارین فقید منتشر کرد که در آن به وضوح از وضع بد بیمارستان ها و مناسبات حاکم بر آن انتقاد شده بود! یک هفته بعد کشیش کنستانتین در حضور پاپ روح فردی به نام جان خارین را مستوجب آتش دوزخ دانست و آن را تا ابد لعن کرد! به گفته ی یکی از کشیشان نزدیک به پاپ، جان خارین مدتی به خواب پاپ می آمده است و از وضع موجود در عالم برزخ و رفتار برخی از ارواح به شدت گله می کرده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

چگونه یک سخنرانی خوب


ارائه کنیم

چه در حضور یک نفر و چه در حضور یک جمعیت پنجاه نفره، می‌توان بر ترس و خجالت ناشی از سخنرانی غلبه کرد. سخنرانی مهارتی است که همه می‌توانند با تمرین، آن را بیاموزند.
یک ارتباط چشمی خوب کمک می‌کند تا مخاطب احساس آرامش بیشتری نماید و در توانایی‌هایی کلامی شما نیز اعتماد به وجود می‌آورد.
ارتباط چشمی خود را (پیوسته) حفظ کنید؛ برای این کار باید آنقدر بر متن سخنرانی خود تسلط داشته باشید که فقط هرازگاهی نیاز به نگاه کردن به متن خود پیدا کنید.
- چند چهره صمیمی را، که به مضمون سخنان شما واکنش نشان می‌دهند، در بین حضار پیدا کنید و سخنرانی خود را با تمرکز بر روی آنان انجام دهید. در هر نوبت، ارتباط چشمی خود را چهار تا پنج ثانیه حفظ کنید و سپس به سراغ نفر بعدی بروید.
- صحیح ایستادن نشان دهنده‌ی اعتماد به نفس است. محکم بایستید. حرکات بیش از حد ممکن است حواس شنوندگان را پرت کند. طبیعتا در هنگام ایستادن دستان خود را در کنار بدن قرار می‌دهید. برای تاکید بر روی نکات مهم، از حرکاتی استفاده کنید که آهسته و دقیق و در عین حال طبیعی باشند.
- به عاداتی که ممکن است داشته باشید، توجه کنید؛ عاداتی مثل دست روی دست انداختن، تکیه دادن به دیوار یا با خودکار به جایی زدن. این کارها نیز می‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت کند یا به آنها بگوید که شما (نسبت به موضوع) بی‌علاقه و یا اینکه دستپاچه‌اید.
- سخنرانی خود را در مقابل آینه تمرین کنید تا نحوه‌ی اجرا و حرکات بدن خود را بررسی کرده و در صورت لزوم آنها را تغییر دهید. شیوه‌های متفاوتی را مورد آزمایش قرار دهید تا در مجموعه حرکات و ژست‌های خود به آن هماهنگی که با آن احساس راحتی می‌کنید، برسید و همان را در برابر حضار به کار ببرید.
- وجود صمیمیت در حالت و حرکات چهره‌ کمک می‌کند تا رابطه‌ای گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آورید. خنده‌ای که شما به چهره دارید به مخاطب می‌فهماند که شما هم یک انسان و (در نتیجه) قابل اعتمادید، و بدین ترتیب به آنان این فرصت را می‌دهد که نظرات شما را بپذیرند.
- حالت چهره‌ی شما (در حقیقت) بیانگر حال و هوای سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنرانی) درگیر می‌کند.
- انتخاب خوب لباس کمک می‌کند تا برای مخاطب خود احترام قایل شوید. قبل از حضور در محل سخنرانی، نظر دیگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نیز تناسب آن با مناسبت مربوطه جویا شوید.
- گاهی آهنگ و لحن کلام اثری به مراتب قوی‌تر از محتوای آن دارد. با تمرین کردن، احساس و انرژی را به صدای خود بیفزایید....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

نرم افزار PC

بانک اطلاعات داروهای ژنریک ایران

نرم افزار بسیار کامل بانک اطلاعات داروهای ژنریک ایران کاملا فارسی با امکان جستجو نوع بیماری اسم دارو کاربرد و عوارض دارو شناخت تمامی داروهای ایران،کاربرد اسان و سریع،جستجو بر اساس تمامی پارامتر های موجود برای پزشکان - دندانپزشکان - پرستاری و عموم افراد علاقمندکه همراه کتابش در بازار عرضه میشود ، در عکسهای بالا طرز کار برنامه رو میبینید و میتونید ببنید که برای داروی Accutane,A-Cnotren,Decutan چه اطلاعات کامل و جامعی ارائه داده، سی دی به صورت رایگان همراه کتاب ارائه میشود ولی دارای قفل سنگینی است که معمولا قفل مانع اجرای درست نرم افزار شده و در هنگاه کار هم سی دی را لازم دارد، ایمیج اپلود شده در درایو مجازی قابل استفاده هست و بسیار بهتر از خود سی دی اصلی جواب میده.

لينک دانلود (حجم فايل حدود 96 مگابايت مي باشد)

رمز فايل: ندارد

لينکهاي دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشد. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare)

دنياي موبايل

ترفند مخفی ایرانسل:


انتقال اعتبار از یک سیم کارت به یک سیم کارت دیگر

باتوجه به طرحهای مختلف و مخفی ایرانسل و کدهای متنوع آن، حتماً تا به حال به این موضوع فکر می کردید که آیا راهی برای انتقال اعتبار از یک سیم کارت ایرانسل به سیم کارت دیگر ایرانسل وجود دارد ؟
با ترفندی که امروز قصد معرفی آن را داریم قادرید تا تنها با ارسال یک پیام کوتاه، مقدار اعتبار دلخواه خود را به سیم کارت ایرانسل دیگری انتقال دهید!
تصور کنید اعتبار سیم کارت اعتباریتان رو به پایان است و نیاز به شارژ سیم کارت دارید، در حالی که دسترسی به کارت شارژ نیز ندارید.
در چنین مواقعی بهترین گزینه انتقال اعتبار دلخواه از سیم کارت دوستتان به سیم کارت شما است. کافی است با وی تماس بگیرید تا اعتبار دلخواه خود را برایتان ارسال کند.
برای این مظور کافی است ابتدا با سیم کارتی که قصد دارید تا از آن اعتبار بگیرید یک پیام کوتاه به صورت زیر و به شماره 1112 ارسال کنید:

مبلغ مورد نظر به ریال:شماره سیم کارت مقصد

به طور مثال فرض کنید قصد داریم تا از سیم کارتی به شماره فرضی 09351111111 به شماره 09352222222 ، مبلغ 1000 تومان اعتبار انتقال دهیم .
بدین منظور کافی است از سیم کارت اول یک پیام کوتاه به شماره 1112 ارسال کنید که در متن آن ابتدا شماره سیم کارت مقصد را نوشته و سپس علامت دو نقظه گذاشته و سپس مبلغ مورد نظر را به ریال وارد کنید.

09352222222:1000

یعنی :
پس از انجام عمل فوق و ارسال متن پیام به شماره 1112 ، به صورت اتوماتیک برای هر دو سیم کارت یک پیام کوتاه با مضمون انتقال موفقیت آمیز اعتبار ارسال خواهد شد .
لازم به ذکر است حداقل مبلغ برای انتقال اعتبار 100 تومان می باشد و بابت انتقال مبلغ 50 تومان کارمزد از سیم کارت مبداء کسر خواهد شد.

توجه: با توجه به ترفند فوق زین پس بیشتر مراقبت سیم کارت های اعتباری ایرانسل خود باشید و از در اختیار گذاشتن تلفن همراه خود به افراد ناشناس خودداری کنید چرا که تنها چند ثانیه کافی است تا وی اعتبار سیم کارت شما را به سیم کارت خود منتقل نماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

فدک در طول تاريخ


 

سوال:

رفتار زمامداران اسلامي در طول تاريخ با فدك چگونه بوده است؟
 

پاسخ:

سرنوشت فدك با رفتار متفاوت حاكمان
بررسي تاريخي پيرامون مسئله فدك در دوران خلافت زمامداران و حاكمان و رفتار متفاوت آنها نسبت به آن، بسياري از مطالب و حقايق تاريخي را براي ما روشن مي‏كند كه لازم است دانسته شوند، چون از طرفي اهميت فدك را بلحاظ ارزش فوق العاده مادي و اقتصادي و سياسي آن تبيين مي‏كند و از طرفي هم بيانگر رفتار متفاوت و متناقض حاكمان است كه هر يك طريقه و سليقه خاصي را نسبت به آن اعمال كردند و عملكرد حاكمان قبلي را ناديده گرفتند و روش و نظر آنها را كنار گذاشتند در نهايت به راه صواب رفتند و بعضي هم خطا كردند.
بررسي عملكرد حاكمان و رفتار متناقص آنها با مسأله فدك نمايانگر اين است كه آنها سند و مدرك مورد اعتناء و اتكاء نداشتند (سند و مدرك معتبر نداشتند) و قول و عمل بعضي از آنها را در اينكه سرزمين فدك مال دولت و حكومت و از آنِ همه مسلمين است نه مال خصوصي دختر پيامبرصلي الله عليه وآله، قبول نداشتند و خلاف دستور و نظر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ مي‏دانستند، پس هر كدام با سليقه شخصي با آن رفتار كرده‏اند.
اكنون لازم است در جواب از سؤال، رفتار و عملكرد حاكمان اسلامي را به سه دوره تقسيم كنيم و برخورد هر يك از افراد در اين سه دوره را توضيح دهيم.
الف) دوران سه خليفه اول
ب) دوران بني اميه
ج) دوران بني عباس

فدك در ايام خلفاء سه گانه:
1ـ خليفه اول (ابوبكر) سرزمين فدك را از دست زهراء ـ عليها السلام ـ دختر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ گرفت و او را از ملك خويش محروم ساخت و آنرا جزء درآمد عمومي دولت و بيت المال قرار داد و از ثروت عظيم آن در ايام سلطنت خويش استفاده كرد.[1]
2ـ خليفه دوم (عمر بن خطاب) با اينكه در سمت مشاوري ابوبكر، اصرار زياد بر تصرف فدك و ممانعت از ارجاع آن به دختر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ داشت و نگذاشت ابوبكر آن را به صاحبش برگرداند،[2] در ايام زمامداريش آن را به وارثان و فرزندان زهرا ـ عليها السلام ـ برگرداند.[3]
به نظر مي‏رسد اين تصميم خليفه دوم در بازگرداندن سرزمين فدك به خاندان پيامبر و وارثان دخترش ـ با اينكه خودش در ماجراي غصب آن نقش اساسي ايفاء كرد ـ از روي ناچاري و تعديل افكار عمومي باشد. چون در زمان خلافت ابوبكر به دليل ظلم و ستمي كه در حق خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ بعمل آمد و مال شخصي آنها را غصب كردند، افكار عموم مردم كه از طرفي ناظر بر اين اذيت و آزارها و از طرفي هم متوجه حقيقت و واقعيت مطلب بودند، نسبت به خليفه بدبين گشت.
3ـ خليفه سوم (عثمان بن عفان) كه در ايام خلافتش دوباره اين سرزمين را غصب كرده و درباره آن حتي از روش خليفه اول هم تعدي كرده بجاي اينكه آن را از بيت المال قرار دهد، به مروان بن حكم واگذار كرد، مروان هم تا پايان خلافت عثمان از آن استفاده مي‏كرد.[4]
بعد از پايان يافتن ايام خلافت عثمان، آنچه كه از مجموع كتابهاي تاريخ برداشت مي‏شود اين است كه، علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ سرزمين فدك را از دست مروان بن حكم گرفت و با اقتدا به پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ آن را از اموال شخصي فاطمه ـ عليها السلام ـ دختر پيامبر بشمار آورد و به عنوان ميراث، خود و اولادش آن را در اختيار گرفتند و درآمدش را به صلاحديد مصرف مي‏نمودند.[5]

فدك در ايام خلافت حاكمان بني اميه:
1ـ معاويه بن ابوسفيان در دوران زمامداريش سرزمين فدك را از فرزندان زهرا ـ عليها السلام ـ گرفته و به تصرف خويش درآورد و آنرا بين سه نفر تقسيم كرد، يك سوم آن را به مروان بن حكم و يك سوم آن را به عمر بن عثمان و يك سوم آن را به پسرش يزيد بخشيد، بعد از آنها به مرور زمان همه آن سرزمين در اختيار عمر بن عبدالعزيز درآمد.[6]
2ـ عمر بن عبدالعزيز در دوران سلطنتش، تصميم گرفت اين سرزمين را به صاحبانش برگرداند. به استاندارش در مدينه نامه‏اي نوشت كه فدك را به فرزندان فاطمه ـ عليها السلام ـ تحويل نمايد اما متأسفانه اطرافيانش در اين تصميم بر او ايراد گرفته و او را تحت فشار قرار دادند كه اين عمل بر خلاف روش خليفه اول و ديگر خلفاء گذشته است و تهديد كردند كه عدول از طريقه آنها جايز نيست. پس به ناچار سرزمين فدك را نگه داشت ولي درآمد آن را به فرزندان فاطمه ـ عليها السلام ـ تحويل مي‏داد.[7]
3ـ بعد از عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك در زمان حكومتش، چشم طمع به فدك پردرآمد انداخته و آن را در اختيار گرفته و از سودهاي بدست آمده از آن استفاده مي‏كرد و بر خلاف عمر بن عبدالعزيز راضي نشد درآمد آن را هم به اولاد فاطمه ـ عليها السلام ـ برساند و آنها را از حقشان محروم كرد.
و اين ظلم و تعدي به عترت پيامبر و غصب حق آنها تا پايان حكومت بني اميه ادامه پيدا كرد.[8]
فدك در ايام خلافت حاكمان بني عباس:
1ـ ابوالعباس سفاح هنگاميكه به حكومت رسيد شايد بخاطر تثبيت موقعيت خود و جلب نظر بعضي از هاشميين، يا به دلايلي ديگر فدك را به عبداللَّه بن حسن از نوادگان امام حسن ـ عليه السلام ـ رد كرد.[9]
2ـ منصور عباسي در ايام زمامداريش فدك را از اولاد امام مجتبي ـ عليه السلام ـ گرفته و به تصرف خويش درآورد و تضييع حق آنها كرد.[10]
3ـ پس از منصور، مهدي عباسي است كه در ماجراي فدك به راه صواب رفته، آن را به صاحب حق برگرداند.
4ـ موسي بن مهدي عباسي بعد از پدرش متأسفانه بناء را بر ظلم و تعدي گذاشته، سرزمين فدك را غصب كرد و از آن استفاده مي‏كرد. پس از او هم ماجراي فدك بهمين منوال توسط ديگر خلفاء بني عباس ادامه پيدا كرد تا اينكه زمان حكومت مأمون فرا رسيد.[11]
5ـ مأمون عباسي يكي از حاكمان بني عباس است كه در ماجراي فدك به راه صواب مشي كرد كه چون حقيقت مطلب را مي‏دانست و از اساس ماجرا اطلاع داشت به استاندارش در مدينه نوشت:[12] فدك از آنِ فاطمه دختر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ بوده كه پدرش به او بخشيده بوده است و حق او ضايع شده است. تا اينكه گفته: اين مطلب روشن و مسلم است و تاريخ آن را گواهي مي‏دهد. پس الان لازم است به صاحبانش برگردد و به دستور او بازگردانده شد.
6ـ متوكل عباسي در ايام حكومت ظالمانه‏اش، اين سرزمين را از وارثان دختر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ گرفته به شخصي به نام عبداللَّه بن عمر بازيار واگذار كرد تا از آن استفاده كند. عبداللَّه بن عمر هم به مردي به نام بشر بن بني اميه دستور داد يازده درختي كه در اين سرزمين توسط پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ غرس شده را قطع كند پس بشر هم آنها را قطع كرد و اعضايش فلج گشت.[13] بعد از متوكل هم احدي از حاكمان آن را به اولاد فاطمه برنگرداند و ماجراي غم انگيزش بصورت ظلم و تعدي ادامه پيدا كرد.[14]
اين خلاصه‏اي بود از سير تاريخي فدك در دوران حاكمان تاريخ كه رفتار متفاوت آنها نمايانگر است.
منابعي ديگر براي مطالعه بيشتر:
1ـ شرح نهج البلاغه ابن الحديد، ج 16.
2ـ فدك في التاريخ للصدر، ص 20 الي 25.
3ـ الفدك، للموسوي القزويني.

--------------------------------------------------
[1] . نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 16 ـ فدك في التاريخ، للصدر، ص 21.
[2] . سيره حلبي، ج 3، ص 391 ـ كشكول السيد حيدر آمدي ـ الفدك للموسوي القزويني، ص 175.
[3] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 21.
[4] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 22.
[5] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 22.
[6] . فدك في التاريخ، للصدر ـ نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 216
[7] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 23 ـ فدك للموسوي القزويني، ص 57.
[8] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 23.
[9] . نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 217 ـ فدك في التاريخ، للصدر، ص 23.
[10] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 24 ـ نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 16، ص 217.
[11] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 24.
[12] . نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 217 ـ وفاء الوفاء، سمهودي، ج 2، ص 160 ـ فدك في التاريخ، للصدر، ص 24.
[13] . نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 217 ـ فدك في التاريخ، للصدر، ص 24.
[14] . فدك في التاريخ، للصدر، ص 24.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

ملکه الیزابت دوم، ملکه انگلستان در شهر بورسای ترکیه طبق برنامه به مسجد سبز و زیارت تربت سبز رفت.
ملکه هنگام ورود به مسجد برای احترام، کفشهایش را در آورد، پلاستیک سفیدی روی جورابهایش پوشید و روسری به سر کرد.
ملکه الیزابت در مسجد سبز به طور متواضعانه ای روی صندلی نشست و سوره حمد در حضور او و همراهان قرائت شد.
به گزارش
ملیت، تلاوت سوره حمد به مدت ده دقیقه توسط پروفسور دکتر محمت امین آی استاد الهیات دانشگاه اولوداغ صورت گرفت. به هنگام تلاوت آیات سوره حمد، ترجمه انگلیسی سوره نیز برای ملکه الیزابت قرائت می شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

چرا ما مردم ايران به جايي رسيديم كه گمان مي كنيم سعدي و حافظ و مولانا متعلق به ويترين فرهنگي خانه و مملكتمان است و در ضمير ناخودآگاهمان مي انگاريم كه استفاده عملي از گفته هاي آنها فقط مخصوص قشر خاصي از جامعه است؟ چرا روحمان انقدر مسموم شده كه ديگر شنيدن نواهاي دل انگيز موسيقي ايراني برايمان خسته كننده است و استدلال تكراري بودن آن را پيش مي كشيم در حاليكه به نواهايي پر از كوبش و ريتم هاي تكراري و بي محتواي موسيقي بي هويت جديد با لذت گوش مي دهيم؟ چرا همه ما از بردن نام شجريان و ديگر بزرگان موسيقي احساس افتخار مي كنيم ولي نمي دانيم چرا؟!!!!! چرا حافظ در خانه همه ايرانيان هست و مايه افتخار ماست ولي اگر از كسي علت واقعي محبوبيت آن را جويا شويم جوابي شايسته نخواهيم شنيد؟ چرا به تابلو هاي نگارگري، جعبه هاي خاتم كاري، فرش هاي نفيس دستباف ايران فقط به عنوان پز فرهنگي نگاه مي كنيم در حاليكه يك بار از خود نپرسيده ايم كه بر نياكان ما چه گذشته كه اينچنين نقش هاي زيبا را در هم تنيده اند كه حتي ما با اين ارواح مسموم شده مان نواي شيرين عشق و آرامش و تپش و حركت جريان هستي را از آن مي شنويم؟ آيا از خودمان پرسيده ايم حافظ چه كسي بوده است؟ يا اصلا فكر مي كنيم حافظ از اول هم يك كتاب بوده كه در كتابخانه هر خانه اي يافت مي شده ؟ حتما بايد زمان مرگمان فرا برسد و به پبري برسيم تا ترس ترك دنيا ما را به فكر وا دارد؟
تو اي عزيزي كه اين مطلب را مي خواني بدان كه شرايط فرهنگي ما امروز ناشي از خود ماست و در آينده فرزندان ما همه مردم اين زمان را به خاطر از دست دادن اصالت ها و ارزش هاي سرزمينشان مقصر خواهند شمرد.
دوست دارم نظرات شما خوانندگان را درباره اين مطالب در صورت تمايل بدانم . پست الكترنيكي من
myringofPower2002@yahoo.com  هست و منتظر مطالب و نظرات شما هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

- این نوشته ساعاتی قبل از آغاز بازی تیم‌های پرسپولیس و سپاهان نوشته شده است!

گرچه سبک نقاشی‌های همسرش، باعث می‌شد نقاشی او شباهت کمی با چهره‌اش داشته باشد، اما قطعا همسرش در به تصویر کشیدن یک چیز نهایت دقت را به عمل آورده بود: تنهایی او روی نیمکت رهبری تیم سرخ‌پوش!

 Tinypic

مشکلات قطبی برای مربی‌گری در ایران از قبل از ورودش آغاز شده بود، یک تشابه اسمی، عرصه را بر «سید افشین قطبی» فرزند «سید محمد» و «سکینه» تنگ کرده بود، گروهی علیرغم تکذیب مکرر نمی‌خواستند این عدم وابستگی را باور کنند و در تاکسی‌ها صحبت از شباهت ظاهری چهره او با آن زن می‌کردند!
مرد شیک‌پوش و جنتلمنی که هیچگاه دشواری سرمربی‌گری را در جایی که روابط و وظایف و اختیارات چندان تعریف‌شده نیست، تجربه نکرده بود، علیرغم همه حرف و حدیث‌ها کارش را در تیمی شروع کرده که چندین سال بود، موفقیتی کسب نکرده بود و بدتر از آن فوتبال تماشاگرپسندی هم ارائه نمی‌کرد.
شاید بعضی انتظار داشتند با او «زوبل»‌وار برخورد کنند و بعد از چند بازی عذرش را بخواهند، اما او به تزریق چیزی به پیکره یک تیم خسته فکر می‌کرد که مدت‌ها بود فراموش شده بود: روحیه، پیکار تا دقیقه 95 و شیردل بودن.
چقدر درست گفته بودم که فوتبال هر کشور را می‌توان مدلی از کل جامعه آن دانست و چقدر درست گفته بودند که تاریخ تکرارپذیر است و این بار زمان اصلاحات و تحول به فوتبال رسیده بود. نشانه‌های چنین تحولی شاید قبل از قطبی شروع شده بود، زمانی که یک معلم علاقمند به برنامه‌های رایانه‌ای تحلیل فوتبال، پاس تهران را قهرمان ایران کرد، این بار اما، نوبت قطبی رسیده بود که هم مادر و هم پدرش معلم بودند.
دانش‌آموخته مهندسی الکترونیک UCLA و دستیار گاس هیدینگ و دیک ادووکات، گمان می‌کرد که می‌تواند با تکیه و تأکید بر قوانین فوتبال حرفه‌ای حتی «یاغی»‌های تیم را تحت کنترل درآورد، اما تا فرابگیرد که در فوتبال لمپن‌پرور ایران، چیزی که پیدا نمی‌شود احترام به حرفه‌ای‌گری است، باید ضربات زیادی را از پشت تحمل می‌کرد: جلسات مخفی، مافیای نهانی، مصاحبه‌های کذایی و حتی شکسته شدن «مک‌بوک»ی که آن شب به «نود» آورده بود و با «کی‌نوت»ش جلوه‌گری می‌کرد.
لبخند بامعنای او را بعد از پذیرش گل چهارم از تیم اهوازی، پایان همه چیز پنداشتیم، اما جبران 7 امتیاز اختلاف با تیم اصفهانی و اصلا جرأت فکر کردن به جبران چنین فاصله‌ای، که در ذهن ما مانند گراند کانیون پرنشدنی تصور می‌شد، چیزی بود که تنها از قطبی برمی‌آمد، همان نوجوانی که وقتی در برهه‌ای کوتاه، روزنامه می‌فروخت و باغبانی می‌کرد، رؤیاپردازی می‌کرد و بیمی از آن نداشت که رؤیاپردازش بخوانند.

 Tinypic

سال‌ها بود که فوتبال اسما حرفه‌ای ایران را می‌دیدیم و با دیدن نگاه‌های بی‌روحیه و ساق‌های پراحتیاط بازیکنان تیم سرخ‌پوش پایتخت، گمان می‌کردیم که ورود پول به فوتبال یعنی خروج تعصب. حتی سلطان چشم‌تیله‌ای قرمزها، بارها نالیده بود که علیرغم همه صحبت‌های بین دو نیمه!، از تزریق تعصب و غیرت به این بازیکنان عاجز شده، اما به راستی قطبی با کاپیتان ساده‌دل تیمش چه کرده بود که در پیرانه‌سری عمر ورزشی، بهتر و بی‌پرواتر از روزهای جوانی بازی می‌کرد؟

 Tinypic

امروز، روز خوبی برای فوتبال «ایران» بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

بچه‌هاي ايران‌خودرو كه به تازگي خودروهاي توليدي‌شان را به قفل‌هاي ضدسرقت مزين كرده بودند، بر آن شدند تا براي عرض اندام هم كه شده كاركشته‌ترين سارقان خودرو را (با هماهنگي پليس آگاهي) فرا بخوانند و توليدات ملي را كه ما هم به آنها افتخار مي‌كنيم در معرض آزمايش قرار دهند.
اولين خودروي مورد آزمايش «سمند» بود، چرا كه ايران‌خودرويي‌ها بر اين باور بودند كه كمالات اين ماشين با نصب قفل ضد سرقت تكميل شده و حتما سربلند از آزمايش بيرون مي‌آيد.
اما آن طرف ماجرا همكاران اداره آگاهي و سارقان حرفه‌اي بودند كه با پليس همكاري مي‌كردند. لحظات همراه بيم و اميد سپري شد و دست سارق موردنظر به قفل سمند متبرك شد. ايران‌خودرويي‌ها مطمئن از ابتكارشان يك سو نظاره‌گر بودند و در دل به سارقي كه ژست حرفه‌اي گرفته بود پوزخند مي‌زدند، اما دزد ماشين بي‌توجه به اين واكنش، قفل را برانداز مي‌كرد.
يك، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، به هشت ثانيه نرسيد كه قفل باز شد، بله باز کردن قفل سمند توسط آقا دزده فقط ۸ ثانیه طول کشید .
جالب اينكه در عرض يك دقيقه و ۳۰ ثانيه سارق اتومبيل را به حركت انداخت. اين بار او پوزخند زد و ايران‌خودرويي‌ها كه مطمئن بودند اشتباهي رخ داده به دليل‌تراشي روي آوردند. اما سارقان كه براي ‌قفل های ضدسرقت خودروي شيك و پيك ايران‌خودرو (پژو ۲۰۶) انرژي را در سرانگشتانشان ذخيره كرده بودند، با پاسخ ايران‌خودروهايي‌ها خشكشان زد: «نه نمي‌شود ۲۰۶ آبروي ماست.»
از سارقان اصرار و از ايران‌خودرويي‌ها انكار، از آنها الحاح و از اينها بهانه. خلاصه بعد از كلي چانه زدن سارقان متقاعد كه نه، قبول كردند دست از خودروي نور چشمي ایران خودرو بكشند و با آبروي كسي بازي نكنند ولي نوبتي هم باشد نوبت پرايد است، خودرويي كه به گفته سردار رويانيان رييس پليس راهنمايي و رانندگي كشور ناامن‌ترين خودروي توليد ايران است.
ايران خودرويي‌ها كه خودروهاي توليدي‌شان را بالاتر از اين مي‌دانند كه با توليدات كارخانه‌اي چون سايپا مقايسه شوند، باد به غبغب انداخته و از سارق خواستند در مورد نحوه سرقت پرايد جمله‌اي بگويد.
البته سارق مورد نظر چون مي‌دانست پاسخي كه مي‌دهد به احتمال زياد به مذاق سايپايي‌ ها خوش نمي‌آيد، سكوت كرد ولي از ايران خودرويي‌ ها اصرار و از سارق الحاح، از آنها پافشاري و از او بهانه. ولي سارق بالاخره به حرف آمد و با قطع ديالوگ و در حالي كه بسيار با اطمينان صحبت مي‌كرد، گفت: «فقط كافي است من از كنار پرايد رد بشوم و يك سوت بزنم، آن وقت مثل سگ دنبالم راه مي‌افتد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

ترکیه پس از بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی، که در سال گذشته برگزار شد سال ۲۰۰۸ میلادی را به بزرگداشت از ملا نصر الدین اختصاص داده است.
ملا نصرالدین در کشورهای افغانستان، ایران، ترکیه، ازبکستان و جمهوری آذربایجان از شخصیت های مهم بذله گویی و فکاهی شناخته می شود و این کشورها در مورد انتساب این شخصیت با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
اما ملا نصرالدین در افغانستان چه جایگاهی دارد و مردم او را چگونه می شناسند؟ کمتر کسی در افغانستان پیدا می شود که نام ملا نصرالدین و فکاهه های او برایش آشنا نباشد. مردم این کشور در زندگی روزمره خود بارها از این نام و فکاهی های متعلق و یا منسوب به او، برای خنداندن همدیگر استفاده می کنند.

شخصیت حقیقی؟
ملا نصرالدین واقعا کی بود؟ آیا او دارای شخصیت حقیقی است و یا این که با گذشت زمان، مردم چنین شخصیتی را از خود ساخته و پرداخته اند؟
دکتر عبدالغفور آرزو، محقق ادبی و نویسنده کتاب "سیاه سپید اندرون" بر این نظر است که ملا نصرالدین ممکن است شخصیتی حقیقی بوده باشد ولی در طول زمانها و در مناطق مختلفی از جهان از یک شخصیت واحد، چندین شخصیت ساخته شده است. به گفته آقای آرزو، دلیل چنین امری موجودیت استبداد و نظام های اقتدارگرا در جوامعی بوده است که مردم نمی توانستند خواست های مشروع خود را به گوش مسئولان برسانند.
او می گوید: "این روایتگری و انتساب همه دردهای ناگفته به راویان ناشناخته، نتیجه استبداد است. یکی از ویژگی های جوامع استبدادی چنین است: "من نمی گویم، دیگران گفته اند."

ملا – نصر – دین
این محقق افغان به این باور است که نام ملا نصرالدین هم با چنین ترکیبی (ملا – نصر – دین) به شکل تصادفی مطرح نشده است.آقای آرزو می گوید: "ملا نصرالدین هم ملا است، یعنی فهم فقاهتی دینی دارد به صورت متعادل و اندک و هم نشاندهنده واژه نصر، یعنی پیروزی است."
ملا نصرالدین بنا به روایتی در سال ۱۲۰۸ در خراسان و در زمان حکومت سلجوقیان متولد شد. برخی منابع او را هم عصر تیمور دانسته ‌اند.

ملا نصرالدین؛ از شرق تا غرب
در نزدیک آق‌شهر از توابع قونیه محلی است که با قفلی بزرگ بسته شده و می‌گویند که قبر ملانصرالدین در آنجاست.
مجسمه منسوب به ملا نصرالدین در شهر بخارا در ازبکستان امروز قرار دارد (تصویر فوق) ضمن اینکه در مسکو نیز مجسمه ای از او ساخته شده که در محوطه مقابل ایستگاه مترو "مالادوژنایا" واقع در غرب مسکو نصب شده است.
ملا نصرالدین را برخی پژوهشگران به عنوان عارف و صوفی شوریده حال نیز معرفی کرده اند ولی این جنبه از شخصیت او کمتر شناخته شده و معروف است.
صداها کتاب از فکاهه های ملانصرالدین به زبان های مختلف جهان از جمله انگلیسی، روسی، آلمانی، عربی و چینیی تا حالا منتشر شده است. از این شخصیت مهم طنز و بذله گویی، چندین فیلم و نمایشنامه نیز در آمریکا، چین و هند ساخته شده است.
یک روانشناس آمریکایی در دانشگاه برکلی بر اساس داستانی از ملا نصرالدین، نظریه جدیدی را در روانشاسی مطرح کرده که به نام "تئوری ملانصرالدین در مورد نارسیسم" شهرت جهانی یافته است.
ملا نصرالدین را در کشورهای مختلف به نام های خاصی می شناسند، در ترکیه به نام "هوجا نصرتین" معروف است و در میان عرب زبانان به "حجا" و یا "خواجه" شهرت دارد.
ترکیه که در نظر دارد امسال به مناسبت هشتصدمین سال تولد ملا نصرالدین مراسم ویژه ای را در مورد این شخصیت نماد طنز و فکاهی برگزار کند، نشان ویژه ای را نیز به این مناسبت تهیه کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

              حق الناس را دست نزن. مصمم

 

    باش. عاشق تصمیمت باش. آن وقت است

 

                که محال پا به فرار می گذارد.

شخصی است که در جهان هتلداری چهره ای موفق است و از معدود ایرانیانی است که توانسته خود را در میان هتلداران جهان مطرح کند . وي داراي بيش از 5000 تخت در جزاير قناري اسپانيا و چندين هتل و پارك مدرن در ايران است.
او مهندس حسين ثابت است.
متولد مشهد . نمی توانی سنش را حدس بزنی . یک پارچه انرژی است با حافظه ای قوی . شعر بلند عقاب دکتر خانلری را با شور و احساسی میهن پرستانه می خواند . در مشهد درس خوانده . نهج البلاغه را خوب می شناسد . از قرآن نمونه می دهد و به شش زبان زنده دنیا حرف می زند . او یک ایرانی مسلمان است که به ذره ذره این خاک اهورایی عشق می ورزد .
اتاقش جمع و جور است و مثل تمامی هتل بزرگ داریوش روح ایرانی به وسیله ، نقش برجسته ها و تصاویر هخامنشی موج می زند . حسین ثابت شعر می خواند . از عرفان می گوید و از ایران .
حسین ثابت ابتدا اقدام به ساخت هتل بزرگ داریوش نمود (این هتل مجلل ترین هتل کشور است)
سوئیت های ان در زمان های عادی سال هر شب 400 هزار تومان و در ایام عید نوروز و .. تا 700 – 800 هزار تومان هر شب اجاره داده میشود.
وی پس از ان اقدام به ساخت پارک دلفین ها و پارک شیرها و چندین پروژه تفریحی دیگر در کیش نمود.
پس از مدت یکسال از فعالیت پروژه هایش تصمیم گرفت تنها هتل دار کیش شود و اقدام به خرید 6 هتل آماده دیگر کرد با قیمت های تقریبی هر هتل 8 -9 میلیارد تومان به بالا
البته برخی هتل داران زیر بار این کار نرفته و وی نتوانست به این آرزوی خود برسد.
حسین ثابت در این زمان موفق شد چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کند و هم اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل داری اسپانیا را صاحب است و خود وی نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی می کند.

می پرسم: آقای ثابت هتل داریوش با این همه مجسمه ، نقش برجسته و تصاویر بزرگ و کوچک ، تخت جمشید کوچک و مدرنی است در دل آبهای خلیج فارس. در این هتل دو مورد مد نظر بوده یکی مساله اقتصاد و دیگری مطرح کردن فرهنگ و هنر ایرانی . من با اقتصادش کاری ندارم اما قسمت دوم را نمی دانم که "ثابت" در مطرح کردن هویت ایرانی ، سیاسی کار است یا عاشق ؟
ثابت : همانطور که خودتان گفتید ساختن هتل دو وجه دارد . یکی سرمایه گزاری و بازدهی آن و دیگری هویت بخشی به یک فرهنگ است . فرهنگ ایرانی .

مي پرسم: ثابت عاشق ایران است یا دیدگاه سیاسی دارد. که البته هر دو به یک سرچشمه بر می گردد . جنبه سیاسی و عشقی به یک فرهنگ ؟
ثابت: او دفترچه راهنما ی هتل داریوش را که عکسی از 21 سالگی اش را در تخت جمشید در صفحه اول چاپ شده نشان می دهد و شعری می خواند، میگوید : عشق . عشق ناممکن را ممکن می سازد . من در 21 سالگی گفتم روزی تخت جمشید را می سازم . امروز آن را در قالب یک هتل ساخته ام که یک مقام عالی رتبه اسپانیا می آید و مقابل آن فرهنگ زانو می زند و آن را ستایش می کند.

ثابت برای اثبات حرفش از گنجینه شعر فارسی به خوبی استفاده می کند . بیشتر نمونه هایی که می دهد عاشقانه و اجتماعی است .

مي پرسم: شما که در خارج ایران آدم موفقی هستند چرا پس از موفقیت به ایران توجه کردید ؟
ثابت: هشت سال جنگ را ما نبودیم . جوانان ما جنگیدند و نگذاشتند حتی یک سانتی متر از مملکت از دست برود . ما چه کار کردیم ؟ من امروز آمده ام برای خدمت به ایران ، به فرهنگ ایرانی ، به فرهنگ اسلامی . انتظاری هم ندارم . نمی خواهم حتی یک دسته گل برای من بیاورید . من می خواهم همانطور که جوانان ، ایران را نگاه داشتند من هویت ایران را به جهان بشناسانم . من کلکسیونی شامل 30،000 پروانه که برخی از آنها نسلشان منقرض شده برای ایران خریده ام که می دانم تا سیصد سال دیگر هم سرمایه اولیه اش بر نمی گردد ، اما این پروانه ها در یک موزه می تواند انگیزه ای باشد برای جلب توریست . من حاظرم این مجموعه ی بی نظیر را به ایران تقدیم کنم اما در جایی که با این رنگ ها ، دانش ، نوع زندگی و ارزش آن ها همامنگی داشته باشد.

می پرسم : من می خواستم بپرسم آیا شما تنها از طریق هتل و هتلداری می خواهید به هویت بخشی و گسترس آن بپردازید یا برنامه های دیگری هم دارید ؟
ثابت: نه . فقط به هتل و هتلداری فکر نمی کنم . شما می بینید که در کیش کنار 7 هتل مطرح و مدرن پارک دلفین ها را ساخته ام . پارکی با وسعت 640000 متر مربع که برای اولین بار در خاورمیانه ساخته شده با مجموعه ای از پرندگان و گیاهان نایاب دنیا و نمایش دلفین هایی که مربیان ایرانی دارند، یا در همین رابطه برای نمایش هزاران پرنده از گونه های مختلف بزرگترین قفس دنیا را به ابعاد ( 550 * 400 متر ) مطابق با محیط زیست طبیعی زندگی اشان ساخته ایم . این مجموعه دیدنی از طرف دیگر 2 تا 3 درجه دمای جزیره را پایین آورده است .

مي پرسم: آقای ثابت من بر می گردم روی هویت ایرانی که شما بیشتر به آن پرداخته اید و آن فرهنگ و هنر قبل از اسلام است . برای بعد از اسلام چکار کردید ؟
ثابت : اسلام یک دین برتر است . من نهج البلاغه را حفظ هستم . نهج البلاغه دنیایی از ادب ، فلسفه و ترتیب است . قرآن که جهانی دیگر دارد . ایران قبلا فرهنگ و هنر خودش را داشته و بعد اسلام را پذیزفته چون به فرامین و مقررات آن نیازمند بوده است . حضرت محمد (ص) هم انسانی والا بوده که خداوند بر اساس توانایی هایش او را به پیامبری برگزید . او به امر اقتصاد در کنار تعالیم دینی توجه داشت و حج توانست از همان آغاز تا امروز وضعیت مادی و اقتصادی مکه و در نتیجه عربستان را بهبود بخشد . اما ما در ایران تفکر اسلامی را مثلا در مورد زیارت امام رضا انجام ندادیم. اسلام از اشخاص دعوت می کند که به حج بیایند که استطاعت مادی داشته باشند و در نتیجه پول خرج کنند . در حالی که ما زیارت امام رضا را حج فقرا می نامیم و رویش تبلیغ می کنیم .

مي پرسم: چرا شما که مشهدی هستید برنامه هایی برای مشهد ندارید ؟
ثابت: داشتم و دارم . از سالهای گذشته سعی داشتم کار بزرگی در مشهد انجام دهم . اما برنامه هایم بنا به دلایلی مورد تصویب قرار نگرفت . امروز هم برای فردوسی برنامه دارم . همین امروز با یک آلمانی معدن شناس قرار ملاقات دارم تا بزرگترین سنگ را به مشهد حمل کنیم ، برای ساختن مجسمه فردوسی ، کسی که زبان و هویت ایرانی را زنده نگاه داشت . امیدوارم بتوانم برنامه هایم را برای فردوسی به پایان برسانم و مسئولین در این امر کمک کنند .

مي پرسم: میانه شما با روزنامه نگاران چگونه است ؟
ثابت: من 700 صفحه خاطره دارم . در آلمان که درس می خواندم برای گذران زندگی روزنامه می فروختم ولی بعد همان روزنامه را خریدم . از روزنامه نگاری اطلاعی نداشتم . منتقدان من این را مطرح کردند . من بهترین مفسران وخبره های هر بخشی را دور هم جمع کردم و از آنها آموختم و تجربه کسب کردم . اعتقاد دارم تجربه از علم و ثروت بالاتر است .

مي پرسم: حرف آخرتان ؟
ثابت: وقتی با انگشت به طرف دیگری نشان می روید، توجه کنید که سه انگشت خودتان را نشان می دهد . اول باید تکلیف خودتان را مشخص کنید . عمر دنیا کوتاه است . عشق آن نیست که غم بر در غمخواری برد .
این را در سردر دفتر آلمانم نوشته ام : " حق الناس را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصمیمت باش . آن وقت است که محال پا به فرار می گذارد " برخی می گویند خوب است آدم فقیر باشد اما سالم باشد . اما من اعتقاد دارم آدم باید هم سالم باشد و هم ثروتمند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

"به كمک زنان يهودى، مردان غيريهودى را در عشرتكده‌ها و محلهاى عياشى به فساد اخلاقى مى‏كشانيم و آنها را از جاده عفت و پاكدامنى منحرف مى‏سازيم. من اين جامعه را كه به دست زنها به فساد كشانده مى‏شود، جامعه زنان نام مى‏نهم زيرا در فساد و تجمل‏ پرستى بی‌همتا هستند."

بخشی از پروتکل اول صهیون نوشته عجاج نهیوض
 

فکر می‌کنید چرا صهیونیسم و اسراییل بعد از گذشت نیم قرن هنوز به حیات نامبارک خویش ادامه می‌دهد؟ آیا بخاطر داشتن سومین ارتش منظم دنیاست؟ یا بخاطر داشتن صدها کلاهک هسته‌ای؟ برای پی‌بردن به جواب این سوال کمی به دور و بر خود نگاه کنیم و سر و وضع خویش را نظاره‌گر باشیم.
قریب به 60 سال از تأسیس رژیم غاصب صهیونیستی می‌گذرد؛ دهها و صدها کنفرانس و اجلاس و نشست و همایش در جهان اسلام! برگزار شده و هزارها قطعنامه و اعلامیه و بیانیه و طومار صادر گشته و خدا می‌داند چند بار رژیم اسرائیل محکوم شده است؛ اما...
اما هنوز نام این رژیم بر نقشه‌ها خودنمایی می‌کند و بر سر زبانها می‌چرخد و در کشورهای دنیا سفارتخانه و در سازمانهای جهانی حق رأی دارد و دائما در سازمان ملل قطعنامه صادر می‌کند و علیه این کشور و آن کشور موضع می‌گیرد و... و هر روز حلقه محاصره را بر ملت مظلوم فلسطین تنگتر و روز به روز نسل‌کشی مردمان ستمدیده این سرزمین را بیشتر و خانه‌هایشان را خراب و فرزندانشان را آواره می‌کند و... می‌دانید چرا؟
گوشی‌های "نوکیا" Nokia و "موتورولا" Motorola جیبهای ما را اشغال کرده است؛ موسیقی از ام‌پی‌تری پلیرهای "آی‌پاد" IPod به گوش ما می‌رسد؛ سی‌پی‌یوهای "اینتل" Intel تجارت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست ما را می‌گرداند و اطلاعات آنها را پردازش می‌کند؛ پرینترهای "اچ‌ پی" HP مطالب ما را به چاپ‌ می‌رساند؛ اوقات سرگرمی‌مان با فیلمهای هیجانی "هالیوود" Hollywood که در کمپانی بزرگ "فاکس قرن بیستم" Fox 20 Century تولید شده، پر می‌شود.
برای کودکانمان کارتون‌های معروف "والت دیزنی" Disney را با تلویزیونهای "پایونیر" Pioneer نمایش می‌دهیم؛ در هنگام سفر این دوربین‌های "کوداک" Kodak هستند که لحظات زیبای ما را ماندگار می‌کنند؛ این مجریان اخبار شبکه "سی‌ان‌ان" CNN و خبرنگاران مجله هفتگی "تایم" TIME هستند که اخبار دنیا را به گوش ما می‌رسانند.
بچه‌هایمان با شیرخشک‌های خوشمزه‌ی "سرلاک" Cerelac بزرگ می‌شوند و شکلات‌های "مگی" Maggi و "کیت‌کت" KitKat و "اسمارتیز" Smarties می‌خورند؛ بعد از وعده‌های غذایی‌مان هیچ‌چیز به اندازه نوشابه‌های "کوکاکولا" Coca Cola و "پپسی" PEPSI و "فانتا" Fanta و "میریندا" Mirinda نمی‌چسبد و آنچه که خستگی را بعد از یکروز کاری از تن آدم به‌در می‌کند یک "نسکافه"ی Nescafe مخلوط با "کافی‌میت" Coffee Mate است.
البته ناگفته نمی‌ماند که صورتهایمان را با "ژیلت" Gillette اصلاح می‌کنیم، مسواک‌هایمان "اورال بی" Oral-B است، سیگار "مارلبرو" Marlboro بر گوشه لبمان نشسته و خودکار "بیک" BIC و روان‌نویس "پارکر" Parker در جیبمان یافت می‌شود.
و البته بگذریم از تیشرت‌های رنگ و وارنگ "باس" BOSS که گاهگاهی به تن می‌کنیم و بارانی‌های خوش‌دوخت "نایک" Nike که بدن ما را از برف و باران حفظ می‌‌کند و کفشهای خوش‌پای "تیمبرلند" Timberland که در گرما و سرما همراه ماست و لباسهای ورزشی "چامپیون" Champion که ما را در افتخارات ملی و محلی همراهی می‌کند و... .
دیگر نگوییم چرا شعار مرگ بر اسرائیل اثر ندارد! دیگر نگوییم چرا این همه اعلامیه و قطعنامه و تظاهرات به ثمر نمی‌نشیند؛ تا وقتی که مسئولین ما قراردادهای نفتی را با شرکت چند ملیتی "شل" Shell امضا می‌کنند و فروشگاه‌های زنجیره‌ای پوشاک "بنتون" Benton مد را به ما عرضه می‌دارند و محصولات غذایی "نستله" Nestle در یخچال‌های ما جاخوش کرده‌اند اوضاع همین است که هست.... شاید بگویید چرا؟
به گواهی اسناد و مدارک، هر ریالی که بابت خرید و مصرف این محصولات می‌پردازیم گلوله‌ای می‌شود در قلب کودک فلسطینی، و بمبی بر سر خانه‌اش، و عاملی برای ویرانی سرزمین و آوارگی هموطنان او؛ و بگذریم از اینکه ریال‌های ما، بودجه سالانه دولت اسرائیل را افزایش و موجبات رفاه زندگی شهروندان آن را فراهم و روزگار را به کام مردم آن می‌گرداند.
لازم به ذكر است تمامی شركتها و كارخانه هائی كه نامشان امد متعلق به یهودیان ساكن اسرائیل است این تازه اول قضایاست و اگر نگاهی به تورات و تلمود و قباله(کتابهای مقدس یهودیان) و پروتکلهای 24 گانه صهیونیسم بیندازید خواهید فهمید که قضایا پیچیده‌تر از این حرفهاست و اسرائیل این پدیده شوم قرن بیستم نه تنها داعیه‌دار حکومت بر سرزمین فلسطین و بعد از آن کل منطقه خاورمیانه است، بلکه مدعی حکومت بر تمامی جهان می‌باشد. گلدامایر نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی می‌گفت "هر جا که یک یهودی هست آنجا مرزهای اسرائیل بزرگ است".
در کتاب قبّاله می‌خوانیم "1- کشتن غیر یهودی و غصب کردن و دزدیدن مال او بر یهودی، در صورتیکه مقدور باشد، جائز، بلکه واجب است. 2- برای آنکه سلطنت و آقایی تنها برای یهودیان باقی بماند، لازم است هر فرد یهودی، تمام نیرو و امکاناتش را صرف بدست آوردن مال و ثروت، و منع دیگر ملتها از اندوختن زر و سیم و سیادت و آقایی نماید. 3- از آنجا که افراد یهودی در عزت الهی با هم شریک و مساوی هستند، پس دنیا و مظاهر آن مال آنهاست و حق بهره‌برداری از آنها را دارند و دزدیدن مال یهودی برای همکیشان او جائز نیست.
ولی دزدیدن مال غیر یهودی مانعی ندارد بلکه اصلا نام دزدی نباید روی آن گذارد؛ این عمل در حقیقت استرداد مالی است که در دست دیگران است و دین آنرا برای یهودی مباح ساخته است؛ اموال غیر یهودی مانند اموال بی‌صاحب یا ریگهای کنار دریا است که هر کس زودتر دست روی آنها بگذارد، مالک آنها خواهد شد.
بنی اسرائیل در مثل مانند زنی است که در خانه نشسته و شوهرش از راه کار و کوشش، مال و ثروت فراهم می‌کند و او بدون آنکه در رنج کارگری با او شریک باشد، با مرد سهیم است و حق بهره‌برداری از دست‌رنج او را دارد. 4- برای یهود سوگند دروغ خوردن مخصوصا هنگام معامله با دیگر ملتها جایز است، زیرا اصل سوگند برای از بین بردن نزاع قرار داده شده ولی درباره غیر یهودی که عبارت باشند از حیوانات ناطق این سوگند اعتبار ندارد!"
بگذارید دیگر اشاره‌ای به پروتکلهای صهیونیسم که مجموعه قوانین مصوب نزد علمای قوم یهود است نکنم، که هوش را از سرتان خواهد برد؛ بگذارید نگویم که رژیم خبیث صهیونیستی معتقد است غیر یهودی، اعم از مسلمان و مسیحی و زرتشتی، همگی حیوانات ناطقی هستند که خداوند برای بهره‌کشی قوم یهود از آنان، خلق کرده است و انسان برتر فقط و فقط یهودی‌ها هستند.
بگذارید نگویم که غاصبان فلسطین جان و مال و ناموس غیر یهودی را بر خود مباح می‌دانند؛ و... (توصیه می‌کنم حتمن پروتکلهای 24 گانه یهود را مطالعه بفرمایید.) نتیجه آنکه هر ریالی را که بابت خرید و مصرف کالاهای صهیونیستی پرداخت می‌کنیم، در واقع با دست خود گوری برای خویش کنده‌ایم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد .
رنگ عاملی مهم در طراحی فضا: رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.
رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.
برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.
برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:
1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.
2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.
3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.
4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.
به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

پیدا کردن سریع آدرس IP خودتان

با سلام،
تاحالا شده دنبال آدرس آی پی خودتون بگردید؟ اگه به آی پی خودتون نیاز پیدا کردید میتونید این وبسایت را ببینید. شما به سایت میرید و این سایت آی پی شما با محل دقیق آی اس پی شما رو میده. پس یه کار دیگه هم برایتون انجام میده شما از این طریق میتونید بفهمید آی اس پیتون از شما چقدر دور یا نزدیکه. با همه مرورگرها هم سازگار است.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:47 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

عربستان: تمام هزينه‌هاي جنگ اسرائيل

 

براي نابودي حزب‌الله را خواهيم پرداخت

 دبير كل شوراي امنيت ملي عربستان سعودي در ديدار با مقامات رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي از آنان خواست براي نابود كردن حزب‌الله به لبنان حمله كنند، در مقابل عربستان نيز تمام هزينه‌هاي اين جنگ را مي‌پردازد.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري اسرائيلي فيلكا، "بندر بن سلطان" ديروز به شكل رسمي از "ايهود اولمرت" نخست‌وزير رژيم صهيونيستي خواست در صورت عدم توقف "حملات" حزب‌الله به دولت غربگراي سنيوره، نيروهاي اسرائيلي مستقر در مرزهاي شمال سرزمينهاي اشغالي را به تحريك عليه حزب‌الله وادارد.
وي كه با هواپيماي شخصي خود از جده به مقصد سرزمينهاي اشغالي پرواز كرد در ديدار با اولمرت از وي خواست هر اقدام ممكن را براي حمايت از سنيوره انجام دهد و تمام هزينه‌هاي مالي هرگونه جنگ با حزب‌الله "تروريست" را بر عهده عربستان بگذارد.
اما اولمرت در پاسخ به درخواست عربستان، اين اقدام را در حال حاضر غيرممكن دانست.
بعد از مخالفت اولمرت با اين طرح نماينده عربستان از وي خواست نيروهاي مرزي‌اش در شمال اسرائيل را براي جلب توجه حزب‌الله به تحرك وادارد و آنگاه از طريق كشور آلمان به اطلاع حزب‌الله برساند كه در صورت ورود به مقر رياست‌جمهوري لبنان جنگ با حزب‌الله را آغاز خواهد كرد.
در پاسخ به اين پيشنهاد، اولمرت به ميهمان خود قول داد موضوع را با كابينه خود بررسي كند اما در عين حال تاكيد كرد نمي‌تواند به نفع عربستان وارد جنگ شود و بيشترين كاري كه مي‌تواند انجام دهد مانورهاي نظامي زميني و هوايي براي ترساندن حزب‌‌الله و وادار كردن آنها به جابجايي نيروهايشان از شمال لبنان به جنوب اين كشور خواهد بود.

 

کانال ده تلویزیون رژیم صهیونیستی خبر داد:


ابعاد طرح ملغی شده ترور حسن نصرالله

کانال ده تلویزیون اسرائيل پرده از الغای طرح سوء قصد به جان حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان در جنوب بیروت خبر داد. به گزارش این منبع، این عملیات که قرار بود سه شنبه شب گذشته 29/4/2008 در حاشیه جنوبی بیروت انجام گیرد، ملغی اعلام شد ؛ زیرا دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی وابسته به حزب الله موفق شدند متن گفتگویی که میان دو افسر شرکت کننده در عملیات رد و بدل شده بود، را شنود نمایند.
در گزارش مذکور همچنین آمده است: «قرار بود که جنگنده های اف ـ 15 و اف ـ 16 اسرائیل مسئولیت حمله هوایی به محل استقرار حسن نصر الله را بر عهده گیرند و کشتی های جنگی اسرائیل موسوم به "دیبورا" نیز با آنان همکاری کنند.»
کانال ده تلویزیون اسرائيل همچنین اعلام کرد: «بعد از آنکه حزب الله از طرح اسرائیل با خبر شد، به یک اقدام سریع امنیتی دست زد و تمامی تلفن های همراه فعالان حزب که در محل مورد هدف حضور داشتند، را بست ؛ زیرا موشک هایی که قرار بود در عملیات حمله به محل استقرار حسن نصر الله مورد استفاده قرار گیرد، محلی را رهگیری می کند که فرد صاحب تلفن همراه که شماره اش به حافظه موشک داده شده است، در آنجا مشغول صحبت کردن باشد."
شایان ذکر است که به دنبال فاش شدن طرح سوء قصد به جان دبیر کل مقاومت اسلامی لبنان، "ژنرال گابی اشکنازی" رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائيل با صدور فرمانی استفاده از تلفن همراه در هنگام انجام ماموریت را ممنوع اعلام نمود.

تغییر اوضاع منطقه با ترور حسن نصر الله
به اعتقاد منابع سیاسی، اگر عملیات ترور با موفقیت انجام می شد وضعیت در منطقه به شکل بی سابقه ای تغییر می کرد.
کانال ده تلویزیون اسرائيل در گزارش خود خاطرنشان ساخت: "با وجود آنکه منابع نظامی از شخص مورد هدف در عملیات ترور نامی نبردند ؛ ولی بی هیچ گونه تردیدی می توان گفت که هدف از این عملیات دبیر کل حزب الله بوده است زیرا به دنبال تهدیدات اخیر حسن نصر الله مبنی بر پاسخگویی به ترور عماد مغنیه، فرمانده کل نیروهای این حزب شمار زیادی از اعضای کابینه اسرائیل خواستار ترور دبیر کل حزب الله شده بودند و چنین اقدامی را یک گام بازدارنده و تکمیل طرح ترور مغنیه می دانستند."
"ژنرال بن نون" فرمانده پیشین نیروی هوایی اسرائيل نیز تاکید کرد: "ننگی که به خاطر شکست در جنگ لبنان بر پیشانی اسرائیل نقش بسته است، تنها با انجام یک عملیات بی نظیر علیه حزب الله پاک می شود ؛ زیرا چنین عملیاتی می تواند موازنه قدرت در منطقه را به همان شکل سابقش بازگرداند."
این چهره نظامی صهیونیست در ادامه افزود: "ترور حسن نصر الله یک مسئله ضروری و گریز ناپذیر می باشد و تنها با چنین اقدامی است که می توان قدرت بازدارندگی خود را در مقابله با حزب الله و کشورهای منطقه باز یافت."

بسترسازی برای حمله به ایران
گزارش منابع آگاه صهیونیستی حکایت از آن دارد که طرح ترور حسن نصر الله در چارچوب طرح گسترده تری صورت می گیرد که هدف از آن بسترسازی برای اقدامات تل آویو و واشنگتن علیه ایران است.
به گفته منابع فوق الذکر، اسرائيل این تصور را در ذهن دارد که در صورت حمله تل آویو یا واشنگتن به تاسیسات هسته ای ایران، این کشور در واکنش به چنین اقدامی از حزب الله کمک می گیرد.
منابع صهیونیستی در ادامه خاطرنشان ساختند: "چنین به نظر می رسد که مراکز تصمیم گیری در تل آویو تصمیم دارد تا حزب الله را به سمت درگیری سوق دهند تا قدرت این جنبش تا پیش از هر گونه حمله به تاسیسات هسته ای ایران پایان یابد."

مشارکت ولید جنبلاط در طرح ترور عماد مغنیه
کانال دوم تلویزیون اسرائيل گزارش دارد که تیم امنیتی وابسته به "ولید جنبلاط" رهبر حزب کمونیست لبنان اطلاعاتی را در اختیار این رژیم گزارده است که به ارتش عبری در اجرای طرح ترور عماد مغنیه کمک می نموده است.
این منبع رسانه ای در ادامه افزود: "داستان محبت و عشق میان جنبلاط و اسرائیل به دیدارهایی باز می گردد که وی با چهره های دولتی، حزبی و امنیتی اسرائیلی در اروپا انجام داد."
 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:46 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

                      زندگى و حيات پس از مرگ

نويسنده: على محمد اسدى

پيامبران، پس از دعوت به خداشناسى، مهم ترين اصلى كه مردم را به آن متذكر مى ساختند؛ يادِ سراىِ «پس از مرگ» بوده است.
مژده و بيم، بهترين روش براى اجراى اين امر مهم به كار مى رفته است؛ از اين روى، پيامبران الهى براى تزكيه و سازندگى انسانها، نيكان را نويد به «پاداش» مى دادند و بدان را از «كيفر» مى ترساندند.
نگارنده اين نوشتار به منظور مؤثرتر بودن مژده ها و بيمهاى «حيات برزخى» نسبت به ديگر مباحث «جهان پس از مرگ» و به دليل اينكه دوران آن به زودى فرا مى رسد، نخستين منزلگاه، گذرگاه آخرت و محل تصفيه گناهان است، بحث از آن را برگزيده است و معنی و چگونگی برزخ و تجسم عمل را مورد بررسی قرار می دهد.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

فصل اوّل: در آستانه ورود

فصل دوم: «برزخ» چيست؟

فصل سوم: برزخ در آيينه وحى

فصل چهارم: برزخ در آيينه عترت

فصل پنجم: ترسيمى از حيات برزخى

فصل ششم: وادى برزخ

فصل هفتم: تجسم عمل

فصل هشتم: پرسشهاى برزخ

فصل نهم: پاداشها و كيفرها

فصل دهم: در آستانه دوزخ


دانلود کتاب:


لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)

براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:45 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:45 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

تعریف مشاغل مختلف

سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:44 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

چرا يهوديان خود را


قوم برتر مي دانند؟



 

سوال:

اين كه يهوديان خود را بر همه انسان ها برتر مي دانند و ابراز مي كنند كه خداوند اين را گفته از چه چيزي ناشي مي شود، لطفاً توضيح دهيد؟
 

پاسخ:

از ادبيات مكتوب يهوديت بر مي آيد كه در طول تاريخ اين دين، هميشه گونه اي از اين انديشه وجود داشته است كه قوم اسرائيل (يهود)، قوم برگزيده خداست و از جهاتي بر ديگر اقوام و ملل برتري دارد. اعتقاد بر اين بوده است كه اين انديشه در اصلي ترين بخش متون مقدس يهودي يعني كتاب تورات ريشه دارد.[1] و برخي از يهوديان به نژادپرستي روي آورده اين اعتقاد را به كتاب مقدس مستند ساختند. در اين جا ريشه هاي اين انديشه به اختصار بررسي شود:
الف)قوم برگزيده عهد قديم
در كتاب تورات، كه در سنت يهودي به شخص حضرت موسي منسوب است فقراتي آمده است، كه جايگاه ويژه قوم اسرائيل را نشان مي دهد. طبق سخن عهد قديم، برنامه خدا اين بوده كه از نسل ابراهيم ـ عليه السلام ـ قومي به وجود آورد و به آن قوم جايگاهي ويژه دهد: «خداوند مي گويد به ذات خود قسم خورده ام كه چون مرا ملاقات كردي و حتي يگانه پرست را از من دريغ نداشتي تو را چنان بركت دهم كه نسل تو... موجب بركت همه قوم هاي جهان خواهد گشت.»[2]
ب) برداشت نژادپرستانه
در طول تاريخ، يهوديت برداشت هاي متفاوتي از انديشه قوم برگزيده داشته است. افراطي ترين برداشت از اين انديشه، برداشت صهيونيست هاي يهودي است. مطابق اين برداشت، قوم اسرائيل برتر و بالاتر از اقوام ديگر و در واقع از جنس ديگري است.[3]
منشاء نژادپرستي
درباره اصل و منشاء نژادپرستي نظريه هاي مختلفي ارائه شده كه برخي از اين قرار است.
1. نظريه مدافعان نژادپرستي؛ بي ترديد كساني كه بني اسرائيل را قوم برتر مي دانند نظريه خود را به عهد قديم و نيز كتاب تلمود[4] مستند مي سازند. گفته مي شود در گذشته و از قرون وسطا اين نظريه پيرواني داشته است.
2. نظريه منشاء تلمودي؛ بنابراين نظريه، منشاء نژادپرستي به تلمود و به ويژه تفسيري كه از آن در قرون وسطا توسط افرادي چون موسي بن ميمون (پزشك و فيلسوف يهودي 1135-1204م) شده است بر مي گردد.[5]
دكتر اسرائيل شاهاك (استاد دانشگاه بحراني بيت المقدس و رئيس جامعه حقوق بشر اسرائيل) مجموعه تلمود را در بردارنده مطالبي نژادپرستانه مي داند. اين مجموعه كه از اواسط قرن دوم ميلادي تا قرن ششم به رشته تحرير در آمده است، مبناي ديگري براي نژاد پرستي يهود و اسرائيل قرار گرفته است.[6]
نقد ديدگاه هاي برتري و نژادپرستي
1. بنا به آنچه گذشت، عهد قديم، قوم اسرائيل را قوم برگزيده خدا مي داند و از سوي ديگر در كشور اسرائيل قوانيني وضع و اجرا شده كه حاكي از تبعيض نژادي است. برخي از نقادان جديد معترفند كه مجموعه عهد قديم در دوره پس از اسارت بابلي و تحت تأثيروضعيت اسف بار قوم نگاشته و به اين دليل در آن نگارش به اسرائيل و قوم يهود توجهي ويژه شده است.[7]
يهود آرمان هاي خود را در قالب تورات و ديگر بخش هاي عهد قديم بيان كرده و در اين ميان دو امر را محور تاريخ خود قرار داد: يكي، قومي كه مقدس است، قوم خاص و برگزيده خداست! و ديگري، سرزميني كه مقدس است، خدا آن را به اين قوم برگزيده بخشيده است.[8]
2. در عصر جديد و در ديدگاه مدرنيست ها چه يهودي و چه غيريهودي، پذيرش اين كه قومي در درگاه خداوند از جايگاه ويژه اي برخوردار باشد بسيار مشكل است و عموماً اين انديشه را به طور كامل رد كرده اند.[9]
3. بر فرض تسالم و پذيرش وجود فقراتي به عنوان قوم برتر، آن گونه كه قرآن كريم نيز دست كم در مقطع زماني خاصي نيز به اين برتري اشاره دارد (ر.ك: سوره مباركه بقره: 47) آيا مي توان به معناي نژادپرستي و برترجويي تفسير كرد؟ قطعاً چنين انديشه اي باطل است، چرا كه منظور قرآن و آيات تورات، برتري آنها بر تمام جهانيان در تمام ادوار تاريخ نيست، بلكه مقصود برتري آنها نسبت به افراد و محيط عصر خودشان است. به دليل اين كه قرآن درباره بني اسرائيل مي فرمايد: «ما اين مستضعفان را و ارث مشرق و مغرب زمين كرديم.»[10] روشن است كه بني اسرائيل در آن زمان وارث تمام جهان شدند. پس مقصود اين است كه وارث شرق و غرب منطقه خودشان گشتند و فضيلت آنها نسبت به افراد همان محيط است. مضافاً بر اين كه برتري حتي در آن محيط هم مشروط به شرائطي است كه بايد بدان عمل كرد تا به آن رسيد.[11]
4. گذشته از آنچه ذكرش رفت، نژادپرستي با ديانت يهود ناسازگار است چنان كه دكتر شاهاك مي گويد: «بايد يكي از اين دو يا نژادپرستي و يا ديانت يهودي را اختيار كرد.»[12]
و اين در حالي است كه يهود بجاي ديانت به نژادپرستي روي آورد و از اعمال نژادپرستانه دولت اسرائيل حمايت مي كند.
حاصل سخن اين كه يهود برتري و نژاد پرستي خود را به كتاب مقدس و تلمود مستند مي سازند و اين در حالي است كه كتاب مقدس و تلمود بعد از اسارت نوشته شده است و آرمان هاي خود را به رشته تحرير در آورده اند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. نژادپرستي دولت اسرائيل، دكتر اسرائيل شاهاك: ترجمه دكتر مجيد شريف.
2. تاريخ يك ارتداد، پرفسور روژه گارودي، ترجمه مجيد شريف.

------------------------------------------
[1] . ر.ك: هفت آسمان، فصلنامه تخصصي اديان و مذاهب، مقاله آقاي عبدالرحيم سليماني، ش 22، تابستان 83، ص 113.
[2] . سفر پيدايش، 22 : 15-18.
[3] . هفت آسمان، ص 115.
[4] . تلمود به معناي آموزش به كتابي بسيار بزرگ كه احاديث و احكام يهود را در بردارد اطلاق مي شود.
[5] . هفت آسمان، ص 118-119.
[6] . همان، 123.
[7] . همان.
[8] . همان، ص 118.
[9] . همان، ص 118.
[10] . اعراف/ 137.
[11] . ر.ك: مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، ط 722، ج 1، ص 220-221.
[12] . هفت آسمان، 118 به نقل از نژادپرستي دولت اسرائيل.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:43 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

به گفته متخصصان اقتصادی در جمهوری آذربایجان حقوق پرداختی توسط دولت جوابگوی گرانی و تورم در آن کشور نمی باشد.
بر اساس آمار مرکز مطالعات اقتصادی، هر شاغل آذربایجانی به حداقل 113 منات حقوق ماهیانه نیاز دارد در حالی که کف پرداخت دولت برای هر کارگر در آن کشور 70 منات است. ضمن آنکه برای تأمین نیازهای افراد تا سن 15 سال حداقل ماهیانه 59 منات نیز کفایت نمی کند در حالی که این رقم باید به حداقل 101 منات برسد.
به گفته متخصصان باید معیارهای کمکهای اجتماعی دولت نیز تغییر یابد. به گفته وصال قاسموف تعداد کسانی که حقوق آنها بین 45 تا 70 منات است از یک میلیون نفر فراتر است و برای پاسخگویی به نیازها بر اساس میزان تورم، حقوق ها باید تا 16 الی 17 درصد افزایش یابد.
به گزارش
خبرگزاری Anspress رئیس کمیسیون سیاست اقتصادی مجلس آذربایجان می گوید: " سقف حداقل تأمین زندگی و رفع حوائج در سال یکبار می تواند تغییر کند.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:42 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

جشن شصت سالگي اسرائيل؛


پايكوبي بر قبر فلسطينيان

بسم الله
اولش مي خواستم يه توضيحاتي در مورد عکسهاي زير (جشن شصت سالگي اسرائيل) بنويسم، اما تصاوير آنقدر گويا هستند که ديگه منصرف شدم ...





 




 


 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:42 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

نگاهي به تاريخچه تشکيل اسرائيل

صـهـيـونـيـسـم (Zionism) جـنـبـش قـوم يهودى براى به وجود آوردن جامعه و كشور خود مختار يـهودى در فلسطين مى باشد. نام اين جنبش از كوه صهيون «آرامگاه داود نبى » گرفته شده كه در بيت المقدس قرار دارد و نام آن رفته رفته ، در روزگار باستان ، نماد سرزمين فلسطين شـده اسـت . يـهـوديـان كـه پـس از ويـرانـى اورشـليـم در سـال 70 مـيـلادى بـه دسـت رومـيـان ، در سراسر جهانى پراكنده شدند، با وجود پراكندگى ، وحـدت ديـنـى و فـرهـنـگـى خـود را نـگـاه داشـتـنـد و در مـلت هـاى ديـگـر حـل نـشدند. اما در طول تاريخ ، به ويژه در كشورهاى مسيحى ، به عنوان يك اقليت دينى و گاه نـژادى شـكـنـجـه و آزار ديـدنـد و بـه هـمـيـن دليـل ، در طـول قـرن هـاى دراز هـمـواره آرزو و وعـده بـازيافت «ارض موعود»، چنانچه موسى (ع) آنان را بـدان رهـبـرى كـرده بـود، در خـيـالشـان زنـده بـود. صـهـيـونـيـسـم جديد صورت دنيوى و ملت پـرسـتانه اى از يهوديت اصلى است . صهيونيسم جديد پس از پيدايش موج تازه يهودى ستيزى (آنـتـى سـمـيـسـتم)  Anti semitism در روسيه تزارى و لهستان و ديگر كشورهاى اروپايى و زيـر نـفـوذ مـوج جـنـبـشـهـاى نـاسـيـونـاليـست اروپايى در اواخر قرن نوزدهم پديد آمد. هدف آن تـشـكيل كشورى يهودى در سرزمين فلسطين بود. انقلاب فرانسه وضع يهوديان را در اروپاى غربى بهبود بخشيده بود،
اما در اروپاى شرقى تغييرى حاصل نشده و بيشتر يهوديان اروپاى شروقى در روسيه و يا در لهـسـتـان وضـع دشـوارى داشـتـنـد. در سـال 1897 بـا تـشـكـيـل «نـخـسـتـيـن كـنـگـره جـهـانـى صـهـيـونـيـسـت » در شـهـر بـال (بـازل) سـوئيـس ، صـهيونيسم به صورت نهضت سياسى سرتاسرى در اروپا در آمد و تـئودور هـرتـسـل (1860 ـ 1904) ThodorHerzel سـر دبـير يكى از روزنامه هاى معتبر وين رهـبـرى نـهـضـت را در دسـت گـرفـت. هـرتـسـل در جـزوه اى كـه در سـال 1896 تـحـت عـنـوان «دِر يـودن اشـتـات» (كـشور يهوديان) منتشر ساخته بود، خواستار تشكيل كشورى يهودى در فلسطين شده بود كه عمده ترين هواداران نهضت صهيونيسم در روسيه بودند.
در آغـاز در فـلسـطـيـن كـه كـشـورى عرب نشين تحت حاكميت امپراتورى عثمانى (تركيه ) بود، مـهاجران صهيونيست ، در زمين هاى خريدارى شده سكونت گاه هاى كشاورزى ايجاد كردند. از همان ابـتـدا بـراى رهـبـران نـهضت صهيونيسم واضح بود كه تصرف زمين براى تحقق رؤ ياهايشان امرى ضرور است .
ديـرى نـگـذشـت كـه اعـراب پـى بـردنـد هـدف واقـعـى مـهـاجـران تشكيل كشورى يهودى است؛ لذا شورع به مقابله كردند.
در سـال 1901 سـازمـان جهانى صهيونيست شركتى به نام «كرن كايمت» (صندوق ملى يهود) تشكيل داد تا براى سكنا گزينان يهودى زمين بخرد. بر اساس منشور اين سازمان، صندوق مى بايست در فلسطين ، سوريه و ديگر مناطق عثمانى (تركيه ) واقع در آسيا و شبه جزيره سينا، زمين خريدارى كند و آن را به عنوان دارايى انتقال ناپذير مردم يهود حفظ كند.
عقيده هرتسل اين بود كه تصرفزمين و اخراج اعراب از فلسطين لازم ضرور است .
كـشـور بـريـتـانـيـا عـلاقـه خـود را بـه ايـن امـر نـشـان داد و در سـال 1839 «لرد پـالمرستون » وزير خارجه وقت انگلستان ، يك كنسولگرى در بيت المقدس (اورشـليـم ) بـاز كـرده و به اعضاى كنسولگرى دستور داده بودن تا از يهوديان حمايت كنند. كنسول انگلستان دستورهاى پالمرستون را براى كمك به يهوديان به مرحله اجرا در آورد.
وقـتـى كـه در سال 1840 موج خشونت هاى ضد يهودى در دمشق بالا گرفت ، انگلستان حمايت از يـهـوديـان را در فـلسـطـيـن تـشـديـد كـرد. پـس از مـرگ هـرتسل در سال 1904 «خائيم وايزمن» (Chaim Weismann) رهبرى اين حـركـت را بـه عـهـده گـرفـت. وايـزمـن كـه شـيـمـى دان بـود در طـول جـنـگ جـهـانى اول براى دولت انگلستان تحقيقات نظامى مى كرد و لرد بالفور Baltour وزير خارجه وقت انگليس ، وى را در نيروى دريايى سلطنتى انگلستان به استخدام درآورده بود.
وازيـمـن نـيـزمـانـنـد هرتسل عقيده داشت كه حمايت از صهيونيسم به نفع بريتانيا تمام مى شود. زمـانـى كـه انـگـلسـتـان در جـريـان جنگ جهانى اول بخشى از سرزمين هاى متعلق به امپراتورى عـثـمـانـى را بـه چـنـگ آورد، وايـزمـن نـيـز بـه تـلاش هـايـش افـزود و در سـال 1917 لرد بـالفور را متقاعد ساخت كه لايحه اى اصولى براى دفاع از صهيونيسم به كـابـينه ارائه دهد. به درخواست بالفور، وايزمن و «لرد روچيلد» كه سرپرستى فدارسيون صـهـيونيست را در انگلستان به عهده داشت ، پيش نويس لايحه را تهيه كردند. بالفور كابينه را مـتـقـاعـد كـرد كـه ايـن لايـحـه را تـصويب كند. سپس ‍ همان لايحه را طى نامه اى براى روچيلد فرستاد. در اين نامه آمده بود: «انگلستان نسبت به استقرار وطن ملى براى يهوديان در فلسطين نظر مساعد دارد».
عـلاوه بـر ايـن مـسـائل ، جـنـگ جهانى اهميت نفت را نشان داده بود و انگليس قصد داشت كه يك لوله نفتى از حوزه هاى نفتى عربى واقع در غرب حيفا بكشد.
«سـرمـارك سـايـكـس »، كـارشناس انگليسى امور فلسطين، صهيونيسم را ابراز توسعه نفوذ انـگـلسـتـان در خاور ميانه مى دانست. در سال 1916 سايكس موفق شد، قرار داد سرى سايكس ـ پـيـكـو را در مـورد تـقـسيم امپراطورى عثمانى پس از پايان جنگ، منعقد كند. اين قرار داد به انـگـلستان حق مى داد كه بندرى در حيفا بسازد و خواستار تسلط مشترك انگلستان و فرانسه بر فـلسـطـيـن بـود، دولت انـگـليـس از رقـابـت فـرانـسه واهمه دشاتو تصور مى كرد كه حضور يهوديان تحت الحمايه انگلستان در فلسطين به لندن كمك خواهد كرد تا تسلط بيشترى بر آن سـرزمـيـن داشته باشد. دولت همچنين فكر مى كرد كه اسكان يهوديان در فلسطين فرانسه بر سوريه و لبنان حفظ كند.
در آن روزهـا فلسطين كشورى بود با حدود 58000 نفر عرب و 30 تا 60 هزار يهودى كه همه آنها صهيونيست نبودند.
در 22 ژوئيـه 1922 جـامـعه ملل ، بنا به درخواست انگستان به آن كشور در اداره فلسطين حكم قـيـمـومـيـت داد. ايـن حـكم كه حاوى بيانات اعلاميه بالفور بود و دقيقاً به همان ترتيب توسط هياءت وزيران انگلستان در سال 1917 تصويب شد.
در انـگـلسـتـان اعـتـراضـاتـى عـليـه صـدور ايـن حـكـم بـنـا به وقوع پيوست ، مبنى بر اينكه شناسايى اعلاميه بالفور، حق تعيين سونوشت مردم فلسطين را از بين خواهد برد.
بـا اتـكـا بـه اعـلامـيـه بـالفـور، صـنـدوق مـلى يـهـود مـيـزان خـريـد امـلاك را افـزايش داد. در سـال 1920، سـازمـان جـهـانـى صهيونيست ، صندوق بنياد فلسطين را تاءسيس كرد تا بودجه اسكان يهوديان در سرزمين هاى خريدارى شده را تاءمين كند.
سـكـنـا گـزيـنـان صـهـيـونـيـسـت نـيـرويـى بـه ام «هـاگـان» (نـيـروى دفـاع از خـود) مـتـشـكـل از مـيليشاى هاشومر تشكيل دادند تا ماءمور حفاظت از زمين هايشان باشد. اعراب فلسطين، خـود را اتـبـاع امـپـراتـورى انـگـلسـتـان مـى دانـسـتـنـد و از اينكه تابع حركت تحت الحمايه اين امپراطورى (نهضت صهيونيستى) بشوند، واهمه داشتند. اعراب فلسطين ، اعلاميه بالفور را يك تـخـلف فـاحـش در اصـل تـعـيـيـن سـرنـوشـت كـه تـوسـط مـتـفـقين اعلام شده بود مى دانستند. در اوايـل دهـه 1930 زمـانـى كـه احساسات ضد يهود در آلمان رشد مى كرد، دولت انگلستان سطح مهاجرت يهوديان را افزايش داد و در نتيجه تعداد يهوديان در فلسطين بين 30 تا 40 افـزايـش يـابـد. بـا تـوجـه به افزايش جمعيت، انگلستان اجازه داد كه املاك جديد و زيادترى خريدارى شود.
آژانـس يـهـود در فـلسـطـيـن تـحـت قـيـمـومـيـت انـگـليـس ، بـه كـشـورى در درون كـشـور ديـگـر تبديل شد و علاوه بر مالكيت اراضى متعدد در مقياس وسيع ، بودجه كشاورزى را نيز تاءمين كرد و داراى تاءسيسات تجارى و صنعتى شد.
واهـمـه اعـراب نـسـبـت بـه ايـن احـتـمـال كـه آژانـس يـهـود در پـى ايـجـاد دولتـى اسـت ، در سال 1936 منجر به شورش عليه انگلستان شد.
اعـراب امـيـدوار بـودنـد تا از طريق نهضتى كه بيشتر به روستائيان متكى بود، بر انگلستان فـشـار وارد آوردند تا مساءله مهاجرت يهوديان و خريدارى اراضى را متوقف كند. از طرف ديگر در شـهـرهـاى عـرب، كـمـيـتـه هـايـى بـراى سـازمـانـدهـى اعـتـصـابـات صـنـفـى تـشـكـيـل شـد و اعـتـراض هـايـى بـه اعـمـال انـگـليس و اجازه خريد املاك جديد صورت گرفت و اقداماتى نيز براى عدم پرداخت ماليات ها به عمل آمد.
گـروه هـاى عـرب بـه مـنـاطـق مـسـكـونـى صهيونيست ها حمله بردند كه در نتيجه تعدادى از غزر نـظاميان به روستاهاى عرب حلمه كرد كه منجر به مرگ تعدادى از غير نظاميان و تخريب خانه هاى اعراب شد.
در سـال 1937، گـروه نـظـامـى جـديـدى بـه نـام (سـازمـان نـظـامـى مـلى) تـشـكـيل شد كه هدف آن استفاده از نيروى علنى بيشتر عليه اعراب بود. به عنوان نمونه ، اين سازمان در بازارهاى عرب بمب گذارى مى كرد.
زمـانـى كـه انـگـلستان از سازمان ملل خواستار ارائه راه حلى در مورد وضعيت فلسطين شد، پنج كشور عرب از جمع عمومى سازمان ملل خواستند تا مساءله فلسطين را در چارچوب خاتمه قيموميت بـر فـلسـطـيـن و اعـلام اسـتـقـلال آن در نـظـر گـيـرد. آنها نگران بودند كه در خواست نامحدود انـگـلسـتـان بـراى ارائه راه حـل در مـورد حـاكـميت آينده فلسطين ، مجمع عمومى را ترغيب كند كه مساءله پناهندگان يهودى در اروپا را به وضعيت فلسطين ارتباط دهد.
در 14 مـه 1948 انـگـلسـتـان از اقـتـدار خود در فلسطين چشم پوشيد و همزمان با خروج كميسر عـالى انـگـليـس از فـلسـطـيـن، يهوديان اين كشور به فرماندهى «ديويد بن گورين» رسماً مـوجـوديـت حـكـوميت خود را به نام «اسرائيل » اعلام كردند. چند ساعت پس از اين اقدام ، آمريكا و شـوروى بـه تـرتـيـب ايـن رژيم را به رسميت شناختند، و آژانس ‍ يهود صدور اعلاميه تاءسيس كـشـور اسـرائيل از قطعنامه 181 سازمانملل به عنوان سند شناسايى حق مردم يهود در استقرار كـشـور مـسـتـقـل خـود، از سـازمـان مـلل نـام بـرد. ايـن اعـلامـيـه مـرز مـشـخـصـى را بـراى اسـرائيـل در نظر نگرفته بود، اما آژانس يهود در پيامى به ترومن رييس جمهور وقت آمريكا در تـرغـيـب وى بـه شـنـاسـايـى رسـمـى اسـرائيـل اظـهـار داشـت كـه اعـلامـيـه ايـجـاد كـشـور اسـرائيـل در چـارچـوب مـرزهـايـى قـرار دارد كـه از سـوى مـجـمـع عـمـومـى سـازمـان ملل در قطعنامه 29 نوامبر 1947 تاءييد شده است.
عـلاوه بـر قـطعنامه 181، آژانس يهود در ادعاى خود نسبت به فلسطين به حق تعيين سرنوشت و مالكيت باستانى اين سرزمين اشاره مى كرد و يهوديان جديد را جانشين عبريان باستانى قلمداد مى كرد.
بـه دنـبـال ايـن مساءله غروب همان روز، چهار كشور عربى : مصر، سوريه، اردن و لبنان به دولت نـوظـهـور اسـرائيـل اعـلان جـنـگ دادنـد و ايـن اوليـن جـنـگ خـونـيـن اعـراب و اسرائيل بود.
در اعلاميه تشكيل اسرائيل فلسطينى ها كه مالك 97 از اراضى اين كشور بودند با قيد عبارت «جوامع موجود غير يهود» ناديده گرفته شدند. اين اعـلاميه باعث سرازير شدن غير قانونى يهوديان سراسر جهان به فلسطين شد واين امر مورد حمايت «ويلسون » رييس جمهوروقت امريكا قرار گرفت.
از سـوى ديـگـر نـفـرت شـديـد افـكـار عـمـومـى جـهـان از مـسـائل خـونـين فلسطين رژيم تازه متولد شده صهيونيست ها را در انزوا قرار داد؛ و اين رژيم را به سوى امريكا كه از اواخر دهه 1940 جايگزين استعمار پير بريتانيا شده بود نزديك كرد.
صـهـيـونـيـسـت هـاى مـقـيـم امـريـكـا، نـيـز فـعـاليـت هـاى خـود را تـشـديـد و بـر ضـرورت تـشـكيل دولت يهود تاءكيد كردند. با افزايش آزار و اذيت فلسطينيان خشم مردم جهان نيز عليه صـهـيـونـيـسـت هـا بـيـشـتـر شـد و در ايـن رابـطـه اغـلب اعـتـراض هـاى خـود را بـه سـازمـان مـلل مـنـعـكـس كـردنـد. پـيـش از ايـن يـعـنـى در 29 نـوامـبـر 1947، آمريكا و شوروى طى يكى از نادرترين توافقات خود طرح تجزيه خاك فلسطين را به دو بخش يهودى و عربى پياده كرده و از سـازمـان مـلل خواستند كه اين طرح را به دو بخش يهودى و عربى پياده كرده و از سازمان مـلل خـواسـتـنـد كـه ايـن طـرح را بـه تـصويب برساند؛ بدين معنى كه قيموميت انگليس در مورد فلسطين تا اول اوت 1948به پايان رسيده و اين كشور به دو بخش يهودى و عربى تقسيم و بيت المقدس نيز منطقه بين المللى اعلام شود.
تصويب طرح تجزيه خاك فلسطين در همان تاريخ خشم و نفرت جهان اسلام را بيش از پيش بر انگيخت و تظاهرات خونينى عليه آمريكا و شوروى به ويژه عليه صهيونيست ها در بيت المقدس ، يافا، حيفا و چند شهر ديگر فلسطين و كشورهاى اسلامى ديگر برپاشد.
در 8 دسـامـبـر 1947 جـامـعـه عـرب طـى نـشـسـتـى ضـمـن اعـتـراض بـه اقـدام خـائنـانه سازمان مـلل ، تـصـمـيـمـاتـى بـراى رويـارويـى بـا صـهـيـونـيـسـت هـا اتـخـاذ كـرد. در سـال 1948 جـنـگـنـده هـاى مـصـرى ابـتـدا تـل آويـو پـايـتـخـت اسـرائيـل را بـمـبـاران كـردنـد و نـيـروهـاى زرهـى لبـنـان از شمال ، سوريه و اردن از شرق و مصر از غرب به سوى فلسطين به راه افتادند.
در روزهـاى نخست نيروهاى اردن موفق به اشغال بخش عمده اى از بيت المقدس شدند شوراى امنيت كـه ادامـه جـنـگ را بـه ضـرر صـهـيـونـيـسـت هـا مـى ديـد در 2 ژوئن سال 1948 در حالى كه 19 روز از جنگ مى گذاشت خواستار آتش بس شد. صهيونيست ها بعد از ايـن آتـش بـس بـا حـمايت آمريكا و چكوسلواكى شروع به تجهيز قواى نظامى خود كردند، و در سـپـتـامـبـر هـمـان سـال يـعـنـى سـه مـاه بـعـد، آتـش بـس را نـقـض كـردنـد و در داخل فلسطين ، هاگانا «نيروى تهاجمى و تدافعى يهود» منطقه «عك»، جايى كه هزاران عرب از حـيـفـا و نـقـاط ديـگـر بـه آنـجـا پـنـاهـنـده شـده بـودنـد را بـه گـلوله بـسـت و بـه دنـبـال آن تـيـپ هـفتم هاگانا شهر «ناصره» را با درگيرى به تصرف خود در آورد و حملات خود را در خارج به سوى مواضع مصر آغاز كرد.
اعـراب در جـنـگ دوم بـه عـلت فـقـدان فـرماندهى واحد و عدم هماهنگى هاى لازم نتوانستند به طور مطلوب پايدارى كنند و در نتيجه جنگ اعراب و اسرائيل در شرايطى كه 6 هزار كيلومتر مربع از ارضـى بـه اشـغـال صـهـيـونـيـسـت هـا در آمـده بـود بـا مـيـانـجـيـگـرى سـازمـان ملل به پايان رسيد.
در بـهـار سـال 1949، اسرائيل موفقت نامه هاى جداگانه متاركه جنگ ، نه قراردادهاى صلح ، با مـصـر، لبـنـان ، ماوراء اردن و سوريه منعقد كرد. اما اين موافقت نامه ها پايدار نماند و حمله هاى اسـرائيـل هـر چـنـد وقـت يـكـبـار بـه قـسـمـتـى از ايـن كـشـورهـا صـورت مـى گـرفـت . در هـمـان سـال دولت اشغالگر حدود 400 شهر و روستاى عرب نشين فلسطين را تخريب و به جاى آنها جنگل مصنوعى ايجاد كرد.
به اين ترتيب در اين جنگ نزديك به يك ميليون ، فلسطينى آواره و به كشورهاى عربى منطقه پـنـاهنده شدند و هزاران نفر از سربازان طرفين كشته و زخمى شدند و صهيونيست ها توانستند بر 78 كـل خـاك فـلسـطـيـن مسلط شوند. از سوى ديگر مهاجرت يهوديان به فلسطين اشغالى افزايش يافت و در سال 1951 به اوج خود رسيد.
بـر اثـر جـنگ و همچنين ترور و كشتار فلسطينى ها و فرار آنان از سرزمين آبا و اجدادى مساءله آوراگـان فلسطين به وجود آمد و اين مساءله همچنان زمينه جنگ هاى بعدى يعنى 1956، 1967 و 1973 اعـراب و اسـرائيـل را فـراهـم آورد. آوراگـان فـلسـطـيـنـى با به وجود آوردن «سازمان آزاديـبخش فلسطين» (Liberation Palestin Organization) و چندين سازمان چريكى و دسـتـه هـاى مـخـفـى و شـبـه نـظـامـى از 1967 جـنـگـى سـخـت و بـى امـان را بـا اسـرئيـل ، چـه در داخـل خـاك آن جـه در سزمين هاى اشغالى و در سراسر جهان آغاز كردند و عليه صـهـيونيسم در جبهه هاى سياسى و نظامى به نبرد پرداختند. از اين رو، صهيونيسم كه در ميان هواداران عربى يهوديان جنبشى براى يافتن ميهنى براى يهود شمرده مى شود، از نظر اعراب و ملت هاى مسلمان و بخش عمده جهان (ساير ملل) مترادف با تجاوزگرى و امپرياليسم آن در منطقه خاورميانه به شمار مى آيد.
گـروه هـاى تندرو و متعصب يهوديان صهيونيست ، خواهان به وجود آوردن يك كشور يهودى از راه قـهـر و سـلطـه نـظـامـى هـستند كه با صطلاح «از نيل تا فرات» ادامه داشته باشد. از سوى ديـگـر در سـال هـاى اخـيـر در جـريـان مـذاكـرات بـاصـطـلاح صـلح در عـيـن حـال كـه فـلسـطينيان به ظاهر موفقيت هاى در زمينه خود مختارى دست يافته اند، از سوى ديگر تلاش غرب به ويژه امريكا به گونه اى است كه ملت فلسطين را به سوى ديگر تلاش غرب بـه ويـژه آمـريـكـا بـه گـونـه اى اسـت كـه مـلت فـلسـطـيـن را به سوى سازشى ذلت بار و همزيستى با دشمن سوق داده و مى دهد.


+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:41 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

پیرامون مطلب شماره 932 روزانه با عنوان "پاسخي به مطالب موهن كيهان عليه مرجعيت" :
مسئله، نظرات فقهی آقای صانعی نیست. که اختلاف آرای فقها، امری طبیعی است. مشکل آنجاست که برخی اصرار دارند که این نظرات را به امام نسبت دهند و آقای شریعتمداری هم اتفاقاً نوشته بودند که اگر چنین نبود، نوشتن یادداشت شان ضرورتی نداشت.
این طور نیست که برای قضاوت در مورد همه ی نظرات فقها، نیازمند دانش فقهی باشیم. آقای شریعتمداری خودشان در ابتدای مقاله‌شان نوشته بودند : "نگارنده فقيه نيست، بنابراين نبايد در مسائل فقهي اظهارنظر كند چه رسد به آن كه در اين عرصه با نظر و ديدگاه فقهي يك مجتهد فقيه به چالش برخيزد! اما، از سوي ديگر، نمي توان و نبايد همه نظرات و تمامي آنچه را كه يك فقيه بر زبان و قلم مي آورد، اظهارنظر فقهي تلقي كرد و چالش پيرامون آن را مستلزم آشنايي به مباني فقهي دانست".
این که نظر امام درست است یا نظر آقای صانعی، نیاز به دانش فقهی دارد. اما این که نظر آقای صانعی مبنی بر این که "حدود، تنها اختصاص به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام دارد"، در تضاد با نظرات امام (که در ادامه ذکر شده اند) است، و کسی حق ندارد آن را به امام نسبت دهد، فقط نیاز به دانستن زبان فارسی دارد، نه فقه.
"احكام اسلام محدود به زمان و مكان نيست و تا ابد باقي و لازم الاجراست. تنها براي زمان رسول اكرم(ص) نيامده تا پس از آن متروك شود و ديگر حدود و قصاص، يعني قانون جزاي اسلام اجرا نشود." (امام خمینی، ولایت فقیه، ص 29)
"اين توهم که اختيارات حکومتي رسول اکرم(ص) بيشتر از حضرت امير(ع) بود، يا اختيارات حکومتي حضرت امير(ع) بيش از فقيه است باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اکرم(ص) بيش از همه عالم است؛ و بعد از ايشان فضائل حضرت امير(ع) از همه بيشتر است؛ لکن زيادي فضائل معنوي اختيارات حکومتي را افزايش نمي دهد ...مثلاً يکي از اموري که فقيه متصدي ولايت آن است، اجراي حدود است. " (امام خمینی، ولایت فقیه، ص 22) DeleteReplyForwardSpamMove...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:40 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

از همان سه سال پیش که هیات وزرای دولت اصول گرا مشخص شد و آقای صفار هرندی وزیر فرهنگ و هنر مملکت شد و در نخستین فعالیت اداری اش بعنوان پیک نامه رسان وزرای دولت به چاه جمکران خدمت کردند ، بر هر عاقلی مشخص شد که اوضاع فرهنگ و هنر در این چهار سال ریاست جمهوری اصول گرایان به دست چه کسی و به چه عواقبی می افتد . اما دل خود را صابون زدیم که ایشان مدیر خوبی هستند و سابقه فرهنگی دارند که بعد فهمیدیم پشتوانه فرهنگی ایشان قلم زدن در روزنامه ای بوده که مربوط به دوران عصر حجر است و از طرفی سابقه ایشان برمیگردد به پاسدار بودن ایشان در سپاه .

مطالبي كه بالا خوانديد مقدمه دوست خوبمان احسان بهرام غفاري درباره وزير ارشاد دولت جمهوري اسلامي است.
حال به اين متن توجه كنيد:

از همان سه سال پيش كه اولين نوشته يكي از اعضاي گروه جرقه (همين مبين خودمان) را خواندم مشخص شد كه ايشان يك فرد معترض به همه كس و همه چيز و داراي افكار بسيار سياه است كه در هيچ جايي و هيچ چيزي نقطه روشني نمي بينند اما با خواندن چند مطلب انتقادي بجا و درست دل خود را صابون زديم كه نه بابا ايشان هم از انتقاد بجا چيزي سرش مي شود و فقط چشمش را نمي بندد و دهانش را باز كند. فقط حرف نمي زند و بعضي اوقات ممكن است راهكار را هم ارائه دهد و تنها به دنبال افكار غرب گرايانه و ضد انقلابي خود نيست هر چند كه به آينده آن با توجه به سابقه اش چندان اميد نيست.

اگر بخواهم كمي غيرمنصفانه و مثل احسان عزيز نقد كنم بايد در مقدمه نوشته ام درباره احسان اينگونه بنويسم اما در اين رابطه گفتني هايي است:
متاسفانه ما اصول نقد منصفانه را بلد نيستيم. وزير ارشاد هر كس كه مي خواهد باشد، چه اصولگرا و چه سوسولگرا و چه اصلاح طلب، وزير ارشاد است و هر كس بگويد كه اين وزير هيچ كاري نمي كند و فقط نشسته و براي خودش نوشابه باز مي كند و چاي مي خورد فقط خودش را خراب كرده است.
اينكه چرا نمي خواهيم ياد بگيريم كه بدون توهين به شخص و اشخاص انتقادات خود را مطرح كنيم و منصفانه نقاط ضعف را بگوئيم و البته از نقاط قوت غافل نشويم سوالي است كه من هنوز پاسخي براي آن نيافته ام.
طرف اين نوشته فقط احسان عزيز نيست كه همه كساني هستند كه زحمات افراد را چه چپ و چه راست، چه بالا و چه پائين با آب خورني بر باد مي هند.
بايد پذيرفت كه دولت قبل نقاط مثبتي داشته و نقاط ضعفي و دولت جديد هم همينطور. ياد بگيريم كه شخصيت هيچ كس را به بهانه انتقاد ترور نكنيم و زير سوال نبريم.
نوشته احسان عزيز درباره اسلام حرف دل بسياري از ماست كه من در ادامه آن مطلبي نوشته ام كه بزودي خواهيد خواند اما اين مطلب: نمايشگاه كتاب يا مستراح فرهنگي؟! واقعا موجب ناراحتي من شد. ممكن است برخي انتقادات صحيح باشد اما تشبيه فضاي فرهنگي كشور به مستراح كمي بي انصافي است.
يادم است زماني كه ليگ فوتبال ما حرفه اي شد همه مي گفتند: ما نمي توانيم يا ما با اروپايي ها خيلي فاصله داريم اما منصف نبودند كه ليگ هاي خارجي بعضا صد سال هم سابقه دارند و در سال اول نمي توان به مانند سال صدم آنها بود.
به هر تقدير ضمن تشكر از دوست عزيزم احسان بهرام غفاري از همه دوستان چه اصلاح طلب و چه اصولگرا درخواست مي كنم كه اگر نقدي را مي نويسند اول: در جهت تخريب اشخاص نقد نكنند و دوم: منصفانه نقد كنند.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:39 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

در سال 1999، مجله تایم در ویژه‌نامه‌ای 100 فرد تأثیرگذار قرن بیستم را انتخاب کرد. مسئولان این مجله از سال 2004 تصمیم گرفتند که به طور سالانه این کار را ادامه دهند و اشخاص تأثیرگذار هر سال را برگزینند. آنها تأکید کرده‌اند که همه افرادی که در لیست صدنفره آنها قرار می‌گیرد به جهت تأثیر مثبت انتخاب نمی‌شوند، بلکه در مواردی افرادی که با اعمال منفی خود، جهان را به عقب برده‌اند هم در لیست قرار می‌گیرند.
اپرا وینفری Oprah Winfrey، مجری مشهور برنامه‌های تلویزیونی آمریکایی و اجرا کننده یک «تاک شو»ی بارها تحسین‌شده، 6 بار در لیست تایم قرار گرفته و از این حیث رکورددار است، پس از او جورج بوش، هیلاری کلینتون، کوندیلوزا رایس، هو جینتائو، استیو جابز و بیل گیتس قرار دارند که 4 بار توسط کارشناسان تایم، انتخاب شده‌اند و در لیست قرار گرفته‌اند.
سعی می‌کنم در این پست و پست‌های بعدی، مختصری در مورد برخی از افراد
لیست صد نفره تایم در سال 2008 و دلیل انتخابشان بنویسم.

 Tinypic

اسکار پیستوریوس Oscar Pistorius: اسکار پیستوریوس، دونده 21 ساله معلول اهل آفریقای جنوبی یکی از کسانی است که در لیست صد نفره تایم قرار گرفته است. او دچار «فقدان مادرزادی استخوان نازک‌نی» بود، در این بیماری نوزاد به جای استخوان فیبولا فقط باندهای فیبری دارد. همین بیماری باعث شد که پاهای او در یک سالگی قطع شوند.
اما او با پاهای مصنوعی کربنی‌ و البته سعی و تلاش بی‌مانندش، آنقدر خوب می‌دوید و نتیجه می‌گرفت که رکوردهایش روز به روز به رکورد افراد سالم نزدیک‌تر می‌شد، تا جایی که تصمیم به شرکت در مسابقات انتخابی مقدماتی المپیک پکن و رقابت با افراد سالم را گرفت، اما مسئولان فدراسیون بین‌المللی ورزشکاران IAAF شرکت او را با پاهای مصنوعی غیرمنصفانه ارزیابی کردند و اظهار نظر کردند که او با این پاها بر ورزشکاران سالم، برتری پیدا می‌کند.

 Tinypic

بعضی‌ از ماها در همان زمان تولد یا به علت حوادثی دیگر، برتری‌ها بر دیگران پیدا می‌کنیم و این برتری‌ها به مانند هدیه‌هایی هستند که به ما داده می‌شوند. اما تنها سعی و تلاش، ساعت‌های متوالی تمرین، میل به پیروزی و بهترین شدن هستند که به این برتری‌ها معنی می‌دهند و در حقیقت روح اصلی رقابت و قهرمانی در همین‌ها مستتر است. پیستوریوس توانسته ناتوانی و معلولیت خود را به نقطه قوت و برتری خود تبدیل کند.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:38 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

سلام آقاي گنده!
اين نامه را از آنجا كه مي‌دانم فقط هيكل بزرگ كرده‌اي و سوادي نداري، و از آنجا كه بزرگترم گفته دشمنترين نسبت به من تو هستي، مي‌گذارم در سطل زباله تا دوباره كه خواستي بروي غذا بخوري و عكس خودت را ديدي بدهي يكي از اطرافيانت برايت بخواند.
شنيده‌ام با دوستانت مي‌خواهي امروز بشيني و 60 سالگي‌ات را جشن بگيري. ولي از آنجا كه شنيده‌ام و ديده‌ام كه اين آخرين بار است، گفتم براي سرگرمي هم كه شده اين نامه را برايت بنويسم. 60 سال عمر زيادي است. خصوصاً براي تو كه يك محله از دست كارهايت دربه‌در شده‌اند. هر روز به يكي گير مي‌دهي و يكي را اذيت مي‌كني. خصوصاً صاحب‌خانه‌ات كه نصف اسباب و وسايلش را شكستي و او هم مجبور شده آنها را بيرون ببرد. چهر‌ه‌ات آنقدر در اين شصت سال پير و چروكيده شده كه موهايت هيچ وقت مرتب نيست. چون خودت هم از قيافه‌ات مي‌ترسي تا جلوي آينه بروي و موهايت را مرتب كني. ولي برايم خيلي جالب است كه گاهي كارهاي بچه‌ها را مي‌كني. انگار عقل بچگي‌ات بزرگ نشده. مي‌روي و بچه‌ها را اذيت مي‌كني و به صورتشان چنگ مي‌اندازي و صدايشان را درمي‌آوري. روزي نيست كه صداي ترقه بازي‌ات نگذارد كه ما خواب راحت داشته باشيم. پدرم مي‌گويد تو فرزند نامشروعي هستي و به خاطر همين است كه هر دعوايي كه در محله مي‌شود يك پايش تو هستي. البته معناي نامشروع را نمي‌دانم ولي حتماً معناي بدي است كه چندبار براي پدرم هم خط و نشان كشيدي. هرچند جرات نكردي تا درخانه‌مان هم بيائي. دوستانت كه هرروز سركوچه باهاشان جمع مي‌شوي سركوچه و به رئيس شهر فحش مي‌دهي و نقاشي اطرافيانش را روي ديوار مسخره مي‌كشي. واقعاً خيلي پرو هستي. حيف كه آنقدر عمر نمي‌كني تا من بزرگ شوم و بيايم حسابت را كف دستت بگذارم واگر نه آنقدر سرت فرياد مي‌كشيدم و كتكت مي‌زدم تا مجبور شوي از خانه‌اي كه صاحب‌خانه‌اش را اذيت مي‌كني فرار بكني و ديگر به خانم‌ها و بچه‌هايي كه در آن خانه مي‌روند و مي‌آيند آزاري نرساني. شنيدم از پولي كه دزدي مي‌كني به كسي كه به زور شده پليس محله مي‌دهي تا كاري به كارت نداشته باشد. اينها را گفتم تا بگويم كه خيلي رو داري كه با آن دست‌هاي كثيفت مي‌خواهي در خانه‌اي كه به زور در آن هستي با رفقايت جشن بگيري. خانه‌اي كه به دروغ گفتي چون فاميلت را كشته شده پس بايد آنجا باشي. و آن رفقايي كه هميشه كت و شلوار مي‌پوشند ولي نمي‌دانم چرا حمام نمي‌روند تا هروقت از كنارشان رد مي‌شود بوي بد بدنشان حالمان را به هم نزند. شايد يك روز آنها هم مثل تو شوند. البته گاهي درخانه‌مان مي‌آيند و ما هم گاهي از مغازه آنها چيزي مي‌خريم ولي دليل نمي‌شود. البته از كنار مغازه‌شان كه رد مي‌شويم، پدرم دستم را محكم مي‌كشد و مجبورم مي‌كند سريع از آنجا رد بشويم، تا داخل مغازه را نگاه نكنم. پدرم مي‌گويد زشت است. البته گاهي كه اتفاقي نگاهمان داخل آنجا مي‌افتد خودمان خجالت مي‌كشيم و زود رد مي‌شويم. يكي از دوستانت كه اتفاقاً از فاميل‌هاي ما هم هست خيلي اعصاب پدرم را خرد كرده و دارد موهاي او را سفيد مي‌كند. با آنكه همسايه ديوار به ديوارمان است و ما مجبوريم زياد به ديدارشان برويم ولي گاهي به تو كمك مي‌كند و پيش بقيه فاميل آبروي خودش را مي‌برد. با اينكه... . اين نامه را نوشتم تا بگويم از تو خيلي بدم مي‌آيد و خيلي خوشحال هستم پارسال كه به آپارتماني كه يكي از فاميل‌هاي ما آنجا مي‌نشيند بدون اجازه رفتي و خرابكاري كردي، آن فاميلمان حالت را گرفت و تو هم گريه كردي و به قول پدرم فرار را بر قرار ترجيح دادي. باز هم پدرم مي‌گويد كه تو دشمن اصلي من هستي و از قول پدربزرگ خدابيامرز مي‌گويد كه بايد از بين بروي و نابود بشوي. البته من هم گاهي حواسم پرت مي‌شود و چيزهايي مي‌خرم مثل تلفن اسباب بازي كه بعد مي‌بينم جاي دست كثيفت روي آن است. بايد دقت بكنم.
باز هم صداي ترقه‌ي تو و گريه كودك و شيون مادر صاحب‌خانه‌ات بلند شد. من هم هروقت اينها را مي‌شنوم غمگين مي‌شوم، اعصابم خرد مي‌شود و نمي‌توانم كاري بكنم، ديگر چه برسد به اينكه برايت ادامه‏ي نامه‏ام را بنويسم. لابد رفته‌اي از صاحب خانه بي‌كس و تنهايت براي مراسم جشن تولدت چيزي بدزدي و براي ساكت نبودن مراسمت صداي بچه دوماهه آنها را دربياوري تا به جاي آهنگ در جشنت باشد.
الآن هم برادر بزرگم عصباني شده و دارد مي‌گويد تو مرده هستي و جشن تولد نبايد بگيري و مثل پدر و پدربزرگم مي‌گويد بالاخره به زودي صاحب شهر مي‌آيد و تو را از بين ما مي‌برد...

به اميد روزي كه ديگر صداي گريه بچه و مادري را نشنوم
دوستدار مرگ تو
بچه ايران

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:37 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

بر اساس این فیلمنامه اصلاح شده، علی سنتوری که یک نوازنده و آهنگساز معتاد است، پس از ورود به خانه پدری که در هنگام برپایی روضه مادرش می باشد، تحت تاثیر مواعظ روضه خوان قرار می گیرد و به جای جار و جنجال و طلب پول، در پای منبر ایشان می نشیند. او که به شدت تحت تاثیر سخنان واعظ قرار گرفته، سعی می کند که زندگی خود را اصلاح کند.
فیلم سینمایی "سنتوری" که اکران آن از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شده بود، سرانجام با اعمال اصلاحات مسئولان از سوی کارگردان مجوز اکران گرفت.
تهیه کننده فیلم سنتوری با اعلام این خبر به خبرنگار ما افزود: «سرانجام با تغییرات مختصری در فیلمنامه و فیلمبرداری برخی از صحنه های مشکل دار، فیلم سنتوری از وزارت ارشاد مجوز اکران گرفت و از هفته آینده در تمام سینماهای ایران به روی پرده خواهد رفت.»
فیلم سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی گلشیفته فراهانی و بهرام رادان پیش از این از وزارت ارشاد مجوز ساخت گرفته بود که پس از ساخت و اکران آن در جشنواره فیلم فجر، وزارت ارشاد مجوز آن را پس گرفت. بنابراین گزارش، سرانجام پس از کسب تکلیف نهایی سازندگان این فیلم، با اعمال نظر مستقیم صفارهرندی وزیر ارشاد، موارد مشکل دار در این فیلم مشخص شد و فیلمنامه اصلاح شده توسط فیلمنامه نویسان وزارت ارشاد (به سرپرستی جواد شمقدری) در اختیار داریوش مهرجویی قرار گرفت.
بر اساس این فیلمنامه اصلاح شده، علی سنتوری که یک نوازنده و آهنگساز معتاد است، پس از ورود به خانه پدری که در هنگام برپایی روضه مادرش می باشد، تحت تاثیر مواعظ روضه خوان قرار می گیرد و به جای جار و جنجال و طلب پول، در پای منبر ایشان می نشیند. او که به شدت تحت تاثیر سخنان واعظ قرار گرفته، سعی می کند که زندگی خود را اصلاح کند.
علی سنتوری سپس به خانه خود رفته و تمام لوازم لهو و لعب (سازهای) خود را می شکند و به این ترتیب جواز ورود به خانه مادری را می یابد. او سپس با شرکت مداوم در جلسات روضه موفق به ترک اعتیاد شده و پس از اندکی با یکی از دختران محجبه که بطور مداوم در روضه شرکت می کند (طاهره سادات خانم صبیه حاج مرتضی سیمانی)، ازدواج می کند.
او سپس در حجره پدرش حاج آقا بلورچی مشغول به کار می شود و پس از کسب شرایط لازم به عضویت حزب موتله اسلامی درآمده و سرانجام به توصیه یکی از اعضای بلندپایه این حزب به هنر والا و فاخر نوحه خوانی رو می آورد و در این راه به موفقیت های شایانی می رسد.
بنابراین گزارش، داریوش مهرجویی برای نسخه اصلاح شده "سنتوری" از بازی کسانی چون صادق آهنگران، حبیب الله عسکراولادی مسلمان، محسن قرائتی و فاطمه رجبی (در نقش مادر علی) استفاده کرده است. همچنین به جای نسخه ای از روزنامه شرق، حاجی بلورچی نسخه ای از روزنامه کیهان را در سکانس مربوطه در دست می گیرد.
هنوز برای این فیلم ارشاد شده نامی در نظر گرفته نشده است ولی تغییر نام آن قطعی بوده و احتمالا از میان نام های "نوحه خوان"، "مداح"، "عاقبت سوء موسیقی" و "طوفان شن 2" یکی برای جایگزینی با نام سنتوری انتخاب می شود.
همچنین به احتمال قوی از صدای مداح و ژیمناستیک کار معروف، عبدالرضا هلالی به جای صدای محسن چاووشی استفاده شده و رادان بر روی صدای وی لب خواهد زد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:36 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

* عملیات پلیسی همیشه حتما به کلوب استریپ‌تیز کشیده میشه.
* هر شماره تلفنی با 555 شروع میشه.
* تختخوابها یک روکش مخصوص با فرم L دارند که خانمها رو تا سینه بپوشونه و آقایون رو از کمر به پایین.
* در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه.
* هر کس میتونه یه هواپیمای در حال پرواز رو به زمین بنشونه، به شرط اینکه یک نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضیح بده.
* ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
* ل وله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمنا میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد.
* اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب اضافه همراه داره.
* برای زنده موندن در هر جنگی کافیه که آدم از نشون دادن عکس عزیزانش به این و اون پرهیز کنه.
* هر کسی میتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با ملیت خاصی معرفی کنه، به شرط این که کمی لهجه داشته باشه.
* اگه یه هیولا یا یک فاجعه، شهری رو تهدید کنه، همیشه تنها فکر و ذکر شهردار کم شدن توریستها یا بازدیدکنندگان یک نمایشگاهه.
* اگه خانمی با موهای بلند بخواد از کسی جدا بشه و خداحافظی کنه یه دفعه باد میاد.
* کلا تعداد خانمهای مو بلند و خوشگل و خوش هیکل میره بالا. از نظافتچی گرفته تا منشی و مدیر کل همه میتونند در مسابقه دختر شایسته، بالاترین مقامها رو به دست بیارند. ولی قیافه و هیکل آقایون تغییر زیادی نمیکنه.
* برج ایفل ازهر نقطه شهر پاریس قابل دیدنه.
* مردها بدون این که خم به ابرو بیارند تا جون دارند کتک میخورند، اما همین که زنی با پنبه و الکل زخمهاشون رو تمیز میکنه دادشون درمیاد.
* ویترین مغازه‌ها فقط به درد این میخوره که یکی با کله یا ماشین از وسطشون رد بشه.
* برای پرداخت کرایه تاکسی کافیه که یه اسکناس از کیف پول بیرون کشیده بشه. همیشه مبلغش صحیحه.
* تولید مثل با هر موجودی در کهکشان ممکنه.
* آشپزخونه‌ها خودشون هیچوقت چراغ ندارند. با نور چراغ یخچال میشه همه چیز رو دید.
* هر وقت توخونه‌ای خطری، روحی، هیولایی، چیزی باشه، خانم صاحبخونه حتما با لباس زیر بدن نما باید بره ببینه چه خبره.
* کامپیوترها هیچ سیستم یا برنامه خاصی ندارند. روی صفحه مونیتور همیشه فقط نوشته enter password و بعد از نوشتن کلمه رمز متن مورد نظر رو نشون میده.
* مادرها همیشه در حال آشپزی هستند. مهم نیست که آخر کسی چیزی بخوره یا نه.
* روسای پلیس همیشه یا بهترین همکارشون رو اخراج میکنند، یا بهش چهل و هشت ساعت وقت میدند که پرونده رو ببنده.
* شعله یه چوب کبریت بزرگترین سالنها رو روشن میکنه، ولی قویترین نورافکن هالوژن اون گوشه رو که مهمتر از همه است تاریک میذاره.
* دندونهای دهاتیهای قرون وسطی مثل برف سفید و مرتب هستند.
* هر کس کابوس میبینه باید از جاش بپره و نفس نفس بزنه و خیس عرق بشه.
* حتی اگه جاده صاف و مستقیم باشه باید راننده عین دیوونه‌ها فرمون رو به چپ و راست بچرخونه.
* همه بمبها یک عالم سیم و چراغهای قرمز چشمک‌زن دارند و یه ساعت دیجیتال که نشون میده کی میرن هوا.
* هر جا بری جلوی ساختمون مورد نظر یه جای پارک پیدا میشه.
* پلیسها فقط موقعی موفقند که اخراج شده‌اند.
* اگه کسی وسط خیابون برقصه همه همراهی میکنند، اونهم با هماهنگی کامل.
* هر کامپیوتری میتونه رابطه موجودات فضایی با سفینه شون رو مخدوش کنه یا رمز ورودشون رو پیدا کنه.
* مهم نیست که چند نفر به یکی حمله میکنند، با اینحال همیشه یکی یکی میان جلو.
* هر وقت به اره‌برقی احتیاج پیدا کنی یکی دم دستته.
* هر دری رو میشه با یک سنجاق سر یا کارت اعتباری باز کرد، مگه اینکه مال یه ساختمون در حال سوختن باشه و بخوای یه بچه‌رو که اون تو گیر کرده نجات بدی.
* هر وقت تلویزیون رو روشن کنی داره اخبار نشون میده. یکی از خبرها هم همیشه مربوط به خودته.
* زنها بلد نیستند دو قدم بدوند. همیشه میخورند زمین و مچ پاشون ضرب میبینه.
* اسبها در برابر نیزه و گلوله و توپ و تانک روئین تن هستند، ولی در حساسترین لحظه پاشون به یه مشت علف گیر میکنه و میخورند زمین (اگه سوارکار زن باشه مچ پاش ضرب میبینه).
* گلوله به سوپرمن اثری نداره، ولی اگه خود هفت‌تیر رو به طرفش پرت کنی سرش رو میدزده.
* هر ماشینی به راحتی تو هر گاراژی جا میگیره.
* سفینه‌های فضایی توالت ندارند.
* مسافرین دهاتی ساده لوح و مهربون که تنها یه آرزوی ساده دارند، مثلا دیدن مجسمه آزادی نیویورک، بعد از نیم ساعت میمیرند.
* بچه‌های با استعداد همیشه دارای والدین الکلی یا سنگدل هستند.
* هیچ ماشینی تو جنگلهای تاریک و ترسناک به موقع روشن نمیشه.
* اگه یه ماشین بخواد کسی رو زیر کنه طرف به جای به کنار پریدن مستقیم جلوی ماشین میدوه.
* ضمنا حتی بهترین و سریعترین ماشین نمیتونه بهش برسه و زیرش کنه.
* هر موجود فضایی که میاد به زمین همیشه اول میره آمریکا و اول از همه بیس بال یاد میگیره.
* هر ماشینی که تصادف میکنه بلافاصله منفجر میشه.
* البته اگه راننده‌اش آدم خوبی باشه ماشینه اول صبر میکنه تا طرف پیاده بشه و چند متر بره اونورتر، بعد منفجر میشه.
* اگه در حال فرار باشی گلوله‌ها ماشین رو آبکش میکنند و شیشه جلو و عقب خورد و خاکشیر میشن ولی دریغ از یک گلوله که به سرنشینها بخوره.
* اگه آدم بدی خودش رو عوض کنه و توبه کنه بی برو برگرد به زودی میمیره.
* آدمهای بد همیشه بازنده هستند

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:35 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

بسم الله الواحد
صلي الله علي محمد و اله الطاهرين و اصحابه المنتجبين
برخي از دوستان تسنن ما در روزانه كمي از بنده انتقاد كرده و عنوان داشته‌اند كه مقالات من منجر به اختلافاتي ميان مذاهب مسلمان مي‌شود! در صورتي كه بنده قصدم فعاليت در راستاي تقريب مذاهب است و نه تبعيد آن‌ها. حال شايد در اين ميان سوء برداشتي از صحبت‌هاي ما شده است. مساله اين است كه اصولا ما شيعيان از آن جايي كه مظلوم واقع شده‌ايم و توسط برخي گروه‌هاي افراطي مانند وهابيت و سلفي‌ها مشرك شمرده مي‌شويم، براي تقريب مذاهب تنها سعي‌مان اين است كه ثابت كنيم ايها المسلمون! والله ما مشرك نيستيم! يعني مظلوميت پيروان علي بن ابي‌طالب (ع) امروز به جايي رسيده كه تنها بايد به دنبال اثبات مشكر نبودن خود باشند! به همين دليل است كه ما نسبت به كساني كه اين نسبت‌هاي ناروا را به شيعه مي‌دهند، بسيار تند موضع مي‌گيريم و آن‌ها را نه تنها متعق به اهل تسنن نمي‌دانيم، بلكه اصولا مسلمان نمي‌دانيم. به عنوان نمونه به خلاصه دو خبر در اين زمينه توجه كنيد:
خبر اول، 28/4/86: فتواي علماي سعودي براي انهدام ضريح مطهر سيدالشهداء (ع) و زينب كبري (س)
به نقل از بازتاب سايت عراقي «نهرين» از فتواي برخي مفتيان سعودي براي انهدام ضريح مبارک امام حسين (ع) و زينب کبري (س) خبر داد. اين سايت با اشاره به شادي برخي گروه‌هاي سلفي از دو تعرض پياپي به حرم عسکريين (ع) نوشت: به تازگي شهرهاي عربستان سعودي شاهد نسخه‌هايي از فتاواي علماي وهابي و توزيع آن‌ها بوده‌اند که خواستار انهدام ضريح‌ها و قبور شده و از آن‌ها به عنوان نشانه شرک و بت‌پرستي ياد کرده‌اند!
خبر دوم 18/7/86: کشتار شيعيان، قربتا الي الله!
به نقل از فردا، سلمان بن عبدالعزيز امير منطقه رياض در همايشي ضد شيعي با عنوان «مملکت ما ... وحدت ما» که با حضور اميران برخي از مناطق عربستان، چهره هاي سياسي و مفتيان سلفي از جمله صالح الفوزان، عبدالله بن جبرين، ناصرالعمر و برخي از چهره‌هاي مشهور ضد شيعي ديگر برگزار شد، شركت كرد. در اين همايش سخنرانان به جاي دعوت به وحدت در جهان اسلام، حاضران را به دوري و حتي قتل مسلماناني که انديشه سلفي را نمي پسندند ترغيب کردند! در اين همايش يكي از سخن‌رانان خواستار دوري از شيعيان شد و پيروان مذهب شيعه را خطر اصلي براي عربستان دانست و از هيئت حاکمه عربستان خواست شيعيان عربستان را به اسلام (انديشه سلفي) دعوت کنند و در صورتي که نپذيرفتند آنان را براي پذيرش انديشه سلفي مجبور نمايند! ديگري خواستار دشمني با شيعيان و اهانت و تحقير آنان شد و گفت نبايد به شيعيان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند، بايد با آنان برخورد شديد داشت! نفر بعدي گفت بايد قربة الي الله! با فرزندان شيعه در دانشگاه‌ها سختگيري کرد و در صورت لزوم حتي کشتار شيعيان واجب است!! ...
يكي از آخوندهاي گمراه وهابي در همين سال‌هاي اخير بود كه در مكه مكرمه به يكي از روحانيون ما گفت:
اِنَّ الْمُشْرِكينَ خَيْرٌ مِنْ شيعَه، اَنْتُمْ نَجِس، فَلاتَقْرَبوا مَسْجِدَ الْحَرام
به درستي كه مشركين از شيعه بهترند. شما نجس هستيد. پس به مسجدالحرام نزديك نشويد (اشاره به آيه 28 سوره توبه كه اين دستور را به مسلمانان در مقابل مشركين مي‌دهد.)
و يا يك سلفي مي‌گفت در زمان پيامبر نيز كساني بودند كه بت‌ها را شفيع خود مي‌دانستند، امروز نيز شيعه امامان خود را شفيع خود مي‌داند و نستجير بالله امامان معصوم (ع) و اولاد پيامبر (ص) را با بت مقايسه مي‌كند.
حال خودتان قضاوت كنيد! آيا شيعه علي بن ابي‌طالب (ع) چيزي است كه اين از خدا بي‌خبران مي‌گويند؟! مسلم است كه ما در برابر كساني كه چنين اعتقادي نسبت به ما داشته باشند، شديدا موضع مي‌گيريم. اما مساله اين است كه خود اهل سنت واقعي نيز از اين گروه‌ها برائت مي‌جويند. دوست اهل سنت عزيزي در پيامي مي‌گفت «خواهش مي‌كنم حساب وهابيت را از تسسن جدا بدانيد، همان‌گونه كه حساب بهاييت از تشيع جدا است.» با توجه به اختلاف عميق شيعه و بهاييت كه شيعه اصولا فرقه گمراه بهاييت را مسلمان نمي‌داند چه رسد به شيعه، فهميديم كه دوستان اهل سنت ما نيز به همين اندازه از وهابيت فاصله دارند و اين باعث خوشحالي و افتخار ما است كه برادران ما به حمايت از ما بلند شوند. براي اطلاعات علمي در اين زمينه مي‌توانيد به كتاب «خوارج سلفي و وهابي را بهتر بشناسيم» نوشته عبدالله عبدالعزيز هرتلي دانشمند اهل سنت مراجعه كنيد.
پس اگر كسي از موضع‌گيري‌هاي ما در مقابل فاسقين وهابي و سلفي ناراحت مي‌شود، بگذار بشود، زيرا ما چگونه مي‌توانيم با كسي كه ما را مشرك مي‌داند و خود را مسلمان! تقريب پيدا كنيم؟! مسلمين بايد از مشركين مطابق با دستور قرآن برائت بجويند، چگونه مي‌توانند با هم متحد شوند؟!
اما در مورد برادران محترم اهل سنت بحث فرق مي‌كند. در يكي از اين سال‌هاي اخير بود كه يكي از علماي اهل كشور مراكش در مباحثه با يكي از روحانيون ما در مكه مكرمه از او پرسيد نظر شما در مورد صحابه چيست؟ پاسخ داد: «به نظر ما آن‌ها از ياران پيغمبر (ص) بوده‌اند، در جنگ‌هاي زيادي شركت كرده‌اند و خدمات زيادي به اسلام كرده‌اند؛ اما خب، اشتباهاتي نيز داشته‌اند.» در ادامه پرسيد و نظر شما در مورد علي چيست؟ پاسخ داد «علي بن ابي‌طالب افضل الصحابه (با فضيلت‌ترين يار)، اعلم الصحابه (عالم‌ترين يار)، اشجع الصحابه (شجاع‌ترين يار)، اسبق الصحابه بالايمان (اولين ياري كه به پيامبر (ص) ايمان آورد)، ...» و عالم مراكشي گفت «والله نظر ما نيز همين است و اختلاف زيادي وجود ندارد.»
در مورد مكتب اهل بيت (ع) نيز خوشبختانه در اين مدت اخير اهل سنت واقعي و علماي آن‌ها ارادت خود را به فرزندان پيامبر (ص) نشان داده‌اند كه اين مطلب در سخنراني‌هاي آن‌ها مانند سخنراني‌هاي شيخ الاسلام دكتر يوسف القرضاوي و حمايت از كشور ايران در برابر غرب و دست‌يابي به انرژي هسته‌اي، شركت آن‌ها در مراسم عزاي اهل بيت به خصوص امام حسين (ع)، ديدارهاي مكرر آن‌ها با علماي شيعه مانند ديدار با آيات عظام مكارم شيرازي، سيستاني، ...، شركت مداوم در مجالس انجمن تقريب مذاهب و اصرار بر برپايي آن‌ها، استقبال و درخواست براي بازسازي هر چه سريع‌تر حرمين عسكريين (ع)، تشرف به زيارت امام حسين (ع) در كربلا و درخواست از علماي شيعه براي بازديد از شهرهاي اهل سنت، توزيع و نشر آزادانه كتب اهل سنت در ايران و اختصاص غرفه‌هاي متعدد در نمايشگاه‌هاي كتاب به انتشارات آن‌ها و موارد ديگر، به خوبي ديده مي‌شود. نشست‌هاي موفقيت‌آميز دو كشور ايران و مصر به عنوان قطب‌هاي جهان تشيع و تسنن و توافق براي ايجاد رشته دانشگاهي شيعه در مصر و تاسيس شعبه‌اي از دانشگاه جامع الازهر در ايران نيز در صورتي كه افراطيون مانع نشوند، گام موثر ديگري در جهت تقريب مذاهب خواهد بود و اصولا اين‌گونه مراوادات و مباحثات و مناظرات و گفتگوها بين طرفين به تقريب مي‌انجامد، نه تبعيد. ما نيز اگر مطلبي را در اين زمينه بيان مي‌كنيم، بدون شك هر جا موضع‌گيري بوده منظور مفسدين وهابي و سلفي بوده كه البته در جهان اسلام اقليت ناچيزي هستند و هر جا صحبت از مباحثه و گفتگو بوده بدون شك در جهت آشنايي هر چه بيشتر دو مذهب با يكديگر و تقريب آن‌ها بوده است. همان‌گونه كه يكي ديگر از خوانندگان اهل سنت مجله در ارتباطي كه با ايشان داشتم از مباحثه اين چنيني بين مذاهب استقبال كرده بودند. پس شيعه بدون شك با اهل سنت واقعي نه تنها مشكلي ندارد، بلكه آن‌ها را از خود مي‌داند و باور دارد كه آن‌ها به شيعيان بسيار نزديك‌ترند تا به تندرويان وهابي و سلفي.
اللّهُمَّ قَرِّبْ مَذاهِبَ الْاِسْلامِ مِنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقيمِ وَ اَصْلِحْ بَيْنَهُمْ
در ضمن يكي از نويسندگان گروه مي‌گفت چرا به اهل سنت مي‌گويي اهل حُقه؟! در صورتي كه اولا ما اين لقب را به شيعه داديم نه سني و ثانيا گفتيم حَقه و نه حُقه. و اين به معني حق و حقيقت بودن است، نه دروغ و كلك. ظاهرا از اين پس بايد در نوشته‌هاي خود اعراب نيز بگذاريم تا برخي بتوانند بخوانند!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:34 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

INTERVIEW WITH GOD

I dreamed , I had an interview with god.
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم .

God asked?
خدا گفت :

So you would like to interview me !
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time.
گفتم اگر وقت داشته باشيد.

God smiled ,
خدا لبخند زد.

My time is eternity.
وقت من ابدي است.

What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟

What surprises you most about human kind ?
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

God answered :
خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood .
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،

They rush to grow up and then ,
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again .
حسرت دوران کودکي را مي خورند.

That they lose their health to make money .
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،

and then ,
و بعد

lose their money to restore their health .
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.

That by thinking anxiously about the future,
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present ,
، زمان حال را فراموش مي کنند.

such that they live in nether the present ,
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند ،

And not the future .
نه در آينده

That they live as if they will never die ,
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived .
وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while .
و مدتي هر دو ساکت مانديم.

And then I asked :
بعد پرسيدم

As the creator of people ,
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn?
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied , with a smile ,
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them .
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود
كرد

but they can do is let themselves be loved.
اما مي توان محبوب ديگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others.
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most,
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

but is one who needs the least.
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open
profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

, and it takes many years to heal them.
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

To learn to forgive by practicing for giveness .
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly.
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show
their feelings.
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same
thing,
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently.
اما آن را متفاوت ببينند.

To learn that it is not always enough that they be
forgiven by others.
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves.
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 4:34 قبل از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

دعوت به همکاري در کانال ....

با سلام به همه شما دوستان عزيز، مخاطبان گرامي محمد نیوز

سيني از کارگردانان و تهيه کنندگان پرکار و خوش فکر برنامه هاي سياسي کانال پنج تهران، بيش از يک سال هست که عضو گروه (مبين) و از مخاطبان مجله روزانه هستند. ديروز يک اطلاعيه دعوت به همکاري و نيز اطلاعيه يک مسابقه  را برايم ارسال کرده بودند که بدون هيچ توضيح ديگري، هر دو را عينا در زير قرار مي دهم:

 

* دعوت به همکاری
برنامه تلویزیونی مرزهای سیاست شبکه تهران، جهت تکمیل کادر برنامه‌سازی خود از میان نفرات بااستعداد و علاقه‌مندان به تولید برنامه‌های تلویزیونی خصوصاً مرتبط با رشته‌های علوم سیاسی، سینمایی، کامپیوتر، زبان خارجی، اینترنت، هنر، گرافیک (آشنا به علوم سیاسی) دعوت به همکاری می‌نماید.

زمینه‌های موردنیاز:
1- گزارشگر تلویزیونی، مسلط به علوم سیاسی و مباحث روز (حوزه بین‌الملل)
2- گرافیست
3- انیماتور دوبعدی و سه‌بعدی
4- مشاور هنری آشنا به مسائل زیبایی‌شناسی تصویر و تدوین
5- مترجم زبانهای انگلیسی، عربی (فرانسه و روسی نیز جهت تکمیل بانک اطلاعاتی)
6- مجری مسلط برای اجرای بخش طنز در برنامه
7- طنزنویس آشنا به مسائل سیاسی حوزه بین‌الملل
8- تسلط بر جستجو در اینترنت، آشنا به زبان انگلیسی و علوم سیاسی حوزه بین‌الملل
علاقه‌مندان می‌توانند مشخصات خود را به همراه سوابق تحصیلی و تجربیات یا نمونه کار به آدرس پست الکترونیکی
m175h@yahoo.com ارسال نمایند.
ویدئوی برنامه در وبلاگ
politicborders.blogfa.com جهت نمایش موجود می‌باشد. (برنامه مرزهای سیاست، شبکه تهران، جمعه‌ها، ساعت 16)


* مسابقه
برنامه تلویزیونی مرزهای سیاست شبکه تهران، برای تغییر و ارتقای سطح کیفی و شکلی سری جدید برنامه از علاقه‌مندان دعوت می کند طرحها / پیشنهادها / نظرها و انتقادهای خود را برای ما ارسال نمایند. به بهترین طرحها / نظرها و انتقادهایی که اجرایی باشند و در طرح جدید برنامه مورد استفاده قرار گیرند جوایز یک عدد ربع سکه بهار آزادی اهدا خواهد شد. درضمن درصورت تمایل و توانایی، مجری طرح می‌تواند شخص پیشنهاددهنده باشد. علاقه‌مندان می‌توانند طرح خود را به همراه سوابق تحصیلی و تجربیات یا نمونه کار به آدرس پست الکترونیکی
m175h@yahoo.com ارسال نمایند.
ویدئوی برنامه در وبلاگ
politicborders.blogfa.com جهت نمایش موجود می‌باشد. (برنامه مرزهای سیاست، شبکه تهران، جمعه‌ها، ساعت 16)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

آب و هوا

تهران

18
28

اهواز

27
42

تبريز

9
22

شيراز

17
32

مشهد

16
31

بندرعباس

26
38

کرمان

14
31

اصفهان

14
29

يزد

21
33

کرمانشاه

11
29

اراک

13
26

رشت

14
19

دبی

30
38


 

نرخ  ارز، سکه و طلا در بازار آزاد

1435 تومان
931 تومان
1815 تومان
895 تومان
250 تومان
254 تومان

يورو اروپا:
دلار آمريکا:
پوند انگليس:
يکصد ين ژاپن:
ريال عربستان:
درهم امارات:

237000 تومان
103500 تومان
52500 تومان
205000 تومان

يک بهار آزادی:
نيم بهار آزادی:
ربع بهار آزادی:
طرح جديد:


 

اوقات شرعی (به افق تهران)

اذان ظهر : 13:01

اذان مغرب : 20:22

اذان صبح فردا : 4:20

طلوع آفتاب فردا : 6:01

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

استيضاح وزير بازرگاني به تعويق افتاد

يكي از طراحان استيضاح وزير بازرگاني گفت: استيضاح آقاي ميركاظمي يك هفته به تعويق افتاد و در نهايت اين استيضاح در مجلس هفتم انجام خواهد شد.
الياس نادران نماينده تهران در مجلس در گفت‌‌وگو با فارس با بيان اينكه تعدادي از طراحان استيضاح امشب به مدت سه ساعت با مسعود ميركاظمي وزير بازرگاني در محل هيئت رئيسه مجلس جلسه داشتند گفت: طراحان استيضاح سؤالات و محورهاي استيضاح را با وزير بازرگاني مطرح كردند كه پاسخ‌هاي وزير در بسياري از موارد قانع‌كننده نبود.
وي افزود: به دليل اشتباه هيئت رئيسه مجلس در چاپ اسامي كل استيضاح‌كنندگان و از آنجا كه تعدادي از افراد امضاي خود را پس گرفتند، قرار شد تا متن استيضاح با تعداد بيشتري از امضاها فردا مجدداً تقديم هيئت رئيسه مجلس شود و پس از آن نيز در جلسه فردا اعلام وصول خواهد شد.
عضو فراكسيون اكثريت مجلس تأكيد كرد: استيضاح مسعود ميركاظمي وزير بازرگاني با يك هفته تأخير انجام خواهد شد و اين استيضاح تا قبل از پايان عمر مجلس هفتم در دستور كار مجلس قرار خواهد گرفت.
استيضاح وزير بازرگاني هفته پيش با 26 امضا تقديم هيئت رئيسه مجلس شد. پس از آن تعدادي از نمايندگان امضاهاي خود را پس گرفتند و در نهايت قرار شد كه تا اين استيضاح در دستور كار صبح فرداي مجلس قرار گيرد.
محمدرضا باهنر نائب رئيس اول مجلس در پايان جلسه علني امروز سه‌شنبه مجلس اعلام كرده بود كه اگر اتفاق خاصي نيفتد طرح استيضاح وزير بازرگاني در دستور كار فردا چهارشنبه مجلس قرار مي‌گيرد.

«مرد هزار چهره»


به کشورهاي حاشيه خليج فارس رفت

در حالي که کمتر از دو ماه از پخش سريال مهران مديري از تلويزيون مي گذرد، اخبار رسيده از حاشيه جنوبي خليج فارس حاکي از آن است که «مرد هزارچهره» به کشورهاي اين منطقه رسيده است. به گزارش ايسنا، اين سريال با عنوان « آقاي شصتچي» با زيرنويس عربي براي ساکنان آن سوي خليج فارس و در کشورهاي کويت، قطر، بحرين و امارات متحده عربي ترجمه شده است. اين گزارش مي افزايد؛ در کويت و امارات بيش از چهار هزار نسخه از اين سريال ايراني که دوماه پيش از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد تا هفته گذشته به فروش رفته است. از قطر و بحرين نيز خبر مي رسد اين سريال ساخته مهران مديري با استقبال خوبي در اين کشورها روبه رو شده است. مصطفي شهروند بحريني که اين سريال را از طريق ماهواره قبلاً ديده است در همين رابطه مي گويد؛ با اينکه اين سريال را ديده بودم اما با تهيه سي دي آن دوباره آن را با خانواده مي ديدم و مي خنديدم. وي گفت؛ بسياري از شهروندان بحريني و قطري دوست دارند اين سريال و ديگر فيلم و سريال هاي ايراني را به زبان فارسي بشنوند. در همين حال از اين کشورها خبر مي رسد سريال ايراني «وفا» ساخته محمدحسين لطيفي نيز که مضموني ضدصهيونيستي دارد در امارات متحده عربي با زيرنويس فارسي به فروش مي رسد و اين درحالي است که سي دي اين سريال در کويت با ممنوعيت پخش روبه رو شده است. به گزارش ايسنا ، در بازار فروش فيلم ها و سريال هاي ايراني در کشورهاي خليج فارس استقبال از انيميشن هاي راهنمايي و رانندگي ايران موسوم به «داود خطر» و «سيا» هنوز به چشم مي خورد به ويژه اينکه اين انيميشن هاي کوتاه با زبان عربي در اين کشورها توزيع مي شود. در کشورهاي عربي خليج فارس سيا و هوتن را «جاسم» و «سالم» نام گذاشته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

                   تاريخ علم كلام و مذاهب اسلامی

عموماً، محققين پيدايش علمی به نام كلام را نتيجه ی تحولات فكری و فرهنگی نيمه ی دوم قرن اول هجری و اوائل قرن دوم هجری می دانند.
حتی برخی معتقدند. كه نقطه ی شروع اين علم را بايد در قرن سوم و چهارم هجری جستجو كرد. عليرغم همه ی اين اظهار نظرها اين واقعيت را نمی توان ناديده گرفت كه هر چند علمی به نام كلام در اواخر سده ی اول يا اوائل سده ی دوم هجری شكل گرفته است، اما مباحثی كه در اين علم مطرح است به اشكال مختلف قبل از پيدايش اين علم وجود داشته و مطرح بوده است.
علم کلام اسلامی چیست و چگونه به وجود آمده است؟ علل و عوامل شکل گیری این علم در میان مسلمانان چه بوده است؟ نقش و جایگاه امامت در رشد مباحث کلامی تا چه اندازه ای است؟ و ...
نوشتار حاضر در صدد است تا پاسخ هایی برای این پرسش ها بیابد.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● مقدمه
كلام يعنی چه و منظور از علم كلام چيست؟
وجوه تسميه ی علم كلام

● تاريخ تحول و تطور علم كلام
پيدايش علم كلام در اسلام
پيدايش علم كلام در اسلام معلول چه عواملی است؟
سقيفه ی بنی ساعده نقطه شروع اختلافات مسلمين
تفرقات مسلمين و وضعيت مباحث كلامی در دوره ی خلفای راشدين.

● نقش امامت و رهبری در ايجاد اختلاف و رشد مباحث كلامی
1ـ وجوب نصب امام
2ـ جواز امامت مفضول با وجود افضل
3ـ عصمت
4ـ اصل و نسب در مسئله امامت
5 ـ قيام
6ـ روش تعيين امام

● مرتكب كبيره كافر است يا مؤمن


دانلود کتاب:


لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)

براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

عمل و عكس‌العمل!!

بني آدم اعـضـــاي يكديگــرند"
كه برخي از آنها به باقي سرند!

كمي از پزشكان از آن دسته‌اند
كه به كسب قدرت كمر بسته‌اند

"چو عضوي به درد آورد روزگار"
در آرنــــد از روزگـــارش دمـــــار!

پس از حال و احوال با دردمند
رقم‌ هاي بالا طلب مي ‌كنند!

مريضي اگر سرفه بنمود سخت
به تجويز ايشان ضروريست تخت-

- بخوابد شبي توي دارالشفا
دو ميليون بسُلفد بـــراي دوا !

به سركيسه كردن شدند اوستاد
بدا! آنكه كارش به ايشان فـتاد

اگر مشكلي بود، حل مي‌كنند
به هر نحو باشد، عمل مي‌كنند

و گر مشكلي حل شود با دوا
"عمل" مي‌كنندش در آن راستا!

به قدري بيايد به اعضا فشار
" كه عضو دگـــر را نماند قرار" !

شود مستمند او به انواع وام
به پايان رسيد اين سخن، والسلام!

...

لــذا ، اي مدير عامل بانكِ ما!
سر كيسه‌ي وام را شُل نما!

اگر شل نكردي سرش را كمي
"نشايد كه نامت نهند آدمي"!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

يهود چگونه به ايران آمد؟


سوال:

يهود چگونه و چه زماني به ايران آمده اند و با زرتشتيان چه رابطه‌اي برقرار كردند؟
 

پاسخ:

در رابطه با تاريخ ورود يهود به ايران با بررسي آثار باستاني به جاي مانده از يهوديان مي‌توان رد پاي آنان را در استر آباد گرگان و دره موسي در انتهاي تپه‌هاي آب علي، دهكده گيلعاد دماوند و ده‌ها، قصبه و جايگاه‌هاي ديگر كه با نام مسجد سليمان، بارگاه سليمان، تخت سليمان، دكان داوود، مقبره دانيال، مقبره استر و مردخاي و ديگر نام‌هاي موجود در كشور، پي‌ گرفت كه اينها دلالت بر گستردگي وجود اين قوم در ايران داشته است.
آن چه مسلّم است اين كه مهاجرت اين قوم به ايران در عهد باستان و در قبل از ميلاد مسيح بوده و آن هم سه بار، و تقريباً تمام مهاجرت‌ها اجباري و توسط حكومت‌هاي منطقه بين النهرين بوده است.
اولين كوچ اجباري اين قوم در بين سال‌هاي 741 تا 749 قبل از ميلاد، در روزگار حكومت تيگلات پلاسر، پادشاه آشور بوده؛ زيرا آشوريها پس از تسلط بر اورشليم مردم آن سرزمين را به صورت اسير به سمت ايران مي‌فر‌ستند كه‌ در مناطق غربي و بخش‌هاي جنوب غربي درياي خزر و دامنه‌ كوه‌هاي قفقاز ساكن مي‌شوند. در عهد باستان مردمان آن روزگار، كرانه‌هاي درياي خزر و كوه‌هاي قفقاز را پايان دنيا به حساب مي‌آوردند. اصطلاح كوه قاف را امروزه نيز مردم براي اشاره به دورترين نقطه عالم استعمال مي‌كنند. و آن از كلمه قفقاز، گرفته شده است.[1] به گمان آشوريان، فلسطين را مركز جهان و كوه‌هاي قفقاز را پايان آن مي‌دانستند كه با تبعيد يهوديان به آن ديار، خواسته‌اند براي هميشه مركز جهان را از اين قوم پاك سازي كنند.
شهر گيلعاد كه امروزه گيليارد خوانده مي‌شود، داراي گروه كثيري يهودي بوده و سنگ‌هاي قبر آنجا گواه اين مدعا است. سنگ‌هاي مذكور تا قبل از تصرف املاك يهوديان آن ناحيه توسط سيد نقيب زاده مشايخ، در 1929م بر سر قبرهاي آنجا باقي بود.[2]
دومين مرحله از ورود اجباري يهوديان به مرزهاي ايران، بيست سال پس از فرمانروايي تيگلات پلاسر، در روزگار فرمانروايي شلمانصر پنجم ( 722ـ 728) پادشاه ديگر آشور صورت گرفت. وي پس از ويراني كشور يهود آن قوم را به خابور (موصل كنوني) تبعيد كرد.[3]
سومين مرحله تبعيد يهود، در زمان سلطنت بخت النصر، پادشاه بابل بود. وي در سال 597 قبل از ميلاد، فلسطين را تصرف كرد و حاكم يهودي اورشليم را با افراد خانواده‌اش به اسارت گرفته و به بابل آورد. 9 سال بعد يهوديان شورش كردند و لشكريان بخت النصر وارد اورشليم شدند و پس از قتل و غارت شهر 50 هزار نفر از يهوديان را به اسارت گرفته و آنها را به سمت بابل به تبعيد فرستادند. كه تا زمان كوروش در آن شهر در اسارت بودند.[4]
رابطة يهوديان با زرتشتيان:
هخامنشيان، دين و آيينشان زرتشتي بود و از تعليمات زرتشت پيروي مي‌نمودند. و يهوديان از حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ تبعيت مي‌كردند، اما با بررسي تاريخ آن زمان و مد نظر قرار دادن اديان آن دوره متوجه مي‌شويم كه آشوريان و سومريان و ديگر اقوام آن دوره داراي مذهب چند گانه‌ پرستي بوده اند و خدايان مختلفي را پرستش مي‌كرده اند. فلذا تنها اديان توحيدي آن روزگار آيين زرتشت و يهود بوده كه طبيعتاً باعث ايجاد علقه‌اي ديني و اشتراك معنوي و مذهبي در بينشان مي‌شده و با توجه به اين كه اين دو دين از اديان (با قبول پيامبر بودن زرتشت) الهي بوده‌اند، ناخود آگاه اشتراكات عقيدتي و توحيدي در ميانشان به وجود مي‌آمده است. فلذا آن چه كه در كتب تاريخ نمود پررنگي يافته است، نجات قوم يهود به دست كوروش بوده، كه شايد انگيزه اين اقدام نيز جنبه ديني داشته است. از اينرو در تورات و كتب مذهبي يهوديان از كوروش به نيكي ياد شده.
خداوند به مسيح خويش، يعني كوروش، كه دست راست او را گرفتم تا امّت‌ها را به حضور وي گشاده گردانم، و دروازه‌ها ديگر بسته نشود چنين مي‌‏فرمايد:
«كه من پيش روي تو خواهم خراميد و جا‌هاي ناهموار را، هموار خواهم ساخت، و درهاي برنجين را شكسته، پشت بندهاي آهنين را خواهيم بريد، و گنج‌هاي ظلمت و گنجينه‌هاي پنهاني را به تو خواهم بخشيد، تا بداني كه من، يهوه كه تو را به نام‌ات خوانده‌ام خداي اسرائيل مي‌باشم.[5]»
همان طور كه اشاره شد در سومين تبعيد يهوديان به بابل پس از حدود هفتاد سال، با ظهور كوروش پادشاه هخامنشي و حمله وي به بابل، يهوديان به اسارت گرفته شده توسط بخت النصر، از اسارت آزاد مي‌شوند.
موقعي كه بخت النصر به استقلال يهوديان خاتمه داد و آنها را به اسارت برد. در بين اسرا مردان فاضل و صاحب قلم و سياسي و آشنا و مؤمن به مذهب حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ زياد وجود داشت، به همين جهت توانستند توجه كوروش و سلاطين بزرگ بعدي هخامنشي را به خود معطوف و آنها را متوجه نفع كشور پارس در تجديد استقلال يهود بنمايند و در نتيجه بعد از يك پراكندگي 48 ساله عده‌اي از آنها به كشور اجدادي مراجعت نمودند.[6]
به همين دليل يهوديان كوروش را منجي خود مي‌دانند و همواره خود را مديون كوروش و پارسيان مي‌دانند، و حتي امروز نيز زرتشتيان و پارسيان نسبت به ساير اديان و اقوام، مورد احترام يهوديان مي‌باشند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. ايرانيان يهودي، علي اصغر مصطفوي و آتوسا مصطفوي.
2. تاريخ يهود ايران، دكتر حبيب لوي.
3. يهوديان و اليگارشي يهودي، عبدالله شهبازي.

------------------------------------------
[1] . مصطفوي، علي اصغر، سرزمين موعود، تهران 1360، ص66 ـ 67.
[2] . لوي، حبيب، تاريخ يهود ايران، ج3، ص192.
[3] . هادي، خزران در منابع اسلامي، نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران، شماره 47 ـ 48، سال 68، ص87.
[4] . مصطفوي، علي اصغر، ايرانيان يهودي، انتشارات بامداد، 1369، ص26.
[5] . اشعيا، عهد عتيق،4ـ1: 45، قائمي، محمد، هخامنشيان در تورات، ص1.
[6] . دكتر لوي، تاريخ يهود ايران، ص16.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 


 

15 مي، سالگرد
شصت سال مقاومت و شهادت / شصت سال ترور و جنايت


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

نکاتي در مورد جستجو در يکي از بزرگترين جستجوگرهاي اينترنتي


طبابت در بيمارستان گوگل!

چند سال است که موتور جستجوي گوگل حرف اول را در زمينه جستجو در اينترنت مي‌زند و ساير موتورهاي جستجو مانند ياهو، MSN و آلتاويستا فاصله زيادي با گوگل گرفته‌اند. حتما بارها از همکاراني که به دنبال يافتن مطلبي در زمينه پزشکي يا موضوعات ديگر در اينترنت بوده‌اند، شنيده‌ايد که : «نه، در اينترنت چنين مقاله‌اي نيست»، «هر کار کردم، چيزي پيدا نکردم.»
گوگل بيش از 8 ميليارد صفحه اينترنتي را تحت پوشش خود قرار داده و يا به‌اصطلاح ايندکس کرده است، بنابراين گرچه ممکن است حقيقتا در اينترنت موضوع خاصي وجود نداشته باشد اما در بيشتر موارد مشکل، مربوط به تکنيک جستجوي ما است.


چه كنيم تا جستجوي پزشكي بهتري در اينترنت داشته باشيم؟

انتخاب کلمات کليدي مناسب:
بي‌شک كليدي‌‌ترين فن يک جستجوي موفق، انتخاب كلمات كليدي مناسب است. کلمات کليدي يا کليدواژه‌هايي که به گوگل يا هر موتور جستجوي ديگر مي‌دهيد، بايد بسيار سنجيده و متناسب با سوالي که در ذهن داريد، انتخاب شوند. هيچ‌گاه از اضافه کردن تعداد واژه‌هاي جستجو شده نهراسيد. براي مثال، اگر به دنبال جستجوي «راهکارهاي درمان زنان حامله مبتلا به بروسلوز» هستيد و اگر تنها «بروسلوز» يا «درمان بروسلوز» را جستجو کنيد، به نتيجه مطلوب نمي‌رسيد.
هيچ‌گاه جستجوي محاوره‌اي نداشته باشيد. لازم نيست كلمات كليدي به‌صورت يک جمله مرتب شده باشند. براي مثال، لازم نيست اين‌گونه جستجو كنيد:‏
What is the differential diagnosis and treatment of hypochromic anemia?‎‏ ‏
كافي است جستجو كنيد:‏
differential diagnosis treatment hypochromic anemia
اين کار علاوه بر اينکه کار شما را آسان مي‌کند، موجب مي‌شود به نتايج بهتري دست پيدا کنيد.
حتما شرح مختصر هر نتيجه جستجو را مرور کنيد: هر وقت جستجويي در گوگل انجام مي‌دهيد، گوگل مجموعه‌اي از نتايج را در اختيار شما قرار مي‌دهد. اما واقعا کدام يک از اين صفحات اينترنتي به کار شما مي‌آيد؟ آيا شما بايد حتما تک‌تک صفحات را باز کنيد؟ گرچه گوگل مي‌کوشد با هوشمند‌تر کردن الگوريتم‌‌هاي جستجوي خود، متناسب‌ترين نتايج جستجو را ارايه دهد و بر حسب اين تناسب، نتايج جستجو را مرتب کند اما شما با خواندن خلاصه‌اي از هر يک از نتايج جستجو که به دنبال هر کدام از آنها مي‌آيد، ‌مي‌توانيد به آساني پي ببريد که صفحه مفروض حاوي اطلاعات مفيد براي شما هست يا نه.

از google scholar استفاده كنيد‌:
 اين سرويس گوگل، جستجويش را به سايت‌ها و اسناد معتبر علمي محدود مي‌كند. در نتيجه كمتر هنگام جستجوي آن به سايت‌هاي تجاري، بي‌‌اعتبار يا غيرتخصصي هدايت مي‌‌شويد. نشاني: http://www.scholar.google.com

از گوگلcoop استفاده کنيد:
گوگل همواره از پيشنهادها و فکرهاي نو استقبال مي‌کند، به همين دليل مقامات اين شرکت وقتي در يکي از شماره‌هاي مجله پزشکي بريتانيا BMJ، به مقاله‌اي با عنوان «چگونه گوگل، پزشکي را تغيير مي‌دهد؟»، برخوردند که در آن پيشنهاد ايجاد يک سرويس مستقل پزشکي شده بود، نتوانستند از کنار اين پيشنهاد جالب بي‌تفاوت عبور کنند و تنها در عرض چند ماه، شالوده چنين سرويسي را بنا نهادند.
چيزي که موجب توانمندي گوگل در «صنعت» موتورهاي جستجو شده است، الگوريتم‌هاي بي‌نظير آن است که به آنها در‌اصطلاح «عنکبوت‌هاي وب‌خز»، گفته مي‌شود. همين الگوريتم‌‌ها هستند که در هنگام جستجوي يک کليد واژه، متناسب‌ترين صفحات وب را به شما معرفي مي‌کنند و آن صفحات را در صدر نتايج جستجو قرار مي‌دهند. با اين همه، در تعيين سودمندي و درستي يک سايت و صفحه، به خصوص اگر آن صفحه مربوط به موضوع مهمي‌ مانند پزشکي باشد، هيچ‌چيز به پاي قدرت پردازش ذهن آدمي‌ نمي‌رسد.
گوگل در ابتکاري جالب در سرويس تازه خود، سعي کرده است از توانمندي الگوريتم‌هاي جستجوي خود و قدرت تفکيک انساني به صورت يکجا استفاده کند. به اين منظور از دانشگاه‌ها و موسسات معتبر پزشکي خواسته است، سايت‌هاي پزشکي مفيد را به صورت موضوعي، طبقه‌بندي و يا در‌اصطلاح برچسب‌گذاري کنند. تعدادي از اين دانشگاه‌ها و موسسات به شرح زير هستند:
کتابخانه ملي پزشکي آمريکا، مرکز کنترل و مبارزه با بيماري‌هاي آمريکا يا به صورت مخفف CDC، مايوکلينيک، دانشکده پزشکي هاروارد، دانشگاه کاليفرنيا، Health On the Net Foundation، Kaiser Premanente.
تفاوت يک جستجوي معمولي با جستجو در بخش سلامت گوگل
هنگامي‌که در بخش سلامت گوگل جستجو مي‌کنيد، نخستين تفاوت را در بالاي صفحه جستجو مشاهده مي‌کنيد. گوگل با ايجاد لينک‌هايي، جستجوي کاربر را محدودتر و دقيق‌تر مي‌کند، براي مثال وقتي «آسم» را جستجو مي‌کنيد، لينک‌هايي معرفي مي‌شوند که کاربر را به سايت‌هايي حاوي اطلاعات درمان، علايم باليني، تشخيص، پژوهش‌هاي کلينيکي و اطلاعات مخصوص بيماران درباره آسم، راهنمايي مي‌کند.
تفاوت دوم، بي‌شک در دقت جستجوست. با «گوگل سلامت» باز هم دقت جستجوي گوگل در موضوعات پزشکي بيشتر مي‌شود. «گوگل سلامت» در حال حاضر در مراحل اوليه خود به سر مي‌برد و به تدريج کامل‌تر خواهد شد.


آدرس بخش سلامت گوگل‌:
http://www.google.com.coop/topics/health

سرويس جستجوي عكس گوگل:
يكي از بهترين منابع براي پيدا كردن تصاوير پزشكي، سرويس جستجوي عكس گوگل است. تفاوتي ندارد كه در ‏كدام رده و در كدام رشته‌ پزشكي به فعاليت مي‌پردازيد، هر زمان كه خواستيد عكسي براي كنفرانس، ارايه درس يا ‏آموزش مطلبي پيدا كنيد، به اين سرويس مراجعه كنيد. ‏
نشاني: ‏http://www.images.google.com

جستجوي پيشرفته در گوگل: براي دست يافتن به نتايج بهتر از جستجوي پيشرفته گوگل هم مي‌توانيد استفاده کنيد، به قسمت سمت راست کادر جستجوي گوگل دقت کنيد و روي Advanced Search کليک کنيد تا وارد اين قسمت شويد.
حتما برايتان پيش آمده که يک عبارت چند کلمه‌اي مانندamnesia in CVA را جستجو کرده‌ايد و به صفحاتي راهنمايي شده‌ايد که اين سه کلمه به صورت پراکنده در آنها وجود داشته است و به جواب خود نرسيده‌ايد. براي پيدا کردن صفحاتي که عبارت مورد جستجوي شما به‌طور دقيق به همان صورت و ترتيب آمده باشد، کافي است آنها را در قسمت جستجوي پيشرفته در کادر خالي روبروي with the exact phrase قرار دهيد.
اگر قصدتان از جستجو، پيدا کردن يک فايل خاص مرتبط با موضوع جستجويتان است، براي مثال يک فايل با فرمت PDF يا يک فايل پاورپوينت، کافي است در همين قسمت جستجوي پيشرفته، در جلوي عبارت File Format، نوع فايل را انتخاب کنيد.
اگر مي‌خواهيد مطلب خاصي را در «يک سايت» پيدا کنيد و سايت مورد نظر موتور جستجوي داخلي ندارد، آدرس سايت را در جلوي عبارت Domain بنويسيد و بعد جستجو کنيد.
گوگل در مواردي که شما مرتکب اشتباه تايپي در نوشتن کليدواژه شده‌ايد و يا املاي درست يک کلمه را نمي‌دانيد به شما کمک مي‌کند، در اين موارد گوگل پس از انجام جستجو در بالاي نتايج جستجو املاي درست کلمه را به شما يادآوري مي‌کند.


از موتورهاي جستجوي ديگر هم استفاده كنيد
الف) سايت ‏cluster med: بيشتر دانشجويان پزشكي و پزشكان با سرويس ‏pubmed‏ آشنايي دارند، اما سايت ‏cluster med‏ ضمن اينكه بيشتر ‏ويژگي‌هاي ‏pubmed‏ را دارد، ويژگي جالبي به نام ‏cluster‏ يا خوشه هم دارد. در اين سايت هر وقت چيزي را جستجو ‏مي‌كنيد، در كنار صفحه‌ نتايج فهرستي از كليدواژه‌هاي مناسب نيز براي دقيق‌تر كردن جستجو به شما پيشنهاد ‏مي‌شود. براي مثال، وقتي در اين سايت ‏avian flu‏ را جستجو مي‌كنيد، كلمات كليدي مانند پاندمي، اپيدمي، واكسن، تشخيص ‏و درمان به شما پيشنهاد مي‌شود كه با كليك برروي هر يك، مي‌توانيد نتايج مرتبط را ببينيد. ‏
نشاني:http://www.clustermed.info

ب) سايت ‏biometacluster‏: به كمك اين سايت مي‌توانيد در تعداد قابل توجهي از سايت‌هاي پزشكي جستجو كنيد. سايت‌هايي كه اين سايت در ‏آنها جستجو مي‌كند، طيف گسترده‌اي دارند؛ از ‏pubmed‏ گرفته تا ‏FDA‏ و از ويكي‌پديا گرفته تا بخش اخبار ‏سايت‌هاي خبري مهم.
 ‏نشاني: http://www.biometacluster.com

‏پ) سايت ‏health line: اين سايت همه جستجوي خود را به سايت‌هاي معتبر پزشكي منحصر مي‌كند. ‏نشاني:
http://www.healthline.com/index.jspت) سايت ‏kosmix: اين سايت هم موتور جستجوي خوبي است كه به‌وسيله‌ پزشكان هندي راه‌اندازي شده است.
‏نشاني: http://www.kosmix.com/index_health.html

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

نامه ای به قوم برگزیده خداوند!


صهیونیست های عزیز!


جهت عرض تبریک!

بدينوسيله شصتمين سال تاسيس رژيم مهربان و اهل گفتگوي صهيونيستي را به تمامي مدعيان انسانيت به طور عام و مدعيان مسلماني به طور خاص تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه همه حكام مرتجع و چاق و چله عرب و حكام داخلي مدافع گفتگوي تمدن ها! و امت هميشه در عشق و حال ايران و تمامي سكوت كردگان دنيا در خوشحالي وصف ناپذير باشند و وافورهاشان پر از نئشه جات باد و پياله هاشان پر مي.
به صهيونيست هاي عزيز تبريك مي گويم چرا كه اگر نظام ما فقط سي سال است كه كه تاسيس شده نظام آنها دو برابر ما عمر كرده است. صهيونيست هاي عزيز! واقعآ خوش به حالتان كه تمامي دنيا طرفدار شماست و هيچ دولتي از كمك به شما دريغ نمي كند. كشور ما خيلي بدبخت است چون بسياري از كشورهاي دنيا ازجمله جناب پادشاه یعنی امریکا و سایر کشورها با او دشمن اند و او را تحريم مي كنند. صهيونيست هاي عزيز! خوش به حالتان كه صدها بمب اتم و كلاهك هسته اي داريد ولي ما براي داشتن چند سانتريفيوژ و غني سازي اورانيوم دست و پا مي زنيم. صهيونيست هاي عزيز! حق با شماست به هر حال هر چه باشد شما قوم برگزيده خداوند هستيد و تمام بشريت بايد در خدمت شما باشد. تمام حكام عرب و حكام جهان بايد گوش به فرمان شما باشند و ما هم تنها چيزي كه مي توانيم در طبق اخلاص بگذاريم و تقديم تان كنيم همين گفتگوي تمدن هاي ناقابل است كه اميدواريم به كرمتان از ما قبول كنيد. راستي پرچم تان خيلي زيباست. گاهي فكر مي كنم از نيل تا فرات براي شما خيلي كم است شما لياقت تان خيلي بيشتر از اينهاست. شايد هنوز نتوانسته باشيد از سمت خاورميانه، نيل تا فرات را به طور كامل صاحب شويد ولي به شما از صميم دل تبريك مي گويم چرا كه اگر از رودخانه نيل آغاز كنيم و از آن سمت دنيا به قصد فرات دور بزنيم و از اروپا و امريكا و استراليا گذركنيم تقريبآ توانسته ايد كل دنيا را تصاحب كنيد. واقعآ بايد به هوش سرشار شما غبطه خورد. شما از نيل تا فرات را از آن ور دنيا به چنگ آورديد. راستي! نوشابه هاي كوكاكولايتان طعم خوبي دارد و موبايل هاي نوكيايتان هم خيلي خوب آنتن مي دهد. خوب خيلي عجيب نيست چون همان طور كه گفتم شما قوم برگزيده ايد. گرچه مي دانيم كه جمعيت شما يهودي ها فقط 15 ميليون نفر است كه از اين جمعيت تنها پنج، شش ميليون در سرزمين هايي كه به حق تصرف كرده ايد، سكونت دارند ولي همين پنج، شش ميليون به كل جمعيت ميلياردي ما مسلمانان احمق و ترسو شرف دارد. بخوريد و بياشاميد كه دنيا براي شماست. شما حق داريد چون در تاريخ به شما ظلم هاي فراوان شده است. شما را در كوره هاي آدم سوزي مي انداخته اند و هميشه شما را از خود مي رانده اند. حال اين حق مسلم شماست كه كه ديگران را قتل عام كنيد و انتقام بلايي كه اروپايي ها به سرتان آورده اند را از فلسطيني هاي بيچاره بگيريد. اصلآ تقصير خود ماست كه هميشه گفته ايم ((ملت مظلوم فلسطين)). اين قدر اين مظلوميت را تكرار كرده ايم كه خودشان نيز باور كرده اند كه بايد مظلوم باشند. اصلآ فلسطيني هويتش را از مظلوم بودن مي گيرد. درست مانند فمينيست ها كه از بس دم از مظلوميت زنان زده اند خودشان نيز باور كرده اند كه جنس دوم اند. ما جز گريه كردن براي مظلومين جهان كار ديگري بلد نيستيم و اگر هم بخواهيم اقدام جدي تري انجام بدهيم، تنها مي توانيم، محكوم كنيم. پس با خيال راحت مشغول آدم كشي و انجام وظيفه خود باشيد و همه مردم غزه و همه مردم فلسطين را قتل عام كنيد و به شما قول مي دهم كه ما وقتي تصاويرتان را از تلويزيون ديديم، فقط محكوم تان كنيم. تازه همين كمك هاي ناچيز هم صداي خيلي از مردم ما را درآورده و معتقدند كه قيمت گوجه فرنگي در ايران گران شده است و بايد فقط به فكر قيمت گوجه فرنگي خودمان باشيم. در ضمن يادتان باشد گرچه ما و شما در كشور هم سفارتخانه نداريم ولي ما شما را به رسميت شناخته ايم. همين كه مي گوييم : ((مرگ بر اسرائيل)) يعني اسرائيلي وجود دارد كه بايد بر آن مرگ فرستاد و خودمان هم بهتر از شما مي دانيم كه اينها همش شعاره و يا همش نواره و نوار كه پا نداره و خيالتان راحت باشد كه به حرف گربه سياه باران نمي آيد. اصلآ همين كه من دارم اين متن را مي نويسم به همين دليل است كه شما را به رسميت شناخته ام و برايتان ارزش قائل شده ام. البته منظورم اين نيست كه شما خيلي بزرگ هستيد. منظورم اين است كه ما خيلي حقيريم و در برابر حقير بودن ماست كه شما بزرگ به نظر مي رسيد. راستي يادم رفت به خاطر حمايت هاي ناچيزي كه از مردم فلسطين مي كنيم از شما معذرت خواهي كنم. به هرحال ما حامي تروريست هستيم و وظيفه ما هم همين است و وظيفه محمد الياس در وبلاگ واژگون هم شايد نوشتن همين نامه بود. چرا که اساتید دانشکده مان همواره یادآوری می کنند که مطالعات فرهنگی رشته ای انتقادی است و من فکر می کنم که انتقاد فقط به گوجه فرنگی ختم نمی شود و اصولآ انتقاد حد و مرز نمی شناسد.
صهیونیست های عزیز! پرچم تان را با حسی متناقض و سرشار از نفرت و افتخار در اينجا به اهتزاز در می آورم و با حسی عجیب به آن نگاه می کنم و در این نگاه تصور می کنم روزی را که در تل آویو ندای الله اکبر اذان بلند می شود و میلیون ها مسلمان به نماز جماعت می ایستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

از کنار روزنامه های رو میز که رد شدم با اعتماد به نفس کامل تهران تایمز رو برداشتم. چند دیقه بعد از اینکه هنوز رو موبایلم دیکشنری نریختم اعصابم ریخته بود به هم! یه دفعه یه چیزی نگام رو جذب خودش کرد، یه تیتر گنده وسط برگهای کاهی گنده روزنامه کیهانی که تو دست یه آقاهه دو تا صندلی جلوتر بود "قران و موجودات فرازمینی" منم که این چند وقته جو گیر این حرفام! با سماجت یه کیهان از مهماندار گرفتم و با کنجکاوی شروع کردم به خوندن...به دو دقیقه نکشید که از خنده روده بر شدم....خدا عمرشون بده بساط تفریح ما رو در 5/1 ساعت پرواز بدون پنجره محیا کردن. بدون هیچ کم و کاستی 3 پاراگراف از این مقاله که در کیهان ،روزنامه اطلاع رسانی ملی، سه شنبه 17 اردیبهشت 1378 درج شده رو اینجا می یارم. توصیه میکنم متن رو کامل گیر بیارین و بخونید، میگن چند دقیقه خنده تو روز واسه سلامتی لازمه
*
به خوبی روشن است که انسان واقعی از خاک و گل نیست بلکه عناصری که از آن پدید آمده است همان عناصری موجود در خاک و گل است. هم چنین جنیان همانند بشر از همین ماده عنصری زمینی تشکیل شده اند و از لطافت بیش تری برخوردارند. از این رو آنان می توانند انسان زمخت بر آمده از عنصر گل و خاک را ببینند ولی انسان ناتوان از دیدن انرژی با چشم غیر مسلح است؛ ولی همان گونه که انسان توانست با ابزارهای خاص عناصر ناپیدا و ناهویدای زمینی را ببیند و حتی آن را تحت مهار وکنترل خویش در آورد می تواند در آینده با ابزارهای خاصی جنیان را مشاهده کند و رویت نماید.(اینجا پیش خودم گفتم خوب حالا یه چی گفته ببین نقیه اش چیه حالا بیخیال سوتی داده!)
*
دانش امروزی نشان داده است که انسان که از عنصر خاک است می تواند از عقل و هوش خویش بهره بردارد و آن را در راستای تکامل خویش و بهره گیری از عناصر طبیعت و آبادانی زمین و زمان به خوبی استفاده کند. جنیان که آنان از انرژی ساخته و پرداخته شده اند همانند رایانه های امروزی هستند که از هوش و ذکاوت خاصی برخوردار می باشند. از این روست که سرعت انتقال داده ها و حتی حرکتی در جنیان بسیار بالاست و آنان به بیرون از جو و فضا سفر کرده و مطالبی را دریافت می کنند ولی این بدان معنا نیست که آنان تیزهوش تر و عاقل تر از انسان هستند.
به هر حال جنیان همانند انسان ها از موجودات زمینی به شمار می آیند و نمی توانند از فضای زمین بیرون روند و در صورت خروج با انرژی که از سوی شهاب سنگ ها و جاذبه ها وعوامل دیگری که از آن ها ساطع می شود مورد تهدید قرار گرفته و ممکن است جان خویش را از دست دهند.
(بله؟!)
*
نمونه دیگر تجسم یابی هاروت وماروت است که در بابل می روند و به مردمان آن جا سحر وجادو می آموزند. آنان یا از فرشتگان زمینی بودند یا از فرشتگان ملکوتی و یا امری .با این همه آنان مدتی بسیار در میان مردم به شکل انسانی زیستند و برای رهایی مردمان آموزش هایی را برای خنثا سازی جادو و سحر می دهند که البته چون آموزش کلی بوده است هر کسی می توانست در خیر وشر از آن بهره گیرد مانند دانش هسته ای که می توان در درمان یا در کشتار مردم از آن سود جست
اگه راه داشت همین جا وسط متن یه تیتر میزد: انرژی هسته ای حق مسلم ماست!
بقیه اش رو هم حال ندارم تایپ کنم برید خودتون بخونید هر هر بخندید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

گرانی بیش از حد اجناس در موقعيت فعلي يكي از فشارهای عمده ای است که بر ما  وارد مي آيد.البته ما اين فشارها را از سر رضا و تسليم تحمل ميكنيم و نه تنها مال٬كه جان و فرزندانمان را نيز فدا خواهيم كرد تا اسلام پايدار بماند و پرچم بلند شريعت محمدي(ص) در همه جهان به اهتزاز درآيد.قصد حقير طرح مشكلات نيست بلكه مي خواهيم از ديدگاه علم اقتصاد در اين مطلب تحقيق كنيم که چرا اجناس گران شده است. روشن است كه قيمت اجناس تابعي است كه في مابين عرضه و تقاضا وجود دارد و هنگامي كه عرضه با تقاضا متناسب نباشد قيمت ها افزايش پيدا ميكند.خوب٬حالا به همين سوال از نظرگاه اخلاق اسلامي جواب بدهيم.آيا صرف نظر از رابطه عادلانه اي كه بين نيازهاي حقيقي و عرضه كالا وجود دارد٬علت اصلي گراني اجناس سود پرستي محتكران از خدا بي خبر و واسطه هاي نامسلمان و ولع مسرفانه عده اي از مردم زياده طلب نيست ؟
در قوانين علم اقتصاد وقتي سخن از تقاضا مي گويند هرگز بين نيازهاي حقيقي انسان و نيازهاي كاذب مسرفانه او تفاوتي قائل نمي شوند٬حال آنكه كميت و كيفيت تقاضا دقيقا با اسراف و قناعت و زهد و حرص و آز تناسب مستقيم دارد. بحث از تقاضا يك بحث كاملا اخلاقي است٬اما در علم اقتصاد "مطلق تقاضا" مطرح مي شود و اصلا سخني از اين موضوع به ميان نمي آيد كه آيا اين تقاضا حقيقي است و يا كاذب٬آيا اين تقاضا از نيازهاي طبيعي و انساني سرچشمه گرفته است يا ريشه در خواسته هاي حيواني و حرص و ولع و اسراف و زياده طلبي دارد... و قس علي هذا.

قواعد علوم انساني غرب همه در اين خصوصيت مشترك هستند. ممكن است بپرسند كه : ((خوب! فرض كنيم سخن شما درست باشد. چه تفاوتي مي كند ؟)) تفاوت كار در اينجاست كه در تعيين خط مشي سياسي و اقتصادي و اجتماعي صرفا بايد براي آن نيازها و تقاضاهايي قائل به اصالت شد كه حقيقي است و اگر اينچنين شود٬ديگر قواعدي كه علم اقتصاد و ديگر علوم انساني بر آن بنا شده اند فقط در شرايط خاصي درست است و نه در همه شرايط... و قاعده اي كه اينچنين باشد ديگر قانون نيست و ارزش علمي ندارد. قانون علمي قاعده اي است كه در همه شرايط درست باشد.
براي روشن تر شدن مطلب ناگريز از آوردن مثال هستيم. در قرآن مجيد در آياتي كه به علل سقوط و زوال اقوام و تمدنها پرداخته است مي بينيم كه فساد اقتصادي از جمله مفاسدي است كه به نزول بلا و نابودي اقوام و تمدن ها منجر مي شود. حضرت شعيب(ع) پيامبري است كه بر قوم مدين مبعوث شده است و آنچنان كه در آيات مباركه آمده٬فسادي كه در ميان آن قوم رايج است جنبه اقتصادي دارد. حضرت شعيب به آنها مي فرمايد :
اوفوا الکیل ولا تکونوا من المخسرین وزنوا بالقسطاس المستقیم ولا تبخسوا الناس اشیاءهم ولا تعثوا فی الارض مفسدین واتقوا الذی خلقکم والجبلة الاولین
اين احكام در عين حال كه اقتصادي است٬اخلاقي است. در اينجا مرزي ميان قواعد اقتصادي و اخلاقي وجود ندارد و اقتصاد امري كاملا اخلاقي است. چه چيزي قوم مدين را به كم فروشي و كسب حرام كشانده است؟ اگر ما اكنون در ميان قوم مدين زندگي مي كرديم و اقتصاد رايج در ميان آنان را به صورت قواعدي علمي ! تنظيم مي كرديم٬آن قواعد چه ارزشي مي توانست داشته باشد ؟!
مسلما رعايت آن قواعد اقتصادي مي توانست ما را در كسب سود بيشتر و جمع مال و پولدار شدن موفق بدارد. در چنين شرايطي اگر حضرت شعيب ما را از اين قواعد بازمي داشت٬آيا ايشان رامتهم نمي كرديم كه : ((شما مسائل اخلاقي را با قواعد اقتصادي قاطي كرده ايد... آخر اخلاق چه ارتباطي به اقتصاد دارد؟))
مي گويند : (( ما اكنون در ميان قوم مدين نيستيم.)) مي گويم : ((مگر نه اين است كه اكنون بنيان نظام بانكداري جهاني بر ربا خواري و كسب سود هرچه بيشتر از هر راه ممكن قرار گرفته است ؟ مگر بنيان اقتصاد سرمايه داري كه بر همه جهان حكم مي راند بر سود پرستي نيست ؟ آيا اين سودپرستي محدود به مقيدات اخلاقي است ؟ در اقتصاد امروز وقتي از تناسب في مابين سود و سرمايه سخن مي رود٬آيا حكم در تحت شرايط اخلاقي و مذهبي صادر مي شود يا مطلق است ؟...)) قواعد اقتصاد تنها در شرايطي درست در مي آيد كه جلوي سودپرستي انسان ها از هرطريق شرعي و غيرشرعي باز باشد
هستند  آقاياني كه وقتي صحبت از اقتصاد اسلامي به ميان مي آيد مي گويند : ((اقتصاد كه اسلامي و غير اسلامي ندارد. قواعد اقتصادي در همه جاي دنيا و در همه اجتماعات يكسان است و همين قواعدي است كه در كتاب هاي علمي اقتصاد گفته اند. منتها اسلام مي كوشد كه اين قواعد را به محدوده مقيدات اخلاق وبكشاند...)) و البته ظاهر اين حرف بسيار به حقيقت شبيه است٬غافل از آنكه همه مباني و تعاريف اقتصادي وقتي در نظام اقتصادي اسلام بررسي مي شوند كاملا ديگرگونه مي شوند. في المثل اگر اقتصاد را همانگونه كه غربي ها تعريف كرده اند ((مطالعه روشهايي كه انسان براي برآورده ساختن نيازهاي خويش بااستفاده از منابع محدود به كار مي گيرد)) بدانيم ٬ از همان آغاز با تقسيم نيازها به مادي و معنوي٬حقيقي و كاذب٬سير انديشه اقتصاد اسلامي طريقي مخالف علم رسمي اقتصاد مي پيمايد و در همين ادامه پرروشن است كه همه مفاهيم اقتصادي و تناسب في مابين آنها مودي به نظام آقتصادي ديگري مي شوند كه مي توان آن را ((اقتصاد اسلامي)) خواند.

توسعه و مباني تمدن غرب٬سيد مرتضي آويني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

در سال هاي اخير، رسانه ها از قول دانشمندان و همچنين رهبران جهان نسبت به گرم شدن کره ي زمين، و به ويژه آب شدن يخ هاي قطبي هشدار داده اند و اين نگراني ها همواره تکرار و تأکيد مي شود. واقعيت گرم شدن کره ي زمين و ذوب يخ-هاي قطبي را مي توان استعاره و نماد و تمثيلي از ذوب قالب هاي يخ تمدن غرب دانست.

دايره امنيت اجتماعي
در سال‌هاي اخير، رسانه‌ها از قول دانشمندان و همچنين رهبران جهان نسبت به گرم شدن کره‌ي زمين، و به ويژه آب شدن يخ‌هاي قطبي هشدار داده‌اند و اين نگراني‌ها همواره تکرار و تأکيد مي‌شود. واقعيت گرم شدن کره‌ي زمين و ذوب يخ-هاي قطبي را مي‌توان استعاره و نماد و تمثيلي از ذوب قالب‌هاي يخ تمدن غرب دانست. چه اينکه کشورهاي مختلف تمدن غرب؛ هريک جدا‌گانه مانند يک قطعه بلوک يخ که در معرض گرماي خورشيد آب مي‌شود، در اثر کاهش جمعيت بدليل پايين آمدن زاد و ولد به مرور آب مي‌شوند و آب مي‌روند.
در ماه‌هاي اخير، انديشمندان غربي در هشدارهاي متعدد به افکار عمومي، سران كشورهاي مغرب زمين و يا حتي به پاپ بنديکت، پيش‌بيني کرده‌اند که اگر کاهش زاد و ولد در قاره‌ي اروپا ادامه يابد، اين قاره در اثر مهاجرت مسلمانان، در سال 2050 به يک تمدن اسلامي تبديل خواهد شد.
از اين رو در آخرين يک‌شنبه‌ي سال 2007، جمعيت عظيمي در شهرهاي مختلف اسپانيا براي تأکيد بر ضرورت توجه به خانواده، اقدام به برگزاري يک راهپيمايي گسترده نمودند که مردم رم پايتخت ايتاليا نيز در ميدان مرکزي واتيکان از طريق تلويزيون‌هاي بزرگ ديواري در تظاهرات اسپانيايي‌ها مشارکت نمودند. روزنامه‌ي اسپانيايي «ال‌پائيس» نيز چند روز بعد، در خصوص فروپاشي و فقدان نهاد خانواده در آينده‌ي نزديک در اروپا هشدار داد.
در اين ميان ولاديمير ‌پوتين رئيس‌جمهور روسيه در سخنراني تاريخي خود در آخرين روزهاي سال 2007، شعار کشوري دولت روسيه براي سال 2008‌ ميلادي را «خانواده» و بازگشت به ارزش‌هاي خانواده و همچنين افزايش زاد و ولد نام نهاد. دليل اينکه سال 2008 در روسيه سال خانواده ناميده شد، گزارش منتشره در اواخر زمستان 2007 -19 ‌اسفند 1385- از سوي مراکز مطالعات استراتژيک روسيه بود. بر اساس اين گزارش تا سال 2015 يعني در کمتر از 8‌ سال، 10 ‌ميليون نفر از جمعيت اين کشور کاسته مي‌شود و به سقوط هراس‌آور 136‌ ميليون نفر خواهد رسيد. در همان تاريخ، دولت روس از زنان اين کشور درخواست كرد که بچه‌دار شوند. حتي در برخي مناطق روسيه، مسئولين شهري روزهاي پنج‌شنبه‌ي آخر هر ماه را تعطيل نموده و از آن روز به عنوان روز بچه‌دار شدن و خانواده نام مي‌بردند، تا زوج‌ها فرصت بيشتري براي در کنار هم بودن داشته باشند.
وضعيت ساير کشورهاي غربي نيز بهتر ‌از روسيه نيست. آلمان 82 ‌ميليون نفري نيز با رشد منفي جمعيت روبروست و در نتيجه دولت آن کشور اقدامات حمايتي گسترده‌اي را براي نجات ‌آلمان شروع کرده است. آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان در پيامي به مناسبت آغاز سال 2008 اعلام نمود که طرح «تأمين مالي والدين» را به اجرا خواهد گذاشت. اين طرح به زن يا مرد خانواده‌اي که صاحب نوزاد شده‌اند امکان مي‌دهد به طور متناوب براي يک سال در خانه بماند و درآمد و مزاياي كامل شغلي خود را از دولت بگيرد. سياست مركل اين است كه با انجام اين طرح، هم ميزان زاد و ولد افزايش يابد، و هم مردان در امر بچه‌داري و مراقبت از کودکان سهم بيشتري را عهده‌دار شوند. گسترش کودکستان‌ها نيز يکي از طرح‌هاي دولت آلمان براي ارتقاء وضعيت خانواده است.
در اوايل دهه‌ي 1990 به منظور ترغيب دختران غربي براي بچه‌دار شدن، از عروسک باربي کمک گرفتند، و مدلي از اين عروسک را روانه‌ي بازار کردند که حامله بود. دختر بچه‌ها در بازي با آن، نقش «ماما» را ايفاء نموده و به مرور به بچه‌دار شدن در جواني خود راغب مي‌شدند. اما اين تدبير نيز نتيجه نداد، و کاهش جمعيت تمدن غرب همچنان ادامه يافت.
آزموده را دوباره به اجرا گذاردند و در هفته‌ي دوم سال ‌2008 رسانه‌هاي غربي با نمايش «نيکول کيدمن» هنرپيشه‌ي استراليايي-آمريکايي، خبر «حامله» بودن وي را به جهان مخابره کردند، تا شايد دختران و زنان غربي از اين مدل انگلوساکسن الگو بگيرند و آبستن شوند.
پرسشي که باقي مي‌ماند اين است که آيا اين سياست‌ها مي‌تواند جلو ذوب شدن يخ تمدن غرب را بگيرد؟!
پاسخ منفي است، زيرا گرماي انديشه‌ي فردگرايي Individualism و حرارت فرهنگ لذت‌گرايي Hedonism شديد‌تر از آن است که يخ جمعيتي غرب بتواند در برابر آن مقاومت کند.
واقعيت اين است که در پايان قرن ‌21 ميلادي، تمدن غرب، بدون وقوع جنگ هسته‌اي يا بدون فراگير شدن بيماري مرگباري چون وبا يا طاعون، و تنها در اثر کاهش جمعيت، پايان مي‌يابد. فرجامي که نه تنها در غرب، که در شرق کره‌ي زمين نيز، کشورهايي چون ژاپن، کره جنوبي و چين را به انتظار نشسته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

نام خدا و با سلام به همه دوستان
دوست عزیزما آقای محمد علی پ لطف کردند و متن بنده را شایسته پاسخ دانستند که از لطف ایشان سپاسگذارم. اما در مورد نوشته بنده، ظاهرا ضعف قلم حقیر باعث شده که نتوانم منظورم را درست برسانم و چون نمی خواستم با توضیح بیشتر متن را طولانی کنم مطلب درست به ایشان منتقل نشده. امیدوارم مطلب امروز مفید واقع بشود
اول: بنده متن قبل را نه در پاسخ به نوشته آقای احمدی نژاد نوشتم بلکه در مورد موضوعی که ایشان مطرح کرده بودند حرفهای خودم را نوشتم. اگر دقت کرده باشید در آن متن و معدود نوشته های دیگری که برای روزانه فرستاده ام بسیار از عبارت "به نظر من" یا امثال آن استفاده کرده ام به این امید که به دوستان نشان دهم که این تنها نظر من است که می تواند غلط یا ناقص باشد و هرگز آن نظر را کاملا درست و خدشه ناپذیر نمی دانم. خلاصه اینکه متن قبل تنها نظر بنده بود
دوم: دوست من، نوشته بودید : "این که حلقه قدرت از افراد انقلابی تشکیل شده چه کمکی به تکمیل مطلب علی رضا میکنه ؟ ایشون فقط گفتن که یه کسانی مخالف اصلاح امور هستن و این که این افراد چه کسانی هستن در نفس عمل هیچ تغییری ایجاد نمیکنه ." اگر اجازه بدهید یک کم با این نظر مخالفم. ببینید اگر ما تنها بخواهیم با افراد مذکور بطور شخصی برخورد کنیم حرف شما درست است و بی ملاحظه و تنها به خاطر جرمی که مرتکب شده اند شایسته برخوردند حتی اگر در گذشته خدمات درخشانی هم انجام داده باشند. این کار نه تنها درست است که لازم هم هست. از این بالاتر به نظر بنده جای چنین برخوردهای بی رودربایستی به شدت در نظام ما خالی است. اما تا اینجا فقط مربوط به برخورد با اشخاص بود اما اگر بخواهیم فکری برای پیشگیری تکرار این عمل در آینده بکنیم شاید شما هم با من موافق باشید که این برخورد شخصی کافی نیست. این دقیقا مانند نحوه مقابله با بیماریها در قدیم بود که چون هنوز جزئیات نحوه عمل بیماری در بدن مشخص نبود لذا در صورتی که یک اپیدمی بروز میکرد تنها راه، قرنطینه محل و مثلا سوزاندن اجساد و خانه و اثاث افراد بیمار بود به این امید که بیماری کنترل شود. یعنی عملا برای بعضی بیماریها کاری نمی شد کرد و مبتلایان باید از بین میرفتند تا مشکل موقتا حل شود. برگردیم به مطلب خودمان، دوست من شما هم حتما موافقید که مهمتر از برخورد با متهمین فعلی، لازم است اگر روندی باعث تبدیل آن افراد به مجرم شده این روند نیز شناسایی و با آن مقابله شود. پس خیلی مهم است که بدانیم افرادی که در حلقه قدرت هستند کی هستند و چه مراحلی را از سر گذرانده اند تا کارشون به اینجا کشیده. به این دلیل است که با کلام شما که فرمودید "و این که این افراد چه کسانی هستن در نفس عمل هیچ تغییری ایجاد نمیکنه ." موافق نیستم. بگذارید راحتتر بگویم به نظر من اگر با افراد قدرت طلب مبارزه شود (حتی به فرض موفقیت) اما با روند تولید افراد قدرت طلب جدید مقابله نشود دقیقا آب در هاون کوبیدن است و خودمان را مسخره کرده ایم. حال اگر سوال اینجاست که راه مقابله با چنین روندی چیست به نظر حقیر راه درست آن نظارت دقیق بر افراد در همه رده ها، دوری از کشیدن حصار تقدس به دور مسئولین اجرایی، پرهیز از بکار بردن ادبیات هیجانی و احساسی توسط مسئولین اجرایی ، دوری از اغراق در ستایش از خدمات افراد و بزرگ نکردن بیش از حد آنها و حاکمیت منطق و قانون در امور اجرایی کشور است. نمونه این افراط در ستایش یا انتقاد از افراد را بسیار سراغ داریم. مثلا قسمتی از همین مشکلی که بر سر حظور آقای رضا زاده در تبلیغات برای دبی پیش آمد زیر سر افراط در تبلیغ موفقیتهای ایشان بود. چه خوب بود که در موقع پیروزیهای ایشان کمی کمتر روی این عزیز مانور تبلیغاتی داده میشد تا اگر موقعی (به اقتضای اینکه به هر حال آدم است و جایز الخطا) مرتکب عمل نادرستی شود در جمع و جور کردن قضیه مشکل نداشته باشیم.
دوست من شما بهتر از من میدانید که نقل شده که در دولت حضرت قائم (عج)، ایشان نسبت به کارگزاران خود بسیار سخت گیر هستند. امیدوارم شما در دوران ما که همه داعیه ولایت ایشان را داریم بتوانید موارد نظیر این سخت گیری با کارگزاران را ببینید اما متاسفانه بنده به دلایل نامعلوم بسیار از لاپوشانی و به اصطلاح ماست مالی و سرپوش بر بیعرضگی دیده و شنیده ام. خلاصه راه مقابله با قدرت طلبی برخورد بی پرده و کنترل دقیق نه تنها بر عوام بلکه صد برابر آن بر مسئولان و شفافیت و اطلاع رسانی صریح است
سوم: دوست من، نوشته بودید : "در ثانی چطور به این نتیجه میرسید که همه افراد این مملکت اگه به قدرت برسن دیگه علاقه ای به ترک اون ندارن . اگه همه افرادی که تا حالا وارد این حلقه شدن به سلامت از اون خارج نشدن باز هم نمیشه یه همچین نتیجه ای گرفت". باز هم ضعف قلم بنده باعث سوء تفاهم شده من نگفتم که بهتر است که همین افراد باشند بلکه گفتم اول باید یک فکری به حال عدم تکرار گذشته کرد. اگر در مخزن آبی حفره ای وجود دارد که باعث خروج آب میشود اول باید آنرا مصدود کرد تا جلوی تکرار خروج آب گرفته شود و سپس مخزن را دوباره پر کرد در غیر اینصورت اگر تنها مخزن را تند و تند پر کنیم کاری از پیش نمی رود. این حرف حقیر اصلا برای ناامید کردن کسانی که پیگیر تخلفات گذشته هستند نیست بلکه برای هشیاری برای عدم تکرار گذشته است. در ضمن هنوز عقیده دارم کسانی که به دایره قدرت (که منظورم همان است که گاهی هزار فامیل قدرت و ثروت خوانده میشود) تعلق دارند آنرا ترک نخواهند کرد. توجه کنید که بنده به مراکز پنهان و عمدتا نا مشروع قدرت طلب اشاره می کنم نه لزوما به قدرت رسمی کشور. پس این مثلا شامل به قدرت رسیدن امام زمان (عج) نمی شود.
چهارم: و اما فرموده بودید که حرفم را شفافتر بزنم. فکر کنم در متن قبل هم گفته بودم که ریشه ایجاد چنین حلقه قدرتی اجتماعی و فرهنگی است. اصلا سیاست یک پوسته و لایه نازک بر روی فرهنگ است. اگر مشکلی را ریشه دار میدانید باید درمان آنرا در تصحیح فرهنگ همین مردم کوچه و بازار بجوییم و نه تنها در تغییر گروه سیاسی حاکم و حتی نه در تغییر کل یک نظام سیاسی. دوست من، بنده در طی چند سالی که کارمند دولت بودم به وضوح روند شکل گیری بعضی مدیریتهای ضعیف را بارها دیدم. و همین مدیریتهای ضعیف است که زمینه سوءاستفاده و فساد همین مدیران یا دیگران را فراهم میکند. این مدیران که بعضی ضعیف هستند از بین همین کارمندان و مردم عادی آمده اند و نه از یک کره دیگر و رفتارهای آنها هم چندان با دیگران فرق ندارد. تنها عده خیلی کمی هستند که واقعا از اول به اصطلاح عوام "جنسشان شیشه خورده داره" و خیلی های دیگر مانند همان آقای شصت چی خودمان اقلا در ابتدا آدمهای معمولی هستند. پس شاید معنی دار باشد اگر ریشه انحراف آشکار بعضی ها را در همین ایرادات ظاهرا کوچک خود بدانیم. دوست من حتما دیده اید که همیشه مردم تمایل دارند تا حد ممکن خود را از چیزهایی که غلط میدانند مبرا کنند. مثلا عده ای مشکلات را به گردن اقوام دیگر (مثلا ترکها به گردن فارسها و فارسها به گردن ترکها)، عده ای به گردن نسلهای دیگر (مثلا جوانان به گردن پیران و پیران به گردن جوانان)، عده ای به گردن جنسیت دیگر (مثلا پسران به گردن دختران و دختران به گردن پسران) و عده ای به گردن تفکر سیاسی دیگر می اندازند. همین باعث میشود که به مرور خود را از عیب مبرا دانسته و اگر گاهی دستمان به جایی بند شد اعمال خود را کاملا درست بدانیم. همین ریشه بروز فساد و سوء استفاده است
با تشکر از همه دوستان
امیر کمالی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

سروش وحی چنین نامید ...

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریا عصمت و طهارت حامله بود حضرت ختمی مرتبت در مدینه نبود و به یکی از اسفار رهسپار بود، چون آن مظلومه از عالم رحم به عرصه وجود خرامید، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمومنین (علیه السلام) پیغام فرستاد که چون پدرم در سفر است و حاضر نیست حضرتت این دختر را نام بگذار. آن حضرت فرمود: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر فرمای که به این زودی مراجعت خواهد نمود و هر نامی که صلاح داند می‌نهد. چون سه روز بگذشت رسول خدا مراجعت فرمود و به جهت آن رسم معمول بود از نخست، به سرای عصمت کبری در آمد.
امیر (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد یا رسول الله! حق تعالی جل و علا دختری به دخترت عطا فرموده است نامش را معین فرمایید.
فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من اند لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی می‌باشم. در این حال جبرئیل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید: نام این مولود را "زینب" بگذار، چه این را در لوح محفوظ نوشته‌ایم.
حضرت رسالت (صلی الله علیه و آله و سلم) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید و ببوسید و نامش را زینب بگذارد و فرمود: وصیت می‌کنم حاضرین و غایبین امت را که این دختر را به حرمت پاس بدارند. همانا وی به خديجه کبری مانند است ...

برگرفته از کتاب ناسخ التواریخ،
بخش مربوط به حضرت زینب (سلام الله علیها)،
تاليف محمد تقي خان سپهر

5 جمادی الاول، سالروز میلاد
مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله)،
دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت‌یافته دامان فاطمه زهرا (علیها السلام)،
حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
خجسته باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

آب و هوا

تهران

16
28

اهواز

24
36

تبريز

9
19

شيراز

16
31

مشهد

18
34

بندرعباس

26
38

کرمان

14
32

اصفهان

12
28

يزد

19
33

کرمانشاه

8
24

اراک

11
22

رشت

14
19

دبی

28
38


 

نرخ  ارز، سکه و طلا در بازار آزاد

1437 تومان
936 تومان
1820 تومان
890 تومان
250 تومان
256 تومان

يورو اروپا:
دلار آمريکا:
پوند انگليس:
يکصد ين ژاپن:
ريال عربستان:
درهم امارات:

235000 تومان
103000 تومان
53000 تومان
203000 تومان

يک بهار آزادی:
نيم بهار آزادی:
ربع بهار آزادی:
طرح جديد:


 

اوقات شرعی (به افق تهران)

اذان ظهر : 13:01

اذان مغرب : 20:18

اذان صبح فردا : 4:26

طلوع آفتاب فردا : 6:02

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

واردات برنج به كشور سرعت گرفت

واردات برنج از كشورهاي اصلي توليد كننده براي كنترل بهاي اين محصول در بازار داخلي سرعت گرفته است.
يك مقام مطلع در وزارت بازرگاني در گفت و گو با فارس گفت: با دستور وزير بازرگاني به زيرمجموعه خود، مسوولان اين وزارتخانه به خريد و واردات برنج سرعت بيشتري داده‌اند.
وي گفت: وزير بازرگاني پس از بازگشت از سفر خارجي به غنا و اجلاس آنكتاد، دستور خريد و واردات برنج را صادر كرده بود.
وي اظهار داشت: در حال حاضر واردات برنج از كشورهايي چون پاكستان به دليل نزديكي مرز و سهولت واردات و تزريق آن به بازار داخلي و نيز كشور تايلند در دستور كار قرار گرفته است.
اين مقام مطلع در وزارت بازرگاني با تاكيد بر اينكه با توزيع برنج‌هاي وارداتي از اين كشورها بهاي اين محصول طي روزهاي آينده كاهش محسوسي خواهد داشت، گفت: واردات برنج از خارج مي‌تواند به تثبيت بازار داخلي منجر شود.
وي تاكيد كرد: با توافق وزارت بازرگاني و سازمان‌هاي ذيربط و براي سرعت بخشيدن به واردات برنج، مباحث مربوط به امور بهداشتي و قرنطينه اين محصول در مبادي ورودي حل شده است.
اين مقام مطلع در ادامه گفت و گوي خود با خبرنگار اقتصادي فارس به طرح دولت مبني بر توزيع برنج ميان كارمندان و افراد تحت پوشش كميته امداد اشاره و عنوان كرد: اين طرح مي‌توان بخشي از نياز برنج را در بازار جبران كند.

افزايش قيمت مواد غذايي در جهان بي سابقه است

معاون اول صندوق بين المللي پول گفت: افزايش بي سابقه قيمت انرژي و مواد غذايي ، فشار تورمي زيادي را بر اقتصاد جهاني وارد كرده است .
رويترز ضمن اعلام اين مطلب به نقل از جان ليپسكي افزود : اگر شرايط كنوني از كنترل سياستگذاران اقتصاد جهاني خارج شود ، بحران شديدي اقتصاد بين الملل را فرا خواهد گرفت .
وي تصريح كرد : افزايش تورم مسلما موجب كاهش رشد اقتصادي جهان خواهد شد .
ليپسكي گفت : آثار ركود اقتصادي آمريكا به آساني احساس مي شود و ساير مناطق جهان نيز با كاهش رشد اقتصادي روبرو شده اند . افزايش فشار هاي تورمي بيش از همه كشورهاي فقير و در حال توسعه را متضرر خواهد كرد .
صندوق بين المللي پول در تازه ترين گزارش خود ، رشد اقتصاد جهاني در سال 2008 را كمتر از 7/3 درصد پيش بيني كرده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

                                   ذهنيت نسلي


                                         ديدگاهي روانکاوانه درباره اختلاف نسلها

نويسنده: کريستوفر بالس
مترجم: حسين پاينده

در نوشتار حاضر نویسنده در پی این است تا رئوس نظريه اي درباره ذهنيت نسلي را مطرح نماید و نظریه خود را با تعریفی از نسل، نحوه شکل گیری نسل ها آغاز می نماید. همچنین تعریفی از ابژه های نسلی ارائه می دهد:
"مي توان گفت اُبژه هاي نسليْ آن پديده هايي هستند که براي ايجاد حسِ هويتِ نسلي به کار مي بريم. اين اُبژه ها چه بسا توسط نسلهاي قبلي نيز استفاده شده باشند، اما براي آنان حکم چارچوب شکل دهنده يک نسل را نداشته اند؛ حال آنکه، براي کودکاني که بعدها در سنين جواني با تجربه کردن اين اُبژه ها به نحوي ناخودآگاهانه احساس همبستگي {نسلي} مي کنند، چنين حکمي را دارند."
هر نسلي آن اُبژه هاي نسلي، اشخاص، رويدادها و چيزهايي را برمي گزيند که براي هويت آن نسل داراي معنايي خاص هستند. اُبژه هاي هر نسلي همچنين به طور بالقوه براي نسلي ديگر واجد اهميت اند ، اما اين اُبژه هاي نسلي معمولاً معنايي متفاوت مي يابند. ساير اُبژه ها، به ويژه اُبژه هاي تاريخي، واجد معنايي دقيقترند.
اما هویت نسلی چیست؟
هر نسلي ظرف ده سال به هويت خود نائل مي شود، يعني زماني که آحاد آن نسل تقريباً بيست الي سي ساله اند. به سخن ديگر، هويت نسلي در فاصله بين عصيان نوجواني و سي سالگي شکل مي گيرد. سي سالگي زماني است که فرد مي تواند دوران کودکي، نوجواني و جواني خود را به صورت يک رشته متصل در نظر بگيرد. فرد سي ساله خود را جزئي از نسل خويش مي داند و چند سال بعد متوجه مي شود که نسل جديدي دست اندرکار شناساندن خود است. اين نسل جديد به گونه اي اعلام موجوديت مي کند که فرد سي ساله قادر است بين آن نسل و نسلِ خودش تمايز قائل شود.
در پایان نویسنده به بررسی تفاوت بین نسل ها و فضای بالقوه نسل ها می پردازد و منظور خود را از ذهنیت نسلی چنین بیان می نماید:
ذهنيت نسلي، فضايي است بالقوه که در آن مي توان اُبژه هاي نسلي را خلق کرد و به مدد آنها تجربيات و ديدگاههاي جمعيِ قشر جوان را بنياد نهاد و تا حدودي درباره آن تجربيات و ديدگاهها مداقه کرد.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● مقدمه

● نسل چيست؟

● شکل گيريِ نسلها

● اُبژه هاي نسلي

● هويت نسلي

● تفاوت نسلها

● تحرک نسلها

● فضاي بالقوه نسلها


دانلود کتاب:


لينک دانلود  (نسخه الکترونيکي با حجم کمتر از يک مگابايت)

براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

مزقون در تاریکی

نام فیلم: مزقون در تاریکی
کارگردان: استاد پنهان منش
تهیه کننده: استاد پنهان منش و شرکا
نویسنده فیلمنامه: با همکاری عزیزِ دل
موسیقی: استاد نی داوود با همکاری دی جی دیمبول
بازیگران: بهرام، گلی، حاج آقا، حاج خانم، شیرعلی قصاب، خان دایی، و یکی دیگه
با تشکر فراوان از دی جی دیمبول، ایستگاه مترو میرداماد، سازمان جهانی ایدز، و مرحوم میرزاعبدالله


خلاصه فیلم:
همه چیز از آنجا شروع می شود که علی یک نوازنده چیره دست و خواننده محبوب جوانان است. خانواده او یک خانواده سنتی هستند که با سازندگی مخالف، اما با نوازندگی موافق می باشند. او در اوج شهرت و موفقیت است. از یک سو مثل پرویز مشکاتیان آهنگ می زند و از سوی دیگر مثل دی جی دیمبول آواز می-خواند. او در همه مجالس شرکت کرده و پس از خودسازی مربوطه حاضرین را شاد و سرزنده می نماید. اما ناگهان در اوج شهرت و موفقیت افسار خود را از دست می دهد.
از یک سو لمپنیسم شهری و از سوی دیگر بورژوازی قشنگ مزمن او را تحت فشار دارند. بلای خانمان سوز اعتیاد، همچون الیناسیون جبری و از خود بیگانگی نیهیلیستی منفعل او را احاطه می کنند. عشق بزرگ زندگیش با او به چالشی عمیق دچار می-شود. او باید کیرکگور وار بین عشقش و چیزهای دیگر یکی را انتخاب کند. او در اجتماع تیره و تار به دنبال آن زندگی که دوست دارد برود و به این بیندیشد که اگر من، یعنی منِ من همون منی باشه که اون می خواد پس دیگه اون من من نیست، یعنی اون منی نیست که قبلاً من بوده و یه منِ دیگه ست که دیگه ربطی به من، یعنی منِ من نداره.
شهر به عنوان نماد مدرنیسم پادرهوا سرشار است از سیاهی و تیرگی. هوا دل گیر است و درها بسته و سرها در گریبان و در نیست، راه نیست، شب نیست، ماه نیست. نمادها کافکاوار به علی هجوم می آورند و هیچ کس نیست تا درد ذات ناآرام او را که بین خودش و خودِ خودش دست و پا می زند بفهمد. دوست او که یک نوازنده ویلن و مظهر نقد خرد ناب است عشق بزرگش را می رباید و به کانادا می برد. در این جا دردهای نهفته اساطیری علی سر باز می کند. دردهایی که ریشه در ساخت سنتی جامعه آسیایی دارد که به تعبیر سابقِ داریوش شایگان قرار بوده در برابر غرب و غروب حقیقت بایستد، اما حالا کم آورده و جوانانش را معتاد و کراکی می کند. زندگی مثل سایه سیاه سقراط بر سر علی آوار می شود. در این بین علی در حالی که با صدای دی جی دیمبول آواز می خواند که خود یادآور یک صدای دیگر است که از عمق غرب به شرق روی می آورد، در کوچه و خیابان و مجالس دردهایش را فریاد می کند.
صاحبخانه یغور علی که اشاره به ناامنی حیات در جهان سوم و ته مانده فئودالیته شرقی دارد او را از خانه بیرون می اندازد و علی در عطش حیات تخدیری خود رو به ویرانه هایی می آورد که نماد گوشه گیری هنر در اجتماع تیره و دودآلود شبه-مدرن تهران است. اما در نهایت پدرش با راهنمایی همسرش که الان تقریباً همسر ویولنیست کانتی شده، او را در زباله ها پیدا می کند و برای ترک به درمانگاه می برد، اما تا او نخواهد امکان ندارد.
اینجاست که پوچی اگزیستانسیالیسم معناگرا به منصه ظهور می رسد. علی هامون وار همه چیزش را نابود می کند اما در نهایت به چیزی که می خواهد نمی رسد. اما روزنه امید در پایان از لابلای سیم های سنتور که برای گام ماژور کوک شده بیرون می پاشد و علی در زندان خودخواسته آسایشگاه نتها را در بستری اولترا فلسفی به پرواز در می آورد. اینجاست که علم جدید در قالب دکتر مجری نژاد به نهاد بی آرام انسان ایرانی سر تعظیم فرود می-آورد، هرچند بستر سیاه شهر تاب تحمل این قلمبه عرفان ایرانی را ندارد. شهری که با کمک بعضی ها جوانان را معتاد و ایدزی کرده و دیگر امیدی وجود ندارد. در پایان تیتراژ روی تصویر علی که مضراب به دست به افق-های دور می نگرد و چندتا از دوستان بازپروری شده نیز با تنبک او را همراهی می کنند، و از انتظار آماده گر بیزاری می جویند ظاهر می شود.


نقد و نظر:
بالاخره چشم عاشقان استاد و سینمای خردمندانه به تازه ترین شاهکار سینمایی ـ فلسفی عصر روشن شد. هرچند تماشای این فیلم در دستگاه حقیر دی وی دی تقریباً نیمی از عظمت این شاهکار هنری ـ فلسفی را به گند کشید، اما تأملات فلسفی استاد آنقدر دقیق و عمیق هست که هر بیننده باشعور را در پای دستگاه میخکوب کند. استاد در این اثر با رویکردی به لایه شناسی طبقاتی و فرهنگی که برخاسته از دید عمیق به هستی شناسی و جامعه شناسی فلسفی بر مبنای مکتب کالیفرنیا می باشد بار دیگر تصویری نو را پیش چشم مشتاقان حقیقت می گشاید.
علی در این فیلم تبلور آمال و سرخوردگی های فروکوفته انسان امروز ایرانی است. انسانی که در افق خاویه ای اجتماع بدون نگاه به پشت سر و سابقه فرهنگی و معرفت شناسی ایران عرفانی ـ تقدیری آن قدر پیش می رود که ناگهان سر از اجتماع هیچ و نیهیل ناب در می آورد. علی تحت تأثیر اراده ای برتر که به قول هگل او و بلکه همه را کنترل می کند، آن قدر در این ورطه پیش می رود که با سر به دیوار نومیدی نیهیلیستی منفعل می خورد و اینجاست که گوهر هنر که در حقیقت ذات موسیقایی حیات است دستش را می گیرد و متوقفش می کند. و در واقع این همان مرحله پایان سلوک سالک است که همه چیز را فنا کرده و عاری از پیرایه ها و فقط با سازی که برای گام ماژور کوک شده در برابر حقیقت ایستاده است. درخشان باد این دریافت ناب فلسفی و پرفروش باد فیلم باشکوه استاد.
در انتها دوستانی که می خواهند همین جوری به فرهنگ مملکت کمک کنند، مبلغ 25000 ریال را به شماره حساب 345/23 بانک ملی شعبه چهارراه کالج به نام سایت لوح واریز نمایند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

برگ درختان را دور نریزید!

حیاط، باغچه و احتمالا کوچه را از وجود برگ درختان تمیز و جارو می کنید و به سطل زباله می ریزید، شاید از روی عادت و شاید هم برای تمیزی، اگر برگ ها را از روی چمن جمع می کنید این یک ضرورت است چرا که وجود یک لایه برگ روی چمن، مانع از جریان آزاد هوا و رسیدن نور به آن می شود. این را گفتیم که برگ ها را جمع کنید.

● اما با برگ های جمع شده چه کنیم؟
تهیه کمپوست کود برگ از برگ ها برای خاکسازی یا تهیه لاشبرگ، دو روش معمول در استفاده از برگ ها به شمار می روند، البته به دستآورن کمپوست کار زیادی می طلبد.
تلنبار کردن برگ ها در گوشه ای و انتظار برای به دست آوردن یک لاشبرگ خوب، معنای کار زیاد را نمی دهد تا بتوانید یک خاک مناسب تهیه کنید. آنها را باید در یک ظرف بشکه مانند مناسب بریزید و هر از چندگاهی مقداری آب روی آنها بپاشید و بر هم بزنید. یک پیشنهاد؛ بهتر است قبل از اینکه برگ ها را در ظرف بشکه مانند بریزید، آنها را خرد کنید. طبیعی است که با خرد شدن آنها، حجم کمتری پیدا می کنند و روند تبدیل شدن آنها به کود برگ سریع تر خواهد بود. یک راه مناسب برای خردکردن ، این می تواند باشد که با ماشین چمن زنی چندبار روی انباشته برگ رفت و آمد کنید یا با پشت بیل روی آنها بکوبید. حال برگ خرده ها را در ظرف تان بریزید، اینکه چرا باید خرده برگ را در ظرف بشکه مانند بریزیم دلیلش معلوم است.
با انباشته کردن آنها در یک ظرف، مواد مغذی موجود در خرده برگ ها از عوامل فرسایشی محافظت می شوند. اطلاعات شما در مورد تفاوت کمپوست یا کودبرگ و لاشبرگ چقدر است؟ به نظر شما تفاوتی بین این دو وجود دارد؟
خیلی ها تفاوت این دو را نمی دانند و به زعم خودشان هر دو یکی هستند، اما اینطور نیست!
نهایت امر، لاشبرگ به کمپوست تبدیل می شود آن هم به طریق خودش و با وجودی که با هم ارتباط دارند، ولی عملکرد مشابهی ندارند. کمپوست باید کاملا تجزیه شده یا حالت فاسد به خود بگیرد تا مواد مغذی را فورا به خاک انتقال دهد، اما برای لاشبرگ اینطور نیست. لاشبرگ ها نباید کاملا تجزیه شوند و حالت فاسد به خود بگیرند. رفتار آنها به شکلی است که اولا در حکم یک وجین کننده محسوب می شوند و دوم اینکه حایلی بین خاک و گرما، سرما، باد یا آنچه که می خواهید خاکتان در برابرش محافظت شود، هستند. بنابراین برگ هایی را که به قصد لاشبرگ شدن جمع آوری می کنید نباید به روش تهیه کمپوست در حرارت خودشان انباشت کنید تا تجزیه یا فاسد شوند. همانند آنچه که در مورد کمپوست لازم است، برگ ها را خرد کنید چون در صورت خرد نشدن ارتباط جریان هوای آزاد و رطوبت موجود در هوا با خاک شما از طریق لاشبرگ به دست آمده برقرار نمی شود. آنها را در ظرف انباشته کنید و قبل از اینکه به حالت تجزیه یا فاسد شدن برسند، یعنی بعد از مدت زمان کوتاهی، قابل استفاده هستند. به همین راحتی و بدون هیچ هزینه ای می توانید از برگ های دورریختنی، چیزی بسازید که حسابی به درد گل و گیاه و درختان خانه تان می خورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

ویتو فتسللو عضو مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا از حزب جمهوریخواه بخاطر مصرف مشروبات الکلی تلاش کرد با عبور از چراغ قرمز از دست پلیس فرار کند. اما گوشه ای از فساد اخلاقی اش هم آشکار شد!
مشخص شد این عضو مجلس نمایندگان آمریکا که با شخص دیگری غیر از همسرش رابطه جن.سی داشت از رابطه جن.سی اش یک بچه سه ساله هم دارد!
با وجودی که فوسللا از همسر و سه فرزندش عذرخواهی کرده است مشخص نیست این عذرخواهی تا چه حد کارساز باشد!
وی بعد از عبور از چراغ قرمز به پلیس گفته بود برای دیدن دخترش می رود. همین حرف باعث زیرذره بین برده شدن زندگی خصوصی وی شد.
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت، فوتسلا با این کار علاوه بر اینکه ممکن است زندگی زناشویی اش با خطر فروپاشی مواجه شود ممکن است کرسی اش در مجلس را نیز از دست بدهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

علت خروج حضرت زينب از مدينه

سوال:

آيت الله مدرسي در كتاب زينب ـ سلام الله عليها ـ نوشته اند: برخي علت خروج زينب ـ سلام الله عليها ـ از مدينه را، درخواست امام سجاد ـ عليه السّلام ـ از وي دانسته اند لطفاً بفرمائيد آيا امام سجاد ـ عليه السّلام ـ به حضرت زينب پيشنهاد خروج از مدينه را داده اند يا خير؟
 

پاسخ:

زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ در سال ششم هجري پس از صلح حديبيه و دو سال بعد از تولد حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ پا به عرصة وجود گذاشته، محيطي كه او در آن رشد كرد مهبط جبرئيل امين و جايگاه وحي سرمدي بود، روزي كه خداوند به رسولش فرمان داد تمام درهايي كه به مسجد النّبي ـ صلّي الله عليه و آله ـ باز شده اند را مسدود كنند زادگاه او را مستثني كرد، مادرش پارة تن رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ،‌ پدرش دوّم شخص اسلام بعد از رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ و نخستين مرد مسلمان در اسلام، و خاندان او افضل خاندان عالم بود كه خداوند متعال رجس و پليدي را از آنان دور كرده است.
زينب ـ سلام الله عليها ـ تحت تربيت چنين خاندان استثنايي رشد كرد، از همان ابتدا با مصيبتهاي فراوان روبرو شد كه تحمل آن بر بسياري امكان پذير نبوده، هنوز پنج سال از تولد او نگذشته بود كه پدر بزرگ گرامي وي كه همواره او و برادرانش حسن و حسين در آغوش پر مهر و محبت او روزگار مي گذرانيدند بسوي حق شتافت و اين مصيبت بر او و بويژه مادرش طاقت فرسا و گران بود، و بعد از آن مادر به بستر بيماري افتاده و به پرستاري از او پرداخته و سرانجام نيز شاهد شهادت مادر و بهترين پناه دوران كودكي خود شد و پس از آن تلاش ميكرد تا براي دو برادر مادري مهربان باشد.
زينب ـ سلام الله عليها ـ وقتي به سن ازدواج رسيد طبق فرمودة رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه روزي فرزندان علي ـ عليه السّلام ـ و جعفر نگاه كرده و فرموده بود:«دختران ما براي پسران ما و پسران ما براي دختران ما» [1]را، از ميان همه خواستگاران به همسري پسر عمويش، عبدالله بن جعفر بن ابيطالب در آمد و نتيجة اين ازدواج چند پسر و دختر بود بنا به نقل دكتر اصغر قائدان سه تا از فرزندان حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ در ركاب امام حسين ـ عليه السّلام ـ در كربلا به شهادت رسيدند.[2]
اندك زماني نگذشت دوباره شاهد مصيبتي ديگر شد، و آن از دست دادن پدر بزرگوارش علي ـ عليه السّلام ـ كه در سال چهلم هجري به شهادت رسيد بود. و هنوز از غم فقدان پدر فارغ نشده بود كه پاره هاي جگر برادر امام حسن ـ عليه السّلام ـ در مقابل چشمان او قرار گرفت.
با اين همه مصيبتها آموخت كه چگونه در كنار برادرش حسين ـ عليه السّلام ـ چون كوهي استوار ايستاده و پذيراي مصيبتهاي بزرگتر باشد و سرانجام در شب 28 رجب سال 60 هجري همراه برادرش امام حسين ـ عليه السّلام ـ از مدينة جدش بسوي مكّه و در سوّم شعبان به حرم امن الهي رسيد، و پس از چند ماه اقامت دوباره همراه برادر از آنجا بسوي عراق روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري روانه شد.
زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ در فاجعة كربلا دهها تن از بهترين عزيزشان را از دست داد و سرانجام خود و ساير زنان اهل بيت به اسارت برده شدند. و با آن همه مصيبتهاي جانفزا، دليرانه در مقابل دشمنان خدا ـ ايستادگي كرد و با ايراد خطبه در كوفه و شام چهرة ننگين عبيدالله بن زياد و يزيد بن معاويه را بر ملا ساخت و به پاسداري از خون حسين ـ عليه السّلام ـ و رسالت الهي او پرداخت. آن عمة سادات پس از چند روز توقف در دمشق، همراه سايرزنان اهل بيت به مدينه بازگشت.[3]
موسي فرهنگ، در كتاب خود «زينب شجاع در عاشوراي حسيني» آورده است، يزيد بن معاويه كه در همان شور و مستي نگران اوضاع مدينه بود، نمي توانست راحت بنشيند، پيك هاي پي در پي از مدينه ميرسد و هر روز خبر ناگوارتري به او مي داد و حاكم مدينه در اين مورد سكوت كرده بود بالأخره خليفه نادان اموي طاقت نياورد نامه اي به والي مدينه (عمر و بن سعيد) نوشت .... كه با رسيدن اين نامه وضع آن منطقه را بتفصيل براي من بنويس .... والي مدينه همين كه نامة يزيد را خواند در جوابش نوشت: ذهن امير را بي جهت مشوش كرده اند. اوضاع مدينه متشنج هست ولي نابسامان و در هم نيست. اين تشنج زائيدة تهييج مردم از سخنان زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ مي باشد. خطري كه موجب نگراني باشد بهمراه ندارد ..... معهذا اگر ترتيبي اتخاذ شود او را بگوشه اي تبعيد كنند موجب رفاه و آسايش بيشتر است.» يزيد وقتي اين جواب گنگ والي خود را دريافت كرد فوراً دستور داد تا بازماندگان اهل بيت را در شهرها متفرق كنند، و اين دستور موجب خشم عموم مردم شد. چون دختر علي ـ عليه السّلام ـ پيوسته از مظالم، او صحبت ميكرد و گفته هاي وي دهان به دهان و گوش به گوش به همه جا منتشر مي شد.
و خليفة اموي دچار كابوس هولناكي شده بود كه پيوسته وي را رنج مي داد. و اين كابوس جز صداي دختر علي ـ عليه السّلام ـ نبود كه:«واي پسر طلقاء براي چه حسين مرا كشتي» و اين صدا تا اعماق قلبش اثر ميكردمثل پتك بر سرش مي خورد. گاهي دست حسرت بهم مي ماليد و مي گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت كند. براي يك لحظه به اين فكر افتاد كه وجود زينب ـ سلام الله عليها ـ موجب خشم مردم شده است. در نامه اي ديگر به عامل خود نوشت و دستور داد تا هر چه زودتر خانوادة امام را تبعيد نمايد و زينب را به شام [4]، سيد رضا صدر، در كتاب خود، بانوي كبري زينب ...، همان مطالب فوق را آورده است و جملة ديگري كه نظر خواننده را جلب مي نمايد فرمايش حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ (در مقابل پيشنهاد فرماندار براي خروج آن بانو از مدينه) است:«بخدا هرگز بيرون نخواهم رفت هر چند خونمان ريخته شود.» ولي زنان بني هاشم با ملايمت و مهرباني براي خارج شدن از مدينه متمايلش ساختند.[5]
نقدي در كتاب زينب كبري از كتاب: (السيدة زينب ص 21) نقل مي كند كه زينب ـ سلام الله عليها ـ بعد از آزاد شدن از اسارت در مدينه مردم را بر عليه يزيد تبليغ ميكرد والي مدينه به يزيد جريان را اطلاع يزيد دستور داد به اخراج حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ را از مدينه، داد حضرت فرمودند:«و الله خارج نمي شوم از مدينه اگر چه خونم ريخته شود، زينب دختر عقيل به زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ گفت: اي دختر عمو آن وعده اي كه خدا بما داده صادق است ..... برو به يك مكاني كه در امان باشي ....»[6]
براي خروج حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ از مدينه مطلب ديگري ـ در كتاب زينب فروغ تابان كوثر ـ بيان شده كه علامه سيد جعفر بحر العلوم از محدث خبير حاجي ميرزا حسين نوري نقل مي كند: علت مسافرت حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ از مدينه بشام اين بود كه قحطي شديدي در حجاز و مدينه پديد آمد عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ تصميم گرفت به شام سفر كند و پس از برطرف شدن قحطي به حجاز برگردد او بسوي شام حركت كرد و حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ در اين سفر همراه شوهرش به شام آمدند.[7]
پرسشگر محترم سوال شما از كتاب زينب، تأليف آيت الله مدرسي، بعد از بررسي چنين بدست آمده است: وقتي حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ به شام آمد مجلس عزا بپا نمود وقتي به مدينه برگشت در آنجا مجالس عزا بپا نموده و خانمهاي مدينه در مجلس عزاي حسيني شركت مي نمودند و حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ از واقعة كربلا براي زنها ..... و بر عليه يزيد بياناتي ايراد مي نمود.
والي مدينه «عمر و بن سعد الأشدق» به يزيد نامه نوشت كه حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ وجودش در بين اهل مدينه هيجان آور است و آن بانوي مكرمه تصميم گرفته اند و كساني ديگر كه با ايشان هستند قيام كنند بر اخذ خون حسين ـ عليه السّلام ـ و يزيد نامه نوشت كه بين زينب و اهل مدينه جدائي بينداز و مطلب را به اينجا مي رساند كه زينب ـ سلام الله عليها ـ رفتن به مصر را انتخاب نمود بخاطر اينكه مُحب اهل بيت در آنجا زياد بودند. و يك عده گفته اند كه حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ به شام رفتند و مطلبي هم كه مؤيد سوال شما مي باشد مي فرمايد: «و قال البعض انما خَرَجَتْ بطلب من الامام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ » يعني بعضي گفته اند كه حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ با خواست امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ از مدينه خارج شد. و مشخص ننموده كه منظور از اين بعض چه كساني هستند و اين مطلب را بدون ذكر مدرك بيان نموده اند.[8]
در صورتي كه حضرت از مدينه خارج شده قطعاً با اجازه امام زمانش و با مشورت او خارج گرديده است چون بانويي چون زينب كه از طرف امام سجاد «دانشمند عالمه غير معلّمه استاد نديده» لقب گرفته با اجازه و مشورت آن حضرت از مدينه خارج شده است.
براي مطالعة بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه فرمائيد.
1. صادقي اردستاني، احمد، زينب قهرمان دختر علي ـ عليه السّلام ـ ، چاپ اول 1372، تهران، نشر مطهر، ص 396.
2. عماد زاده، حسين، زينب كبري، نشر محمد، تهران، بخش سفرهاي زينب ـ سلام الله عليها ـ ، ص 245.
3. علي اكبر بابا زاده، سيماي زينب كبري، انتشارات مكيال، چاپ اول، 1377، فصل 4 سفرهاي حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ ، ص 115.
حديث: از مولاي متقيان علي ـ عليه السّلام ـ :
«اَنْقَذَ السِهام، دَعْوَةُ المظلوم»
«كارسازترين تيرها، تير دعاي مظلوم است، كه سخت به هدف اصابت مي كند.»
«تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 163»

----------------------------------------
[1] . اصغر قائدان، تاريخ و اماكن سياحتي و زيارتي سوريه، چاپ: چهارم، تهران، نشر شعر،‌1383، ص 62.
[2] . همان، ص 62.
[3] . همان، ص 63.
[4] . موسي فرهنگ، زينب شجاع در عاشوراي حسيني، مؤسسة مطبوعاتي خزر، چاپ: اول، ص 63.
[5] . سيد رضا صدر، بانوي كبري زينب دختر زهرا ـ سلام الله عليها ـ ، ترجمة: السيده زينب، عايشه بنت الشاطي، انتشارات: ابن سينا، چاپ صبح امروز، ص 143.
[6] . العلامة المحقق الشيخ جعفر النقدي، زينب كبري، ناشر: منشورات الرضي، چاپ 2، سال 1362، ص 121 ـ 122.
[7] . محمد اشتهاردي، محمد، حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ فروغ تابان كوثر، انتشارات برهان، تهران، چاپ دانش، چاپ سوّم 1379، ص 288.
[8] . مدرسي، آيت الله سيد محمد تقي، الصديقة زينب ـ سلام الله عليها ـ شقيقة الحسين ـ عليه السّلام ـ ، الناشر، منشورات البقيع تنصيد الحروف: دار بصائر، تهران، الطبعة الأولي 1416 هـ ، ص 8 ـ 89.
 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

در حالی که سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر جدید ایتالیا پیشتر کابینه زاپاترو همتای اسپانیایی خود را زنانه و بیش از حد "قرمز" نامیده و حضور پرشمار زنان در این کابینه را به استهزا گرفته بود اکنون در کابینه جدید خود از چهار زن استفاده کرده است.
برلوسکونی اخیرا اعضای دولت جدید خود را معرفی کرد که نکته قابل توجه حضور 4 وزیر زن در این کابینه است و جالب آن که یکی از این وزیران، مدل و ملکه سابق زیبایی است که تصاویر متعددی از وی به صورت نیمه عریان در نشریات و سایت های مختلف به چشم می خورد.
مارا کارفانیا، 33 ساله، که سال 1997 در مسابقات زیبایی ایتالیا شرکت و پس از آن در یک شبکه تلویزیونی متعلق به برلوسکونی مشغول به کار شد، طی سال های اخیر به دنیای سیاست رو آورده و اکنون به عنوان وزیر "فرصت های برابر" در کابینه جدید برلوسکونی منصوب شده است.
نکته جالب توجه آن که کارفانیا، همان زنی است که باعث شد برلوسکونی در برابر ملت ایتالیا از همسرش ورونیکا عذرخواهی کند.
به گزارش روزنامه دیلی میل، برلوسکونی 71 ساله سال گذشته طی مراسمی به کارفانیا گفته بود: "حاضرم با تو ازدواج کنم اما متاسفانه نمی شود، چون که همسر دارم!"
در پی این اظهارات ورونیکا همسر خشمگین برلوسکونی با ارسال نامه ای به یک روزنامه ایتالیایی خواهان عذرخواهی وی شد.
کارفانیا در خصوص انتشار تصاویر نامناسب خود در سایت ها و نشریات مختلف همواره بر ارزش های خانوادگی تاکید کرده و گفته که هیچ یک از این تصاویر تحریک کننده نیستند!
در کابینه برلوسکونی علاوه بر کارفانیا سه وزیر دیگر زن نیز به چشم می خورد. "استفانیا پرستیگیاکامو" به عنوان وزیر محیط زیست، "ماریا استیلا گلمینی" به سمت وزیر آموزش و "جورجیا ملونی" به عنوان وزیر امور جوانان منصوب شده اند.
برلوسکونی روز پنج شنبه رسما برای سومین بار به سمت نخست وزیر ایتالیا منصوب شد. وی در ترکیب کابینه خود "جیولیو ترمونتی" را به سمت وزیر اقتصاد و "فرانکو فراتینی" را به عنوان وزیر خارجه معرفی کرد.
براساس این گزارش در جریان انتخابات زود هنگام ایتالیا که طی روزهای ‪ ۲۵‬و ‪۲۶‬ فروردین سال جاری برگزار شد، جناح راست گرایان میانه به ریاست سیلویو برلوسکونی بر جناح چپ گرایان میانه به ریاست والتر ولترونی پیروز شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

سرانجام آمیتا باچان -ستاره مشهور 65 ساله بالیوود- هم تاب نیاورد و نتوانست از فرصت‌ها و امکاناتی که وبلاگ و وبلاگ‌نویسی در اختیارش قرار می‌دهد، چشم بپوشد و در 65 سالگی وبلاگ‌نویس شد! او 17 اپریل، همین 12 - 10 روز پیش وبلاگ‌نویسی را شروع کرد.
باچان برای وبلاگ‌نویسی از سرویس وبلاگ‌نویسی هندی
BigAdda استفاده کرده است که سرویس خوب و کارآمدی به نظر می‌رسد.

 AMITA 2.jpg

اما نکته مهم در مورد وبلاگ‌نویسی باچان این است که او واقعا «وبلاگی» می‌نویسد و برخلاف اکثریت قریب به اتفاق مشاهیر سیاسی و هنری جهان که با مفهوم وبلاگ آشنا نیستند، می‌داند داشتن یک وبلاگ پویا با بنا کردن یک سایت ایستا تفاوت زیادی دارد. او وبلاگ نوشتن را برای وبلاگ نوشتن می‌خواهد و باز برخلاف بسیاری از مشاهیر که می‌خواهند از وبلاگ‌نویسی به عنوان ابزاری برای افزایش محبوبیت و یا نشان دادن به‌روز بودن خود استفاده کنند، از همان روز نخست وبلاگ‌نویسی برای علاقمندانش می‌نویسد.
نگاهی گذرا به پست‌های آمیتا باچان نشان می‌دهد که به شدت فریفته وبلاگ شده است، به صورت منظم آپدیت می‌کند و در وبلاگش در مورد اتفاقات روزانه و خاطراتش می‌نویسد. خوشبختانه او مثل بسیاری از هندی‌های دیگر به انگلیسی می‌نویسد.
پراتیکشا، 22 اپریل:
حین شلیک در «علاء‌الدین» به خودم صدمه زدم و پشت و لگنم آسیب دید. به بیمارستان رفتم و
MRI‌ گرفتم. چیز نگران‌کننده‌ای پیدا نشد، ولی درد با وجود مصرف دارو ، تحمل‌ناپذیر است ...
این پست 552 کامنت داشت!
چند صد کامنتی که باچان هر روز دریافت می‌کند، او را مجبور کرده است که از چند نفر دیگر برای جواب دادن کامنت‌ها کمک بگیرد! وبلاگ باچان ترافیک زیادی پیدا کرده است و علاقمندانی از همه جهان: از آمریکا، بریتانیا، استرالیا، کانادا و هلند با کامنت‌هایشان آن را بمباران می‌کنند!
ستاره 65 ساله هندی در مورد وبلاگ‌نویسی به خبرنگار AFP چنین گفته است:
«فایده این وبلاگ این است که می‌توانم به کمک آن نظراتم را آزادانه و بدون محدودیت بیان کنم و با علاقمندانم تعامل داشته باشم. وبلاگ به من اجازه می‌دهد که خودم را ابزار کنم، احساسات و افکار و نظراتم را منعکس کنم و به اشتراک بگذارم و به آنچه مردم به من می‌‌گونید، گوش کنم.» او اضافه کرده است که به کمک وبلاگ می تواند شایعات بی‌مورد را تکذیب کند.
باچان با وبلاگش جاپای امیرخان دیگر ستاره بالیوود گذاشته است که از اینترنت برای به اشتراک گذاشتن افکارش استفاده می‌کند. فیلم‌های جدید باچان با عناوین Bhootnath  و «عموی شیطان‌صفت» ماه دیگر به نمایش گذاشته می‌شوند.

 AMITA.jpg

آمیتا باچان 11 اکتبر 1942 در الله‌آباد به دنیا آمد. او پسر شاعر سرشناس هندی به نام «هاریوانش رای باچان» است. او در اوتارپرداش در رشته‌ای غیر از سینما تحصیل کرد ولی به بمبئی رفت تا در آنجا بخت خود را در رشته بازیگری آزمایش کند.
او که با راجیو گاندی نخست‌فقیر فقید هندی دوست و همکلاس بود، توانست توصیه‌نامه‌ای از ایندیرا گاندی دریافت کند و نقشی در یکی از فیلم‌های هندی پیدا کند. باچان از سال 1969 کار بازیگری را شروع کرد و بعد از ایفای نقش در 20 فیلم ناموفق سرانجام شانس به او روی آورد و در سال 1973 با فیلم «زنجیر» طعم موفیت را چشید، او در این فیلم نقش یک ضدقهرمان خشن را داشت.
سال 1975 او با فیلم شبه‌وسترنی «شعله» به اوج شهرت و موفقیت رسید. باچان در سال 94 از بازیگری کناره‌گیری کرد، اما تقاضای رسانه‌ها و علاقمندانش او را متقاعد کرد که 4 سال بعد مجددا بازیگری را از سر بگیرد. باچان در بیش از 160 فیلم ایفای نقش کرده است و از این لحاظ می‌توان او را رکورددار دانست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

استمرار حمایت رهبری از دولت اسلامی
در سفر به استان فارس - 4


- بيانات رهبر انقلاب در ديدار بسيجيان استان فارس (۱۴اردیبهشت ۸۷)

* نظام جمهوري اسلامي با اعلام آرمان عدالتخواهي در سطح بين‌الملل، قهراً دشمناني براي خود تدارک ديده. همه‌ي کساني که در سطح تعاملات جهاني معتقد به سلطه و زورگوئي و تجاوزند، با شعار عدالت‌طلبي از سوي نظام جمهوري اسلامي معارضند، مخالفند، عصباني‌اند؛ همچناني که با شعار استقلال ملي، دشمناني در مقابل ما صف‌آرائي ميکنند

* نبايد تصور کرد دشمني دشمنان به خاطر اين است که فلان موضعگيري را دولت جمهوري اسلامي يا فلان مسئول کشور انجام داده. مسئله، مسئله‌ي اصل نظام و ساخت نظام است؛ مسئله، مسئله‌ي شعارهاي اصولي نظام و امام است

* امواج تبليغات عليه نظام اسلامي را هرگاه ‌يک بار از سوي قدرتهاي سلطه‌گر مي‌بينيد. کانّه اين امواج بازسازي ميشود. گاهي به عنوان مسئله‌ي انرژي هسته‌اي، گاهي به عنوان حقوق بشر، گاهي با عناوين گوناگون ديگر تبليغات رسوا عليه نظام جمهوري اسلامي سازماندهي ميشود. منتها چه کسي اين تبليغات را سازماندهي ميکند؛ خودِ مُهر آن سازمان‌دهان رسوا‌کننده‌ي اين تبليغات است؛ کساني که خودشان بيشترين نقض حقوق بشر را کرده‌اند. بيشترين تعرض را به ملتها کرده‌اند؛ بيشترين چپاول را از منابع انسانها و ملتها انجام داده‌اند؛ آنها پيشرو اين تبليغاتند. ولي ملت ايران بيدار است. ملت ايران زنده است


- بيانات رهبر انقلاب در ديدار مردم و عشاير نورآباد ممسنی (۱۵ اردیبهشت ۸۷)

* شکي نيست که برخي از کوتاهيها در گذشته انجام گرفته است که امروز بايد بوسيله‌ي دولت خدمتگزار و پرکار، ان‌شاءالله جبران بشود. آن چيزي که بنده را در اين مورد خرسند مي‌کند، همين سفرهاي استاني دولت است: رفتن به استانهاي مختلف و سرکشيِ مسئولان درجه‌ي يک کشور به شهرستانهاي گوناگون و تماس با مردم و ديدن واقعيتها با چشم، نه در گزارش

* يکي از هدفهاي من در سفرهائي که سالهاي گذشته به استانهاي مختلف کشور مي‌کردم و در سفرها هم مي‌گفتم، همين بود که دولتمردان را به توجه هر چه بيشتر به نقاط آسيب‌ديده و آسيب‌‎پذير و محروم در کشور متوجه کنم؛ توجه آنها را به اين نقاط جلب کنم. امروز خوشبختانه اين مقصود حاصل شده است؛ يعني يکي از برنامه‌هاي دولت خدمتگزار همين است که همه‌ي استانها و همه‌ي شهرها و شهرستانها را، به طور مستقيم زير ديد قرار مي‌دهد

* من اطلاع دارم و به من گزارش دادند که دولت براي جبرانِ بخشي از مشکلات ناشي از خشکسالي تدابيري انديشيده و برنامه‌هائي پيش‌بيني کرده است و بودجه‌هائي را گذاشته‌اند. اميدواريم آنچه را که دولت با مقدورات خود تصويب کرده است، ان‌شاء‌الله به بهترين وجهي اجرا بشود و مردم بهره‌مند بشوند

* کشور ما جزو مناطقي است که از لحاظ آب آن چنان غنی نيست؛ اما درصورتي‌که اسراف نکنيم و روش کار را آن چنان که عاقلانه و درست است در پيش بگيريم، با همين آبِ موجود مي‌توانيم نياز کشور را برآورده کنيم. اينها وظائف همه‎ي مردم ايران است و دولت اسلامي موظف است که با ترتيب صحيح و با برنامه‎ي درست، از اين آمادگي ملت ايران استفاده کند و ان‎شاءالله يکي پس از ديگری مشکلات را برطرف کنند

* عزّت ملي هزينه دارد؛ هيچ کشوري بدون دادن هزينه‎ي لازم، به عزت ملي، به استقلال ملي و به هويت برتر خود، دست پيدا نمي‌کند؛ بايد هزينه‎اش را پرداخت. ملت ما اين هزينه را پرداخته است و باز هم خواهد پرداخت. من خطاب به اين ابرقدرتها و عمال آنها که چشمهايشان را مي‎بندند، واقعيات را نمي‌بينند و دهانهاشان را باز مي‌کنند به تهديد کردن و عربده کشيدن، به آنها مي‌گويم: تهديد، ملت ايران را وادار به عقب نشيني نمي‌کند. تهديد نمي‌تواند ملت ما را از اين راهي که در پيش گرفته است منصرف بکند

* دشمن نمي‌تواند با تهديد کاری بکند. اين روزها باز صداي تهديدشان بلند شده است: امريکا و صهيونيستها يک جور، بعضي از دولتهاي اروپائي هم جاهلانه و ناخردمندانه، دنباله‌روِ امريکا! مگر ملت ايران را تجربه نکرديد؟ مگر اين ملت عظيم و مقاوم را نيازموديد؟ ما راه خودمان را با قدرت ادامه خواهيم داد و نمي‌گذاريم مستکبران عالم، حق اين ملت را پايمال کنند. اين تکليف ما، وظيفه‌ي ما و حق اين ملت عظيم است که ما بايد به مقتضاي مسئوليتمان، اين حق را ادا کنيم؛ بايد نگذاريم دشمن با شيوه‌هاي گوناگون، با روشهاي مختلف، با جنگ رواني و با انواع و اقسام حيله‌‌ها و ترفندها حق اين ملت را پامال کند و به فضل پروردگار نخواهيم گذاشت

* نظام جمهوري اسلامي امروز در عنفوان جواني و نشاط است، هر جايي که بهتر و دقيقتر به اسلام عمل کرده‌ايم، بيشتر موفق شديم

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

محققان آمریکایی سرگرم آزمایش پودری هستند که از بدن خوک تهیه شده و احتمالا می تواند به سربازان مجروح شده در میدان جنگ کمک کند بار دیگر صاحب عضو قطع شده بدنشان شوند.
یکی از افرادی که از این کشف بهره برده است "لی اسپایوک"، شصت و نه ساله از سینسیناتی اوهایو است. انگشت او در سال 2005، در حالی که با یک هواپیمای مدل کار می کرده تا استخوان قطع شده بود. بند انگشت یک سانتی متری او هرگز پیدا نشد و به نظر می رسید که انگشت آقای اسپایوک برای همیشه ناقص شده است. اما ناجی انگشت این شهروند آمریکایی برادرش دکتر آلن اسپایوک، جراح سابق و فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد بود که موسس شرکت "ای سل" (ACell) است. این شرکت در حوزه بازسازی بدن و رشد دوباره نسوج فعالیت می کند. دکتر اسپایوک به برادرش توصیه می کند که به جای پیوند عضو، پودر خوک را امتحان کند و مقداری از آن را برای او می فرستد.
لی به مدت 10 روز کمی از این پودر را روی باقی مانده انگشتش قرار داد. او می گوید: "بار دومی که از این پودر استفاده کردم متوجه کمی رشد در انگشتم شدم. هر روز کمی به قد انگشتم اضافه می شد و بالاخره بعد از چهار هفته انگشتم به اندازه طبیعی برگشت و محکم و استوار شد." او می گوید که بعد از چهار ماه انگشتش به شکل اولیه خود بازگشته است با این که کمی پوست آن سفت است و زخم کوچکی تر نوک آن دیده می شود، حس کامل دارد و کاملا هم حرکت می کند.ناخن این انگشت نه تنها رشد کامل داشته بلکه با سرعت دو برابر ناخن انگشت های دیگر رشد می کند و پوست این انگشت کمتر از بقیه در سرما ترک می خورد.
این گرد جادوئی در دانشگاه پیتزبورگ آمریکا تهیه می شود و دکتر استیون بدیلک، مسئول آزمایشگاه از آن به عنوان "مولد بافت سلولی اضافی" یاد می کند.
فرایند تهیه این پودر چند سالی است که کشف شده است؛ برای تهیه این پودر معجزه گر، لایه ای سلولی از جدار مثانه خوک جدا می شود. بافت باقیمانده پس از گذاشته شدن در اسید، از همه سلول های دیگر جدار مثانه خوک "پاکسازی" و بعد خشک می شود. ماده به دست آمده یا به شکل ورقه ای یا پودر است. شاید این فرایند ساده به نظر برسد اما علمی که برای تهیه آن به کار برده شده بسیار پیچیده است.
دکتر بدیلاک می گوید: "در بدن انسان همه جور پیام صادر می شود. پیام هایی به بدن می گوید که زخم ایجاد کن و پیامی هم وجود دارد که به بدن می گوید بازسازی کند. به زبان ساده ما پیام هایی را که به بدن می گوید بافت را تخریب کند از دور خارج می کنیم و تنها پیام هایی باقی می ماند که دستور بازسازی می دهد."
دانشمندان بر این باورند که که اگر پودر"مولد بافت سلولی اضافی" را روی زخمی بگذارند رشد دوباره بافت را باعث خواهد شد.اگر این تکنیک را به مرحله عالی آن برسانند، ممکن است یک روز بتوانند نه فقط یک انگشت قطع شده را بلکه پوست هایی که به شدت سوخته است یا حتی اعضای به شدت آسیب دیده بدن انسان را به طور کامل ترمیم کنند.
به امید آنروز!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

تمامي اديان هنگامي كه پيرواني از يك مذهب به مذهب آن‌ها مي‌روند در بوق و كرنا مي‌كنند، منتها اين كه ما صداي بوق و كرناي آن‌ها را نمي‌شنويم به اين علت است كه چيزي وجود نداشته است، يعني مثلا شيعه‌اي نبوده كه سني شود و يا مسلماني نبوده كه مسيحي شود تا در بوق و كرنا كنند، و گر نه مطمئن باشيد آن‌ها هم چنين كاري را مي‌كردند! اين كه چيزي نيست، بلكه برخي مسلمان‌نماها كه غيرت ديني‌شان ته كشيده! هم مسيحي شدن مسلمانان را (البته ظاهرا به دروغ) در بوق و كرنا مي‌كنند! ضمنا براي يك انسان عاقل همه دنيا در نان و گوشت خلاصه نمي‌شود. خلاصه شدن دنيا در صرف نان و گوشت براي انسان‌هاي جاهل و حيوانات است! و اما نام علي در بين اهل سنت هم به كار مي‌رود و نيز اظهار خشم و نارضايتي شبكه‌هاي وهابي از اين اقدام نشان مي‌دهد كه وي فردي معمولي نبوده است. و گرنه اصلا كسي متوجه نمي‌شد، چه رسد به خشمگين!
هيچ روايت اهل سنتي نيست كه سند روايات شيعه باشد. بلكه برخي از روايات شيعه را اهل سنت نيز نقل كرده‌اند و اين يعني اين روايت براي آن‌ها نيز حجت است. مانند بسياري از رواياتي كه پيامبر -صلي الله عليه و آله- در مدح حضرت علي -عليه السلام- فرموده‌اند. فكر مي‌كنم كساني كه در اين زمينه‌ها اطلاعات و دانشي ندارند، شايسته نيست اظهار نظر كنند!
اين كه دعوت آيت‌الله العظمي وحيد خراساني -مَتَّعَ اللهُ الْاِسْلامَ وَ الْمُسْلِمينَ بِطولِ بَقائِهِ- بايد علني باشد بر عهده رسانه‌هاي عمومي است و نه خود آن مرجع تقليد. مرجع تقليد بايد تنها حرف خودش را بزند و اطلاع‌رساني كار او نيست. عامه منظور ساير فرق اسلامي (به غير از شيعه 12 امامي) است كه در فقه و اصولشان در کلاس ابتدايي فقه و اصول مذهب شيعه هستند و اگر كسي در آن شك دارد، اين مطلب را حضرت آيت‌الله حاضرند در مناظره به وي ثابت كنند.
اگر به اين كساني كه وطن‌پرستند به جاي خداپرست رو بدهي، كم كم نعوذ بالله مي‌گويند قرآن و احاديث و ادعيه ائمه را نيز از دين خارج كنيد، زيرا عربي است و فارسي نيست!!
چه كسي گفته كه امام جمعه زاهدان به علت توهين از مناظره سر باز زد؟! چه كسي گفته كه ايشان را متهم به نفهمي كرده‌اند؟! اين مطلب از كجا آورده شده است؟! چرا دروغ مي‌گوييد؟! ما اخبار را مطابق سليقه خود نشر مي‌كنيم يا شما دروغ‌هايتان را مطابق سليقه خودتان؟! هنگامي كه به ايشان پيشنهاد مناظره شد، ايشان نپذيرفت و گفت ما براي مباهله آماده‌ايم و در پاسخ به وي گفتند طبق سنت نبوي ابتدا مناظره و بعد اگر به جواب نرسيد مباهله، كه ايشان سر باز زد. متن نامه آيت‌الله دكتر حسيني قزويني -اَدامَ اللهُ ظِلَّهُ الْعالي- در آدرس زير موجود است:
http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=86080211
و اما خلاصه آن از زبان استاد اين كه «مجددا از جناب آقاي مولوي عبدالحميد دعوت مي‌کنيم که خود بزرگ‌بيني را کنار گذاشته و به اين گفتگوي دوستانه پاسخ مثبت دهند و يقين کنند که احترام هر يک از طرف مقابل کاملا محفوظ و مقدسات هيچيک از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت.» اين كجايش توهين است؟! از كسي كه انواع و اقسام توهين‌ها را به همه روا مي‌دارد و خوانندگان مجله را از بي‌ادبي به تنگ آورده است (و اين مطلب نه اين كه از زبان من باشد، بلكه بارها آن را در مطالب ارسالي اعضا ديده‌ايم)، عجيب است كه در متن فوق توهيني يافته باشد؟! اما چرا عبد الحميد نپذيرفت؟ زيرا ديد حمدان الغامدي كه به قول خودشان شيخ الاسلام پروفسور دكتر ... حمدان الغامدي است، در مناظره به عذرخواهي افتاد!
بحث ما بحث عقل است كه از آن بي‌بهره‌ايد يا خود را به بي‌عقلي زده‌ايد تا كسي متوجه پرت و پلاهايي كه از لسان سني ليستان بيرون مي‌آيد، نشود! هنگامي كه كسي در مقام يك عالم مناظره مي‌كند، آيا نبايد چيزي نگويد كه موجب استهزاء و خنده ديگران شود؟! گاهي انسان با خود مي‌گويد اصلا شيعه و سني را رها كن. عقل سليم چه مي‌گويد؟ جنگ كردن با كسي كه او را عادل (بدون گناه) مي‌داني؟! آيا اين كه انسان با كسي كه وي را عادل مي‌داند، نبايد جنگ كند معيار عصر حجري است يا عقل كسي كه آن را معيار عقل نمي‌داند، عصر حجري است؟! آيا كسي كه اين جنگ كردن را خلاف عقل مي‌داند ذهنش معلول است يا كسي كه عقل را با آن نمي‌سنجد؟! اگر ذره‌اي عقل در سر كسي وجود داشته باشد، متوجه مي‌شود كه متاسفانه نگارنده اين مطالب، يا از آن بي‌بهره بوده و يا هجويات خود را در حال مستي نوشته، چرا كه شيخش (يوسف القرضاوي) ظاهرا نوشيدن مشروبات حاوي مقادير اندكي الكل را كه از طريق تخمير طبيعي به دست آمده باشد، جايز دانسته است (نقل از روزنامه العرب چاپ قطر)!!
شما را به خدا شما ديگر در مورد مسايل ديني اظهار نظر نكنيد كه به ياد استدلالات ابوجهل مي‌افتيم! وهابيون مومنند؟! پس گاوپرستان هندي هم مومنند، زيرا به خداوندي گاو ايمان دارند! منظور از مومن معناي لفظي آن (ايمان دارنده) نيست، بلكه مومن واقعي است؛ نه اين كه هر كسي به هر چيزي ايمان داشته باشد، مومن خوانده شود! آن لعن كردن به مومن واقعي مربوط مي‌شود، نه هر مومن به عقيده باطلي! از دعاي شما نيز ممنونيم. بيشتر سعي كنيد دعا كنيد تا اظهار نظر در مسايل ديني!
مطالب آخر كه به بنده در مورد برادران اهل سنت نسبت داده شده است، كذب محض است كه در مقاله جداگانه‌اي به آن پاسخ داده خواهد شد.
و اما از شما رجالي بزرگ و محقق مدقق خواستاريم منبع روايت گهرباري را كه گفتيد بيان داريد! از كتاب‌هاي پائولو كوئيلو است؟! از كتاب‌هاي سلمان رشدي است؟! از كدام كتاب است؟ (البته منظور اين نيست كه كتاب‌هاي ارزشمند پائولو كوئيلو مانند كتاب‌هاي سلمان رشدي مرتد است و سوءاستفاده‌كنندگان به فكر گرفتن ماهي از آب گل‌آلود نباشند؛ بلكه منظور اين است كه كتاب‌هاي ايشان منبع روايتي براي ما نمي‌تواند باشد.)
علماي اعلام را نديده‌ام اين گونه بر شدت حساب و كتاب قيامت كسي سوگند بخورند كه برخي عوام مي‌خورند! خداوند ما را از سوگندهاي بيهوده نجات دهد.
در پايان از خوانندگان محترم پوزش مي‌طلبم كه پاسخ نويسنده اين مطالب را دادم. سعي نمودم مطالب چندان خصوصي نباشد و مطالب عمومي نيز در آن يافت شود. اما براي جلوگيري از جهالت و ضلالت گاه مجبور مي‌شويم سكوت را بشكنيم و پاسخ دهيم.
اللّهُمَّ ارْزُقْنَا عَقْلًا وَ تَعَقُّلًا

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

از همان سه سال پیش که هیات وزرای دولت اصول گرا مشخص شد و آقای صفار هرندی وزیر فرهنگ و هنر مملکت شد و در نخستین فعالیت اداری اش بعنوان پیک نامه رسان وزرای دولت به چاه جمکران خدمت کردند ، بر هر عاقلی مشخص شد که اوضاع فرهنگ و هنر در این چهار سال ریاست جمهوری اصول گرایان به دست چه کسی و به چه عواقبی می افتد . اما دل خود را صابون زدیم که ایشان مدیر خوبی هستند و سابقه فرهنگی دارند که بعد فهمیدیم پشتوانه فرهنگی ایشان قلم زدن در روزنامه ای بوده که مربوط به دوران عصر حجر است و از طرفی سابقه ایشان برمیگردد به پاسدار بودن ایشان در سپاه .
اما هدف از این مقدمه چه بود ؟ پس از مدتی که از وزیر شدن ایشان می گذشت ، بنا به شرایطی که بر سر فرهنگ و هنر این مملکت رفت ، تصمیم گرفتم در هیچ مکانی که به فرهنگ و هنر ربط داشته باشد ، پا نگذارم . اما به اصرار یکی از دوستان به نمایشگاه کتاب رفتم که در زیر به شرح آن می پردازم .
بر خلاف سال های قبل ، نمایشگاه پارسال و امسال در مصلی تهران برگزار شد که خود جای سوال دارد که چرا باید نمایشگاه هایی مانند میل لنگ تراکتور در مکان نمایشگاه بین المللی برگزار شود و نمایشگاهی که فرهنگی است در شبستان و وضو خانه یک مسجد بزرگ ؟؟؟ و نخستین سوالی که با ورود به نمایشگاه به ذهن هر جنبنده ای خطور می کند این است که اصلا ایران ما چرا باید مکانی برای نماز داشته باشد که محیط اش از محیط خانه خدا ( مکه ) هم بزرگتر باشد و دلیل اینهمه هزینه برای ساخت چینین محیطی برای چیست ؟
اما نمایشگاه کتاب ؛
با ورود به نمایشگاه ، انواع و اقسام مواد خوراکی فروشی ها را می توانید ببینید که شما را با صدای بلند به خوردن آشغال هایشان دعوت می کنند . اما جالب اینجاست که وقتی این محیط را رد می کنید ، احساس می کنید قرار است اتفاق بدی بیافتد یا قبلا اتفاق افتاده است . انواع و اقسام نیروهای ضربتی ، امنیتی ، دولتی ، اقتصادی ، ارشادی و ... همگی به یکباره جلوی شما نقش می بندند . واحدهای انتظامی ، واحدهای گشت ارشاد ، واحدهای اورژانس ، آمبولانس ، آتش نشانی ، ماشین بانک ، ماشین های اداری و .. . وقتی حسابی ته دلتان خالی شد که قرار است اینجا بمب گذاری شود !!! در محیط بیرونی شبستان ، قرار است تبلیغات فرهنگی بشود و مردم تشویق به خرید کتاب و فرهنگ که به همین منظور هزاران بلندگو که گویی در اکولایزر شان چیزی به اسم باس ( بم بودن ) وجود ندارد از در و دیوار و مناره آویزان شده است و با همت عالی مسولان ، یک آقای متشخص ، بی سواد و با صدایی شبیه به شیپور دایما از این بلندگوها با صدای زیبا عربده می کشد که حسابی گوش و روح و روان شما را سمباده می کشد . پس از این زجر وارد سالنی می شوید که نامش شبستان است و بر طبق دلخواه و نه از روی نقشه ، غرفه هایی در آن هست . بطوریکه شما هر طور برنامه ریزی کنید که سالن و راهروها و غرفه هایش را ببنید باز نمی توانید . گویی وارد هزار تویی شده اید که رفتن به آن با خودتان و برگشت تان با خدا است . امسال بر خلاف سالهای قبل که ناشران جزو قشر فهمیده و ادب پرور محسوب می شده اند ، شما ناشرانی را می بینید که مانند میادین میوه و تره بار بیرون غرفه ایستاده اند و با صدای بلند شما را دعوت به خرید یا دیدن کتاب از غرفه شان می کنند که شما به این پی می برید که وقتی شرایط دریافت مجوز انتشارات از وزرات فخیمه ارشاد ، فقط دین اسلام و مدرک تحصیلی دیپلم باشد ، چیزی فراتر را نباید انتظار داشت . اما با دیدن چندین غرفه احساس می کنید که چون مکان نمایشگاه کتاب در شبستان است ، گویی تمامی انتشاراتی ها هم با خود مفاتیح و شرح زیارت جامع برای فروش آورده اند و وقتی شک تان تبدیل به یقین می شود که می بینید اصلا انگار نمایشگاه ، نمایشگاه کتب مذهبی ( که صد البته نه از نوع درست آن و از نوع آبگوشت مذهبی ) است و همه ناشران گوی سبقت را در چاپ مفاتیح و شرح صلوات از هم ربوده اند . اما بعدتر متوجه می شوید که نباید بدبین باشید ، چون در هر انتشارات چیزهای دیگری مانند دیوان حافظ و گلستان سعدی هم یافت می شود . به جرات می توانم بگویم که از هر ده کتاب یک غرفه ، هفت کتاب به مزخرفات دینی ( منظور کتاب هایی است که به جای دین پروری و شرح دین و اصول دین به شعارهای دینی و نقش سید حسن در اسلام و خاطرات حاج آقا پشمکیان از قم رفتن شان پرداخته است می باشد ) دو کتاب به شعر یکی از شعرای کلاسیک و یک کتاب هم در زمینه دیگری وجود دارد که بدرد نمی خورد . از خیر دیدن کتاب ها وقتی می گذرید به بیرون می روید و تازه متوجه می شوید که ای کاش آب می شدید و بیرون نمی آمدید . موکتی به پهنای دل آقای صفارهرندی در وسط مصلی پهن کرده اند که مردم کفش هایشان را در می آورند و روی آن می خوابند و می دوند و می نشینند و بوی معطر جورابها در هوای گرم مصلی و آن فضای روحانی احساس شما را به فرهنگ دو برابر می کند و وقتی احساس شرم تان بیشتر می شود که می بینید در قسمت نیمه ساز و پر خاک و خاشاک به همان چهار تا ناشر در به در و بدرد نخور غیر ایرانی غرفه داده اند و شرم زمانی وجودتان را می گیرد که می بینید درست در بالای توالت های وسیع مصلی ، نوشته شده است " کتب آموزشی و دانشگاهی " و غرفه کتب آموزشی دقیقا روی مستراح واقع شده است ... نمی دانم به این همه ابتکار حضرات و بالخصوص جناب صفار هرندی چه باید گفت ؟ ولی وقتی دیدم که دو چشم بادامی با دیدن موکت و مردم ایران و غرفه های کتب خارجی سر تکان می دهند و با دوربین های دیجیتال شان عکس می اندازند ، فهمیدیم که کشورمان بار دیگر برای تمسخر خود دست به ابتکار جالبی زده است تا بار دیگر جلوه ای از شکوه و اقتدار اصول گرایی را به جهانیان عرضه کند .
وقتی در سال پیش آقای صفار هرندی اعلام کرد که چهل میلیارد تومان بودجه اختصاصی سینما را فقط به فیلم های معناگرا اختصاص داده است و روی پرده ملودی ، مادر زن سلام ، فتانه ، تلافی ، مجنون لیلی و ... دیدم ، و وقتی دیدم در این دو – سه سال اخیر نصف هنرمندان این مرز بوم با سکته کرده اند یا در تصادف مرده اند و وقتی دیدم که در نگارخانه های مان جای تابلو ، پوستر می فروشند و وقتی موسیقی مان از شجریان به اصحابی ، یگانه ، چاووشی و دیگران می رسد و وقتی شعر ایرانی ، جای خودش را به ترانه های رو حوضی می دهد و ادبیات ایران می شود ، همین رمانهایی که صد رحمت به فیلم هندی هستند ، نمی دانم پس منتظر چه معجزه ای در فرهنگ و هنر این ملت هستیم ؟ اصلا چرا نباید حق داد که سیصد ساخته شود ؟ خدا وکیلی سه هزار هم برای این ملت کم است و باید روزی دو تا فیلم از عقب افتادگی ما ایرانیان در دنیا ساخته بشود . چرا نباید حق بدهیم که اندیشمندان ایرانی را با نام کشورهای دیگر بشناسند و چرا باید ناراحت شویم که مولانایمان ترک است و ابوعلی سینایمان تاجیک !؟
نمی دانم چرا مسولان انتظار دارند که مردم کتاب بخوانند ؟ نمی دانم چرا می گویند به جای سالی سه دقیقه ، باید در هر دقیقه ، سه دقیقه مطالعه کرد !؟ و اصلا نمی دانم که وزرات فرهنگ و ارشاد به چه درد می خورد . فقط این را می دانم که کاری که اصول گرایان با این خاک و بوم کردند را نه قاجاریه کرد ، نه صفویان و نه مغول ها . در وصف معجزات حضرات سخن بسیار است و حوصله کم . شاد باشید و همین .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط محمد برون  | 

 

به نام خدا و با سلام به همه دوستان
دوست عزیزمان آقای علیرضا احمدی نژاد که فرزند دکتر احمدی نژاد هستند در شماره 931 روزانه مطلب جالبی نوشته بودند. در مورد نوشته ایشان مطالبی به ذهن بنده خطور کرده که تقدیم ایشان و شما میکنم.
دوست ما در مورد دایره قدرتی صحبت کرده اند که دکتر احمدی نژاد در داخل آن قرار ندارد و بالطبع اکثر مشکلات ایشان و دولتشان حاصل از همین "در دایره نبودن" و نیز عدم تمایل به ورود به دایره ایست که آنرا دایره قدرت افزون طلب میدانند. با اینکه بنده اطلاعات دقیق ندارم اما حس میکنم واقعا در ایران دایره ای از افراد قدرتمند و قدرت طلب وجود دارد و طبیعی است که کسی که به این دایره تعلق داشته باشد تمایلی به خروج از آن یا قبول کاهش قدرت آن ندارد و تمام کوشش خود را برای مقابله با کاهش قدرت آن دایره خواهد کرد. به علاوه دکتر احمدی نژاد بارها به صراحت گفته اند که وجود چنین جریانی را تحمل نمیکنند و در صدد محو کامل آن هستند. بنده به دلیل آنکه ایشان را از نزدیک نمی شناسم نمی توانم در مورد جدیت ایشان در مبارزه مذکور نظر بدهم و بدون بحث قبول میکنم که ایشان در این ادعا کاملا صادق هستند. اما بحث به همینجا ختم نمی شود و چند سوال در این زمینه پیش می آید که با شما و مخصوصا آقای احمدی نژاد در میان میگذارم. در ضمن پیشاپیش از اینکه بعضی از این سوالها ممکن است برخورنده و ناراحت کننده باشند عذرخواهی کرده و تقاضا دارم به هیچ وجه آنها را به فرد خاصی منتصب نکنید بلکه سوالات بنده کاملا جنبه انتزاعی دارد و شخص خاصی را هدف نگرفته
سوال اول: با این فرض که دایره قدرتی وجود دارد، باید پرسید که این دایره کی و چگونه به وجود آمده؟
دوست عزیز، تقریبا تمامی افرادی که در افواه مردم از آنها بعنوان اعضاء آن دایره قدرت نام برده میشود دارای سوابق نسبتا طولانی مبارزاتی در قبل و بعد از انقلابند. اصلا نمی خواهم بگویم که به دلیل این مبارزات باید آنها دارای مصونیت باشند بلکه بر عکس بنده معتقدم که ظاهرا سوابق درخشان مبارزاتی عده ای از افراد باعث شده که پس از انقلاب و در شرایط خاص ابتدای انقلاب احترام ویژه ای در بین مردم پیدا کنند و این احترام وقتی حالت افراطی به خود بگیرد (که همانطور که میدانید معمولا در جامعه ما چنین میشود) دیر یا زود زمانی پیش می آید که افراد مذکور دست خود را در تصرف در دارایی های کلان کاملا باز میبینند و بعلاوه به واسطه احترام و مقبولیت عمومی که حاصل آن اطمینان صد در صد (و گاها بی مورد) جامعه است کسی برای پیگیری فعالیتهای آنها وجود ندارد یا اگر دارد بواسطه احترام آن افراد از نظارت بر کار آنها چشم پوشی میشود. به مرور زمان طبیعی است که اقلا عده ای از این گروه در تصمیم گیریهای خود اغراض دیگری غیر از رضای خدا را در نظر بگیرند یا لا اقل سعی کنند رضای خدا را به نحوی جلب کنند که کمی هم برای خود یا دوستانشان دارای انتفاع باشد. همانطور که میدانیم راه توجیه هم که به برکت خداوند همواره باز است. ناظران امور نیز که باید اعمال دولتمردان را کنترل کنند ابتدا به احترام سوابق آنها و کم کم به واسطه ترس یا خدای نکرده نفع شخصی سکوت یا پرده پوشی میکنند. و این گونه میشود که منافع کل جامعه به راحتی و به مرور برای عده ای برابر با منافع شخصی میشود. در این زمینه چندین سوال خیلی مهم دیگر هم وجود دارد که بعلت دور شدن از بحث مجال طرح ندارند
سوال دوم: با این فرض که دکتر احمدی نژاد بتوانند این دایره را از بین ببرند، چقدر احتمال دارد که این دایره مجددا و با افراد جدید تشکیل نشود؟
دوست عزیز، فرض کنیم که دکتر احمدی نژاد بتوانند که دایره قدرت مذکور را از اساس و بنیان به همراه تمام عقبه آن از بین ببرند. حال فکر کنید در فردای چنین روزی چه اتفاقی میافتد؟ برای پر کردن خلاء این افراد چه افراد دیگری را داریم؟ اگر گمان میکنیم که مثلا آنچه که "نیروهای مومن و مکتبی" خوانده میشوند به راحتی جای آنها را میگیرند بد نیست یکبار دیگر افکار خود را مرور کنیم. دوست من افرادی که امروزه متهم به دنیا زدگی و دین فروشی شده اند در واقع روزگاری سردمداران مبارزه و شهادت بوده اند.بسیاری از آنها حتی مطمئن نبوده اند که از زندان شاه در قبل از انقلاب یا جبهه جنگ با صدام زنده بیرون میآیند. حال اگر گفته میشود که اقلا برخی از آنها کارشان به این روز کشیده چه تضمینی وجود دارد که نیروهای جوان ما که بزرگترین فعالیتشان راه پیمایی و صدور قطعنامه در مقابل سفارتهای خارجی است بعدا به همین درد بیدرمان دچار نشوند
آنجا که عقاب پر بریزد
از پشه لاغری چه خیزد
این دنیا طلبان امروز، روزی تحت تعالیم ائمه (ع) شهادت را از عسل گواراتر و دنیا را از آب بینی بز پست تر میدانستند و حال به این روز افتاده اند. وای به حال من که بزرگترین هیجان زندگیم پرتاب سنگ به سفارت انگلیس و دانمارک است.
اگر جایی از کار ایراد داشته که نتوانسته مانع سقوط عده ای از آن مبارزان مخلص به پرتگاه گناه شود باید اول فکری به حال سیستم و نگرشها کرد و بعد دنبال جایگزینی مهره های فاسد احتمالی با افراد جدید و سالم بود که در غیر این صورت افراد جدید به مراتب خیلی زودتر به همان سرنوشت قبلیها دچار میشوند و تنها فرق قضیه آنست که بخاطر حذف قبلیها و آوردن جدیدها هزینه مالی و زمانی و عملیاتی و آبرویی زیادی از کل کشور مصرف میشود و دقیقا هیچ بازدهی هم نخواهد داشت
سوال سوم: آیا بعضی از اقدامات دولت فعلی (چه با نظر مستقیم رئیس جمهور و چه بدون آن) به تقویت دایره قدرت فعلی یا دایره قدرت احتمالی آینده کمک نمی کند؟
دوست عزیز، شما به واسطه نسبت نزدیک با رئیس جمهور بهتر میدانید که اقلا در بعضی از قسمتها کارهای دولت چندان با عملکرد مطلوب مطابقت ندارد. این بجز فشارها و آزارها و سنگ اندازیهای داخلی و خارجی است که کم هم نیست. اما سوای مشکلاتی که دیگران درست میکنند باید قبول کرد که همه کارهای دولت را نمی توان قابل دفاع دانست. در همین دوره فعلی برخی انتسابها در دستگاهها توجیه درستی نداشته و شائبه ملاحظات شخصی در آنها وجود داشته. در این صورت وقتی کسی دوستان خود را در اموری که کم و بیش قابلیت آنرا نداشته باشند منصوب کند خواسته یا نا خواسته یکی از همان دایره های قدرت را ولو خیلی کوچک برای خود درست کرده و هیچ بعید نیست که همین دایرک ها بعدا به هم چسبیده و دایره بزرگ و قوی دیگری بسازند. دوست من بنده به هیچ وجه نمیخواهم تمام انتصابها یا تصمیمات دولت را زیر سوال ببرم اما به نظرم اقلا بعضی از آنها جای سوال دارد
سوال چهارم: آیا بوجود آمدن دایره قدرت بر اثر مسائل سیاسی بوده یا مسائل فرهنگی و اجتماعی؟
دوست من، اگر بخواهیم کمی عمیقتر به مساله فساد اداری و قدرت طلبی در ایران نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که این درد تنها مربوط به امروز و دیروز نیست حتی بر خلاف آنچه گاهی در ذهنها جا افتاده زاییده استعمار خارجی هم نیست و باید با کمال شرمندگی و سرافکندگی قبول کرد که این مساله از سالها قبل از اینکه اولین اروپایی پا بر خاک ایران بگذارد نیز درد بزرگ کشور ما بوده کما اینکه یکی از سیاحان فرنگی جایی گفته که از ایرانیان هر چیزشان بجز زنشان را میتوان با پول خرید. این حرف گرچه خیلی زشت است و درضمن احتمالا غرض ورزی شخص نویسنده را هم در بر داشته اما اقلا قسمتی از آن درست بوده و نشان از وجود زمینه های فساد اداری در ایران دارد. پس اگر میخواهیم با مافیای قدرت و ثروت مبارزه کنیم باید ریشه های اجتماعی ایجاد آنرا بخشکانیم در غیر اینصورت اگر هم دکتر احمدی نژاد به فرض بتوانند این مافیا را منهدم کنند ( که البته هنوز نتوانسته اند) خواهیم دید که به سرعت مافیای جدیدی با افراد جدید ایجاد میشود. دلیل آنهم اینست که متاسفانه این مساله در قسمتهایی از حافظه طولانی مدت ما (تقریبا همه ما) جای گرفته و نبود آن نه تنها خوشآیند نیست بلکه مانند یک پست سازمانی در نظام فکری ایرانیان در آمده و دیر یا زود باید این پست را کسی پر کند. حال اگر این "زید" رفت باید یک "عمرو" بیاید و زحمت تشکیل مجدد این به اصطلاح مافیا را بکشد. دوستان میدانم که این حرف خیلی برخورنده و زننده است اما زنندگی آنرا به واقعیت تلخ پشت آن ببخشید. همه ما کم و بیش مواردی از فساد اجرایی را در بین همین مردم عادی که اتفاقا همه هم از فساد نالانند دیده ایم. برای اینکه متهم نشوم که گناه را گردن دیگران می اندازم از خودم مثال می آورم. خود بنده زمانی در شرکت مخابرات کار میکردم و اقلا در چند مورد برای دوستان و آشنایانم کارهایی را انجام دادم یا توصیه هایی به همکاران کردم که برای مردم عادی نمی کردم. یا مثلا در آستانه عید چون یکی از اقوامم در بانکی که از آن حقوق میگرفتم کار میکرد کلی هزارتومانی نو و تا نشده نسیبم میشد در حالی که سهم بقیه صد تومانیهای چروک بود. البته همکاران شکایتی نداشتند چون آنها هم به نوبه خود هرکدام بقال و قصاب آشنایی داشتند یا در فلان صندوق وام، آشنا داشتند و به این خاطر شیر و ماست و گوشتشان تضمین شده تربود یا خیلی راحتتر و زودتر وام خرید ماشین میگرفتند و با ماشینشان در روزهای بارانی که من در انتظار اتوبوس گوشه خیابان میخکوب بودم از جلوی من رد میشدند و به سر و صورتم آب و لجن میپاشیدند و دق دلی آن هزاری های نو و خوشگل شب عید را در میآوردند. غرض از همه این پرحرفیها آنکه به فرض که مفسدین بزرگ از بین بروند جایشان را چندتا از همین افراد معمولی مثل من و شما پر میکنند و در نهایت چون همه مان سر و ته یک کرباسیم در به همان پاشنه ای میچرخد که قبلا میچرخیده. در پایان حکایتی برایتان ذکر میکنم که گرچه کمی بی ادبی است اما دقیقا وصف حال مردم عزیز ماست
میگویند روزی شخصی میهمان یکی از دوستانش در شهر دیگری بود و طبعا شب را در منزل او ماند تا روز بعد به شهر خود مراجعت کند. از قضا در نیمه های شب احتیاج به قضای حاجت پیدا کرد. از یک طرف به منزل آشنایی نداشت و نمی دانست دستشویی کجاست و از سویی شرم و حیا مانع میشد که اهل منزل را بیدار کند و از طرفی صبر و خودداریش نیز به سرعت ته میکشید. به ناچار و با نهایت شرم، گلدانی که گوشه اتاق بود را خالی کرد و .... و باز گلدان را پر کرد. صبح فردا نیز از شرم، قبل از اینکه کسی بیدار شود از خانه خارج شد و راهی شهر خود شد. این بنده خدا از خجالت تا چند سال روی آنرا نداشت که با دوستش تماس بگیرد. بالاخره پس از هفت هشت سال به امید اینکه دوستنش ماجرا را فراموش کرده به او زنگ زد. دوست او به محضی که صدای او را شناخت گفت: پدر آمرزیده آن شب تو کجای خانه ما کار خود را کردی؟ از آن روز ما هفت بار خانه مان را عوض کرده ایم و هنوز در خانه بوی کثافت میآید ...
مجددا از دوستان بخاطر این لطیفه بیمزه و زشت معذرت میخواهم اما اگر درست حسابش را بکنیم همه ما در گوشه هایی از اخلاقیات خود چیزهای متعفنی داریم که تازه گاهی با دقت در حفظ آن کوشا هم هستیم و در این حال درمان دردهای جامعه را در راندن فلان فرد و آوردن بهمان فرد میدانیم غافل از اینکه مانند آن مرد حکایت ما منبع تعفن را همواره با خود به خانه جدید میبریم

با تشکر از همه دوستان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:37 بعد از ظهر  توسط محمد برون  |